دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۹۷۸

مولوی
زندگانی صدر عالی باد ایزدش پاسبان و کالی باد
هر چه نسیه ست مقبلان را عیش پیش او نقد وقت و حالی باد
مجلس گرم پرحلاوت او از حریف فسرده خالی باد
جان ها واگشاده پر در غیب بسته پیشش چو نقش قالی باد
بر یمین و یسار او دولت هم جنوبی و هم شمالی باد
دو ولایت که جسم و جان خوانند بر سر هر دو شاه و والی باد
بخت نقدست شمس تبریزی او بسم غیر او ملی باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی ستایش‌آمیز و در قالب دعایی عرفانی، از جایگاه رفیع معنوی شمس تبریزی سخن می‌گوید. فضا، فضایی آکنده از احترام و ارادت است که در آن، شاعر تمام کائنات و ابعاد هستی را در خدمت یا در محضر این پیر و مرشد می‌بیند و آرزو می‌کند که او از گزند زمانه در امان بماند.

مضمون اصلی شعر، پیوند میان ساحت مادی و معنوی است. شاعر آرزو دارد که شمس، نه تنها در این جهان بلکه در تمام مراتب هستی (جسم و جان)، حاکم و مقتدر باشد و تمام موهبت‌هایی که دیگران در انتظار رسیدن به آن در آینده هستند، برای او در همین لحظه محقق و در دسترس باشد.

معنای روان

زندگانی صدر عالی باد ایزدش پاسبان و کالی باد

امیدوارم زندگانی آن بزرگوار و پیشوا طولانی و با عزت باشد و خداوند همیشه نگهبان و حامی او باشد.

نکته ادبی: صدر به معنای پیشوا و بزرگ، و کالی واژه‌ای کهن به معنای نگهبان و محافظ است.

هر چه نسیه ست مقبلان را عیش پیش او نقد وقت و حالی باد

هر آنچه که برای دیگران در حکمِ وعده‌ای برای آینده (نسیه) است و در پی آن هستند، برای او باید در همین لحظه نقد و حاضر باشد.

نکته ادبی: تضادِ نسیه و نقد، تقابل میان امیدِ آینده و دریافتِ حال در عرفان است.

مجلس گرم پرحلاوت او از حریف فسرده خالی باد

امیدوارم که مجلسِ پرشور و شیرینِ او، از وجودِ افرادِ بی‌ذوق و افسرده که شادیِ معنوی را درک نمی‌کنند، پاک باشد.

نکته ادبی: حریف فسرده به معنای فردی بی‌حاصل و سرد است که با فضای روحانی مجلس منافات دارد.

جان ها واگشاده پر در غیب بسته پیشش چو نقش قالی باد

در حالی که جان‌های دیگر آزادانه در عالم غیب پرواز می‌کنند، در برابرِ شکوهِ او باید مانند نقوشِ فرش، بی‌حرکت و مطیع باشند.

نکته ادبی: تشبیه به نقش قالی نشان‌دهنده‌ی تسلیمِ مطلق و سکون در برابرِ عظمتِ شمس است.

بر یمین و یسار او دولت هم جنوبی و هم شمالی باد

امیدوارم که سعادت و خوشبختی از همه جهات (راست و چپ، شمال و جنوب) او را احاطه کند.

نکته ادبی: اشاره به جهات چهارگانه کنایه از شمول و فراگیریِ سعادت است.

دو ولایت که جسم و جان خوانند بر سر هر دو شاه و والی باد

آن دو دنیایی که جسم و جان نامیده می‌شوند، باید تحتِ فرمانروایی و حاکمیتِ او باشند.

نکته ادبی: ولایت در اینجا به معنای قلمروِ حاکمیت و قدرت است.

بخت نقدست شمس تبریزی او بسم غیر او ملی باد

شمس تبریزی خودِ بخت و اقبالِ حاضر است؛ امید است که او در پناهِ نامِ حق باشد و غیر از او همه چیز فاقدِ اعتبار گردد.

نکته ادبی: ملی در اینجا به معنای تهی شدن یا بی‌مقدار بودنِ غیرِ محبوب در برابرِ حضورِ اوست.

آرایه‌های ادبی

تضاد نسیه و نقد

تقابل میان آنچه در آینده است و آنچه در لحظه حاصل است.

تشبیه بسته پیشش چو نقش قالی باد

تشبیه جان‌ها به نقش قالی برای بیان تسلیم و سکون محض.

کنایه مجلس گرم

کنایه از محفلِ پرشور و با نشاطِ عرفانی.