دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۹۷۶

مولوی
خسروانی که فتنه ای چینید فتنه برخاست هیچ ننشینید
هم شما هم شما که زیبایید هم شما هم شما که شیرینید
همچو عنبر حمایلیم همه بر بر سیمتان که مشکینید
نشوم شاد اگر گمان دارم که گهی شاد و گاه غمگینید
در صفای می نهان دیدیم که شما چون کدوی رنگینید
شاهدان فنا شما جمله با لب لعل و جان سنگینید
بل که بر اسب ذوق و شیرینی تا ابد خوش نشسته در زینید
تبریزی شوید اگر در عشق بنده شمس ملت و دینید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی عرفانی و خطاب‌گونه، به توصیف معشوقی می‌پردازد که در عین برخورداری از زیبایی ظاهری و جذابیت‌های کلامی، منشأ حیرت و آشوب در دل عاشق است. شاعر در این فضای عاشقانه، میان دوگانگی‌های وجودی معشوق، مانند شادی و غم، در نوسان است و سعی دارد از این گذار عبور کند.

در نهایت، شاعر به دنبال رسیدن به آرامش و ثباتی است که تنها در سایه پیوند با پیر و مراد حقیقی (شمس) و غرق شدن در دریای عشق حاصل می‌شود. این شعر دعوتی است به فراتر رفتن از لذت‌های سطحی و رسیدن به مقام تسلیم و بندگی در پیشگاه حقیقت مطلق.

معنای روان

خسروانی که فتنه ای چینید فتنه برخاست هیچ ننشینید

ای کسانی که با حضور خود، آشوب و فتنه‌ای برپا می‌کنید، بدانید که این فتنه برخاسته است و دیگر آرام نخواهد گرفت.

نکته ادبی: خسروانی در اینجا به معنای پادشاهان یا بزرگان است که کنایه از معشوقانِ مسلط بر دلِ عاشق دارد. فتنه چیدن کنایه از ایجاد آشوب و دل‌بری است.

هم شما هم شما که زیبایید هم شما هم شما که شیرینید

شما همان‌هایی هستید که هم از زیبایی بهره‌مندید و هم شیرین‌سخن و دلربا هستید.

نکته ادبی: تکرار واژه شما برای تأکید بر هویت مخاطب و تأکید بر جامعیت صفات او به کار رفته است.

همچو عنبر حمایلیم همه بر بر سیمتان که مشکینید

ما همچون حمایلی از جنس عنبر، به سینه سیمین و مشکین شما آویخته‌ایم.

نکته ادبی: حمایل بندی است که بر دوش می‌اندازند. در اینجا تشبیه عاشق به حمایل و معشوق به سینه سیمین (کنایه از زیبایی و درخشندگی) به کار رفته است.

نشوم شاد اگر گمان دارم که گهی شاد و گاه غمگینید

اگر گمان کنم که احوال شما گاهی شاد و گاهی غمگین است، هرگز به شادی نخواهم رسید.

نکته ادبی: شاعر از نوساناتِ احوالِ معشوق گریزان است و به دنبال ثبات و آرامشی است که با دوگانگی (شادی و غم) در تضاد است.

در صفای می نهان دیدیم که شما چون کدوی رنگینید

در زلالی و صفایِ شرابِ عشق، دریافتیم که شما همچون کوزه‌ای پرنقش‌ و نگار و رنگین هستید.

نکته ادبی: کدو در اینجا کنایه از ظرفی است که شراب در آن می‌ریزند و شاید اشاره به فریبندگی ظاهری در برابر حقیقت باطنی باشد.

شاهدان فنا شما جمله با لب لعل و جان سنگینید

شما همه از خوبانِ فناشده در عشق هستید که لبانی سرخ‌فام و روحی گران‌سنگ و پرمعنا دارید.

نکته ادبی: شاهدان فنا اصطلاحی عرفانی است؛ کسانی که در راه عشق، خودیت خویش را از دست داده‌اند. جان سنگین به معنای عمیق و دارای وقار است.

بل که بر اسب ذوق و شیرینی تا ابد خوش نشسته در زینید

بلکه شما همواره و تا ابد بر مرکبِ لذت و شیرینیِ عشق، استوار و محکم نشسته‌اید.

نکته ادبی: اسب ذوق استعاره از شور و اشتیاقی است که معشوق بر آن سوار است و در فضای معنایی خود سیر می‌کند.

تبریزی شوید اگر در عشق بنده شمس ملت و دینید

اگر در راه عشق قدم نهاده‌اید، باید همچون اهل تبریز (پیرو شمس) شوید، چرا که شما بنده شمسِ دین و حقیقت هستید.

نکته ادبی: اشاره مستقیم به تخلص تبریزی و ارادت شاعر به شمس تبریزی؛ پیوستن به این طریقت شرط رسیدن به کمال است.

آرایه‌های ادبی

استعاره اسب ذوق

تشبیه حالت شور و شوق و لذت معنوی به اسب برای نشان دادن استواری در آن حالت.

تشبیه همچو عنبر

تشبیه عاشق (یا تعلقِ عاشق) به عنبر که خوش‌بو و آویخته بر معشوق است.

کنایه سیم

کنایه از سفیدی و درخشندگی پوست سینه معشوق.

تضاد شاد و غمگین

استفاده از تضاد برای بیان نوسان احوال و ناپایداری در عشق زمینی.