دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۵۷

مولوی
چو آن کان کرم ما را شکارست به هر دم هدیه ما را ده هزارست
که ما را نردبان زرین و سیمین نهد چون قصد ما بر بام یارست
بلادری ست در عالم نهانی که بر ما گنج و بر بیگانه مارست
به پیش ما خزینه سیم مشمر که ما را زر و سیم بی شمارست
ز پروانه اگر این افترا بود دو صد چندین ز دست شهریارست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر پیوند عمیق میان عاشق و معشوق ازلی است. شاعر در این قطعه، سرشار از اعتماد به نفسِ عارفانه، از لطف بی‌کران خداوند سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تمامی ابزارها و دارایی‌های دنیوی، تنها پله‌هایی هستند که به دست معشوق برای عروج عاشق فراهم شده‌اند.

در این فضا، تفاوت بنیادینی میان عارفِ آگاه و غریبه‌ی دنیوی وجود دارد؛ آنچه برای عارف گنجینه‌ای از معرفت است، برای بیگانگان می‌تواند سرچشمه‌ی هلاکت و ترس باشد. پیام کلی متن، گذار از دلبستگی‌های مادی به سوی عطایای بی‌پایانِ الهی است.

معنای روان

چو آن کان کرم ما را شکارست به هر دم هدیه ما را ده هزارست

از آنجا که منبع بی‌نهایتی از سخاوت، قلب ما را شکار کرده و به بند کشیده است، در هر لحظه هزاران هدیه و لطف معنوی به سوی ما سرازیر می‌کند.

نکته ادبی: کان کرم استعاره‌ای است برای ذات اقدس الهی یا پیرِ کامل که سرچشمه‌ی فیض است.

که ما را نردبان زرین و سیمین نهد چون قصد ما بر بام یارست

هنگامی که ما قصد می‌کنیم به جایگاه رفیعِ وصالِ معشوق برسیم، او خود اسباب عروج، یعنی نردبانی از طلا و نقره برای ما مهیا می‌سازد.

نکته ادبی: نردبان در اینجا نمادی از اسباب و وسایلِ تعالیِ روحی است که خداوند در اختیار سالک قرار می‌دهد.

بلادری ست در عالم نهانی که بر ما گنج و بر بیگانه مارست

در عالم غیب، جایگاهی وجود دارد که برای ما همچون گنجینه‌ای ارزشمند است، اما برای بیگانگان و نااهلان، حکم ماری خطرناک و کشنده را دارد.

نکته ادبی: تضادِ گنج و مار نشان‌دهنده تفاوتِ نگاهِ اهلِ دل و اهلِ دنیا به امورِ الهی است.

به پیش ما خزینه سیم مشمر که ما را زر و سیم بی شمارست

ثروت‌های مادی و گنجینه‌های سیمین خود را پیش ما به رخ نکشید، چرا که ما از ثروت‌های معنویِ بی‌شماری بهره‌مندیم که در برابر آن، ثروت دنیوی هیچ است.

نکته ادبی: زر و سیم در اینجا به جایگاهِ استعاریِ کمالاتِ روحانی و انوارِ الهی به کار رفته است.

ز پروانه اگر این افترا بود دو صد چندین ز دست شهریارست

اگر این ادعای ما نزدِ افراد کوته‌فکر (پروانه‌صفت) دروغ و تهمت به نظر می‌رسد، بدانی که بخشش و عطای پادشاهِ حقیقی (خداوند) صدها برابر بیش از این‌هاست.

نکته ادبی: پروانه در اینجا نمادِ ناپایداری و کوته‌نظری است و شهریار کنایه از خداوند متعال می‌باشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره کان کرم

تشبیه منشأ سخاوت به معدن یا کانِ طلا و بخشش.

تضاد (طباق) گنج و مار

تقابل میان دو مفهومِ نفع و ضرر که نشان‌دهنده تفاوتِ ظرفیتِ افراد در دریافتِ فیض است.

کنایه بام یار

اشاره به مقام قرب و وصال به حق‌تعالی.