مثنوی معنوی - دفتر ششم

مولوی

بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شه‌زاده در تدبیر آن واقعه

مولوی
رو به هم کردند هر سه مفتتن هر سه را یک رنج و یک درد و حزن
هر سه در یک فکر و یک سودا ندیم هر سه از یک رنج و یک علت سقیم
در خموشی هر سه را خطرت یکی در سخن هم هر سه را حجت یکی
یک زمانی اشک ریزان جمله شان بر سر خوان مصیبت خون فشان
یک زمان از آتش دل هر سه کس بر زده با سوز چون مجمر نفس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیفِ پیوند عمیق و وحدتِ وجودیِ سه تن می‌پردازد که در غم، اندوه، تفکر و حتی واکنش‌های بیرونی، به‌سانِ یک روح در سه کالبد ظاهر شده‌اند. هماهنگیِ بی‌نظیرِ این سه نفر در تمامی حالاتِ روحی و رفتاری، نشان‌دهنده‌ی هم‌داستانیِ آنان در دردی مشترک است که فاصله‌ها را میانشان از میان برده است.

فضا و اتمسفرِ حاکم بر این سخن، سرشار از حسِ اندوه و سوگواریِ جمعی است. شاعر با استفاده از تصاویرِ برآمده از آتشِ دل و اشک‌های خونین، مخاطب را به تماشایِ مجلسی از هم‌دلی و هم‌دردی می‌برد که در آن، تک‌تکِ کنش‌ها و واکنش‌های افراد، بازتابی از یک رنجِ بنیادین و عمیق است.

معنای روان

رو به هم کردند هر سه مفتتن هر سه را یک رنج و یک درد و حزن

هر سه نفر در حالی که سرگشته و پریشان‌خاطر بودند، به یکدیگر رو کردند؛ چرا که درد، اندوه و رنجِ هر سه نفر یکی بود و تفاوتی با هم نداشت.

نکته ادبی: مفتتن در اینجا به معنای آزموده شده، گرفتار بلا و پریشان‌حال است.

هر سه در یک فکر و یک سودا ندیم هر سه از یک رنج و یک علت سقیم

هر سه نفر در یک اندیشه و یک میل و آرزو هم‌نشین و شریک بودند و منشأ بیماری و رنجِ هر سه نفر نیز یکسان بود.

نکته ادبی: سقیم به معنای بیمار و رنجور است که کنایه از اندوهگین بودن به کار رفته است.

در خموشی هر سه را خطرت یکی در سخن هم هر سه را حجت یکی

در سکوت نیز حال و وضعِ درونی هر سه نفر یکی بود و وقتی به سخن در می‌آمدند، استدلال و دلیل هر سه نیز کاملاً مشابه و یکسان بود.

نکته ادبی: خطرت در اینجا به معنای جایگاه، حال و وضع است و حجت در این سیاق به معنای دلیل و برهان است.

یک زمانی اشک ریزان جمله شان بر سر خوان مصیبت خون فشان

در لحظه‌ای، همگی آنان مشغول گریستن بودند و بر سفره‌ی مصیبت و اندوه، با چشمان خود اشک‌های خونین می‌ریختند.

نکته ادبی: خوان مصیبت استعاره از موقعیت و مجلس غم و اندوه است که همچون سفره‌ای گسترده شده است.

یک زمان از آتش دل هر سه کس بر زده با سوز چون مجمر نفس

در لحظه‌ای دیگر، از آتشِ درون و سوزِ دلِ هر سه نفر، نفس‌هایشان همچون دودی که از منقل برمی‌خیزد، پر از سوز و گداز از سینه بیرون می‌آمد.

نکته ادبی: مجمر به معنای منقل آتش است و تشبیه نفس به دودِ برخاسته از مجمر، نشان‌دهنده‌ی شدت حرارتِ درون است.

آرایه‌های ادبی

تکرار هر سه و یک

تکرارِ هوشمندانه این واژگان برای تأکید بر وحدت، هم‌سویی و یگانگیِ تجربه‌ی آن سه فرد است.

استعاره خوان مصیبت

تشبیه موقعیت و فضای اندوه به یک سفره‌ی پذیرایی برای نشان دادن وسعتِ غم.

تشبیه چون مجمر نفس

مانند کردن نفسِ گرم و سوزانِ افراد به آتش یا دودی که از منقل برمی‌خیزد.

کنایه خون فشان

کنایه از شدت گریه و اندوه که چشم را به جای اشک، خون‌فشان می‌کند.