دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۹۳۳

مولوی
میان باغ گل سرخ های و هو دارد که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد
چو سال سال نشاطست و روز روز طرب خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل کسی که ساقی باقی ماه رو دارد
به باغ جمله شراب خدای می نوشند در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد
عجایبند درختانش بکر و آبستن چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد
هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
وجود ما و وجود چمن بدو زنده ست زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد
چراست خار سلحدار و ابر روی ترش ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد
چو آینه ست و ترازو خموش و گویا یار ز من رمیده که او خوی گفت و گو دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل ترسیمی از حال و هوای عرفانی و پرشور شاعر است که در آن باغی نمادین به عنوان جایگاه ظهور زیبایی‌های الهی تصویر شده است. در این فضا طبیعت رنگ و بویی فرازمینی می‌یابد و هر جزء آن از گل سرخ گرفته تا درختان نشانه‌ای از حضور معشوق ازلی است که جهان را به شور و مستی واداشته است.

شاعر با بهره‌گیری از عناصر طبیعی تقابل میان ظاهر و باطن را به تصویر می‌کشد؛ جایی که حتی خارها و ابرها نیز به خاطر شکوه این زیبایی مطلق دست به حسادت یا خشونت می‌زنند. فضای کلی غزل سرشار از تحیر ستایش و شور وصال است که در آن هستی و نیستی در پرتو این عشق لایزال معنا می‌یابد.

معنای روان

میان باغ گل سرخ های و هو دارد که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

گل سرخ در میان باغ هیاهو و غوغایی برپا کرده و از همگان می‌خواهد که به عطر و بوی خوش دهان و وجودش توجه کنند و آن را استشمام نمایند.

نکته ادبی: های و هو در اینجا به معنای غوغا و هیاهو است که برای نشان دادن تکاپوی گل به کار رفته است.

به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

همه در این باغ مست هستند اما مستی گل با دیگران تفاوت دارد؛ زیرا دیگران با پیمانه می‌نوشند اما او خود سبو را در اختیار دارد و جرعه‌نوش بی‌واسطه است.

نکته ادبی: سبو نماد دسترسی مستقیم و فراوان به سرچشمه فیض الهی است.

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

اکنون زمان شادی و روز جشن و سرور است؛ خوشا به حال من و هر آن‌کس که شادمانی و عیش عادت و خوی همیشگی او شده است.

نکته ادبی: خنک در اینجا به معنای مبارک باد یا خوشا به حالِ کسی است که ویژگی نیکی دارد.

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

وقتی ساقیی با چهره‌ای چون ماه و زیبایی جاودان در مجلس حضور دارد چرا نباید مانند ما در این مجلس گل ماندگار شد؟

نکته ادبی: ساقی باقی به معنای ساقیی است که حضورش همیشگی و جاودانه است و نماد خداوند است.

به باغ جمله شراب خدای می نوشند در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد

در این باغ همگان شراب الهی می‌نوشند؛ به قدری که چنان مست و غرق در این حضور شده‌اند که گویی وجود جسمانی و گلوی آنان برای نوشیدن این باده دیگر کاربردی ندارد.

نکته ادبی: نبودن گلو کنایه از غرق شدن کامل در عالم معنا و فراموشی نیازهای جسمانی و مادی است.

عجایبند درختانش بکر و آبستن چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد

درختان این باغ بسیار شگفت‌انگیزند؛ آن‌ها بکر و بارور هستند درست مانند مریم مقدس که بدون نیاز به همسر یا معشوق از قدرت الهی بارور شد.

نکته ادبی: تلمیح به داستان مریم مقدس در قرآن که بدون همسر صاحب فرزند شد.

هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

این باغ یعنی هستی هزاران بار از میان رفته و دوباره آراسته شده است؛ چه عشق و جست‌وجوی عجیبی در این کار است که مدام می‌سوزاند و باز می‌آفریند.

نکته ادبی: اشاره به چرخه حیات و مرگ و زایش دوباره در جهان هستی دارد.

وجود ما و وجود چمن بدو زنده ست زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد

هستی ما و هستی این باغ همگی به وجود او وابسته و زنده است؛ چه وجود لطیف و ظریفی دارد که این‌چنین همه را زنده نگه می‌دارد.

نکته ادبی: زهی به معنای چه عالی است و برای تحسین به کار می‌رود.

چراست خار سلحدار و ابر روی ترش ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد

چرا خارها چون سربازان مسلح تیغ کشیده‌اند و ابرها چهره در هم کشیده‌اند؟ به دلیل حسادت به گل سرخی که هزاران دشمن دارد.

نکته ادبی: سلحدار به معنای مسلح و دارای سلاح است که به خارهای تیزِ گل اشاره دارد.

چو آینه ست و ترازو خموش و گویا یار ز من رمیده که او خوی گفت و گو دارد

یار من هم‌زمان مانند آینه یعنی ساکت و منعکس‌کننده و ترازو یعنی گویا و داور است؛ من از او دور افتاده‌ام چون او عادت به گفت‌وگو و داوری دارد.

نکته ادبی: ایهام در خوی گفت و گو که هم به معنای قضاوت کردن و هم به معنای ارتباط کلامی است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص گل سرخ های و هو دارد

شاعر به گل سرخ ویژگی انسانی بخشیده که سخن می‌گوید و مردم را به سمت خود فرامی‌خواند.

تلمیح چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد

اشاره به معجزه تولد حضرت عیسی و پاکدامنی مریم مقدس.

کنایه کسی نیست کو گلو دارد

کنایه از استغراق در عالم مستی و فراموشی نیازهای مادی.

تضاد آینه و ترازو

تقابل سکوت و انعکاس آینه با گویایی و قضاوت ترازو برای توصیف ویژگی‌های معشوق.