دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۹۵۵

مولوی
سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید
بگرد بام تو گردان کبوتران سلام که بی پناه تو کس را نشاید آرامید
چو پر و بال ز تو یافتست هر مرغی ز غیر تو به کجا باشدش امید مرید
به هر طرف که ببینی تو مرغ سوخته پر بدان که از طمع خام سوی دام پرید
تو آب کوثری و سوخته به تو آید برویدش سپس سوز پر و بال جدید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده به زیبایی تصویری از بازگشت روح سرگشته به سوی آستان دوست ترسیم می‌کند. در فضای این اثر، سلام و درود همچون مسافری تصویر شده که سراسر جهان را در می‌نوردد تا در نهایت تنها در پیشگاه معشوق آرام گیرد. پرندگان در این متن، نماد جان‌های مشتاقی هستند که جز در پناهگاه الهی، قرار و آرامشی نمی‌یابند.

پیام بنیادین این اثر، تبیین رنج‌های ناشی از طمع و دلبستگی‌های دنیوی است که چون آتشی بال و پر جان آدمی را می‌سوزاند. در مقابل، آستان دوست همچون آب حیات‌بخش کوثر، جایگاه التیام و رویش دوباره است که زخم‌های روح را شفا می‌بخشد و به آن توان پرواز دوباره می‌دهد.

معنای روان

سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید

درود و سلام بر تو که سرآغاز و پایانِ هر سلامی هستی. درود من تمام جهان را جست‌وجو کرد و کسی را شایسته‌تر از تو برای دریافت آن نیافت.

نکته ادبی: تجسیم و تشخیصِ سلام به عنوان مسافری که در حال جست‌وجو است.

بگرد بام تو گردان کبوتران سلام که بی پناه تو کس را نشاید آرامید

کبوترانِ سلام بر گرد بام خانه‌ات در طوافند؛ چرا که هیچ‌کس بدون پناه بردن به سایه‌سارِ لطف تو، به آرامش و آسودگی دست نمی‌یابد.

نکته ادبی: استعاره از کبوتران برای جان‌های پاک و صلح‌جویی که به آستان قدسی پناه می‌برند.

چو پر و بال ز تو یافتست هر مرغی ز غیر تو به کجا باشدش امید مرید

از آنجایی که هر پرنده‌ای (هر موجودی) توانایی پرواز و هستی خود را از تو وام گرفته است، پس دیگر به جز تو به چه کسی می‌تواند به عنوان تکیه‌گاه امیدوار باشد؟

نکته ادبی: اشاره به وابستگی وجودی تمام مخلوقات به خالق و پوچیِ امید بستن به غیرِ او.

به هر طرف که ببینی تو مرغ سوخته پر بدان که از طمع خام سوی دام پرید

هر کجا پرنده‌ای را با بال‌های سوخته دیدی، بدان که این سوختگی نتیجه‌ی حرص و طمع خام او بوده که باعث شد به سوی دامِ دنیا پرواز کند.

نکته ادبی: مرغِ سوخته‌پر استعاره از انسانی است که بر اثر دلبستگی‌های دنیوی دچار آسیب شده است.

تو آب کوثری و سوخته به تو آید برویدش سپس سوز پر و بال جدید

تو همانند آبِ کوثر و حیات‌بخش هستی و کسانی که از آتش دنیا سوخته‌اند به سوی تو می‌آیند تا با عنایت تو، دوباره بال و پری تازه برآورند و شفا یابند.

نکته ادبی: اشاره به رود بهشتی کوثر به عنوان نماد پاکی و حیات دوباره که با مفهوم سوختن در تضاد است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) سلام گرد جهان گشت

سلام که مفهومی انتزاعی است، به شکل مسافری درآمده که برای یافتن مقصود، جهان را سیر می‌کند.

استعاره کبوتران سلام

کبوتران نمادی از جان‌های پاک یا پیام‌آورانِ صلح هستند که به سوی جایگاه امن پرواز می‌کنند.

تلمیح آب کوثر

اشاره به چشمه‌ای در بهشت که نماد طهارت، برکت و حیات ابدی است.

تضاد سوخته و آب کوثر

تقابل میان سوزِ حاصل از طمع و آتشِ هوس با زلالی و شفابخشی آب کوثر.