مثنوی معنوی - دفتر ششم

مولوی

بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

مولوی
اشتر و گاو و قجی در پیش راه یافتند اندر روش بندی گیاه
گفت قج بخش ار کنیم این را یقین هیچ کس از ما نگردد سیر ازین
لیک عمر هرکه باشد بیشتر این علف اوراست اولی گو بخور
که اکابر را مقدم داشتن آمدست از مصطفی اندر سنن
گرچه پیران را درین دور لئام در دو موضع پیش می دارند عام
یا در آن لوتی که آن سوزان بود یا بر آن پل کز خلل ویران بود
خدمت شیخی بزرگی قایدی عام نارد بی قرینهٔ فاسدی
خیرشان اینست چه بود شرشان قبحشان را باز دان از فرشان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با بهره‌گیری از تمثیلِ حیوانات، به موضوع اخلاقیِ احترام به بزرگان و پیش‌کسوتان می‌پردازد. در آغاز، با بیانی مبتنی بر سنت و آموزه‌های دینی، برتریِ سالمندان در دریافتِ نعمت و تقدّم آن‌ها بر دیگران مطرح می‌شود که بازتابی از یک قاعدهٔ اخلاقیِ پذیرفته شده است.

در ادامه، شاعر با چرخش در لحنِ اثر، نقدی تند و صریح به جامعهٔ زمانهٔ خود وارد می‌کند. او معتقد است که این احترام به بزرگان، امروزه رنگ باخته و تنها در شرایطی خاص و ناخوشایند؛ یعنی زمانی که خطری جدی (مانند گذشتن از پلِ خراب یا خوردن غذای داغ) وجود دارد، به سراغِ بزرگان می‌روند تا آنان را سپرِ بلا کنند. این تضاد، پوچیِ اخلاقِ ریاکارانهٔ عامه را نشان می‌دهد.

معنای روان

اشتر و گاو و قجی در پیش راه یافتند اندر روش بندی گیاه

شتر و گاو و بچه آهویی (قجی) در مسیر حرکت خود، دسته‌ای گیاه یا علوفه پیدا کردند.

نکته ادبی: قجی به معنای بچه حیوان یا نوعی آهوی کوچک است. بندی در اینجا به معنای یک بسته یا مقدار کمی از چیزی است.

گفت قج بخش ار کنیم این را یقین هیچ کس از ما نگردد سیر ازین

آن بچه حیوان گفت: اگر بخواهیم این علوفه را میان خود تقسیم کنیم، قطعاً با این مقدار کم، هیچ‌کداممان سیر نخواهیم شد.

نکته ادبی: قج مخفف قجی است. کلمه یقین در اینجا به معنای قطعیت و مسلم بودنِ امر است.

لیک عمر هرکه باشد بیشتر این علف اوراست اولی گو بخور

اما هر کس که سن و سال بیشتری دارد، این علف برای او شایسته‌تر است؛ بگذارید او آن را بخورد.

نکته ادبی: اولی به معنای سزاوارتر و شایسته‌تر است.

که اکابر را مقدم داشتن آمدست از مصطفی اندر سنن

زیرا اولویت دادن به بزرگان و پیش‌کسوتان، در سنت و روایات پیامبر اکرم (ص) نیز توصیه و تأکید شده است.

نکته ادبی: اکابر جمعِ اکبر به معنای بزرگان است. مصطفی از القاب پیامبر اسلام است و سنن جمعِ سنت به معنای روش و سیره است.

گرچه پیران را درین دور لئام در دو موضع پیش می دارند عام

اگرچه در این روزگارِ پر از پستی و فرومایگی، مردمِ عامی تنها در دو موقعیت خاص، بزرگان را مقدم می‌دارند.

نکته ادبی: لئام جمعِ لئیم به معنای فرومایه و پست است. عام در اینجا به معنای توده مردم یا مردم عادی است.

یا در آن لوتی که آن سوزان بود یا بر آن پل کز خلل ویران بود

یا زمانی که آن غذا بسیار داغ و سوزان است (و می‌خواهند اول بزرگان تست کنند) یا هنگامی که بر روی پلی هستند که بر اثر خرابی، در حال ریزش و ناامن است.

نکته ادبی: لوتی به معنای لقمه یا غذا است. خلل به معنای خرابی، سستی و آسیب‌دیدگی است.

خدمت شیخی بزرگی قایدی عام نارد بی قرینهٔ فاسدی

خدمت کردن به یک پیرِ بزرگ و راهنما، از سوی مردمِ عادی بدون داشتنِ یک نیتِ فاسد و انگیزه‌ای پنهان انجام نمی‌شود.

نکته ادبی: قایدی در اینجا به معنای رهبر، پیشوا یا راهنما است. قرینهٔ فاسد اشاره به انگیزه‌های پنهانی و نامشروع دارد.

خیرشان اینست چه بود شرشان قبحشان را باز دان از فرشان

خیرخواهیِ ظاهریِ آن‌ها چه ارزشی دارد؟ حقیقتِ شرارتِ آن‌ها را بشناس و زشتیِ باطنشان را از ظاهرِ فریبنده و آراستهٔ آن‌ها تشخیص بده.

نکته ادبی: قبح به معنای زشتی و فر در اینجا به معنای شکوه، ظاهر آراسته و زیباییِ ظاهری است که به عنوان تضاد استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح آمده‌ست از مصطفی اندر سنن

اشاره به احادیث نبوی در باب تکریم و احترام به بزرگان و پیران.

تضاد (طباق) قبحشان ... فرشان

تقابل میان زشتی و پلیدیِ باطن با شکوه و ظاهرسازیِ فریبنده.

تمثیل و نمادپردازی لوتی سوزان و پلِ ویران

استفاده از نمادهایِ موقعیت‌های خطرناک برای نشان دادنِ ابزارگونه نگاه کردن به بزرگان توسط مردم.