مثنوی معنوی - دفتر ششم

مولوی

بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سال را

مولوی
گفت صوفی قادرست آن مستعان که کند سودای ما را بی زیان
آنک آتش را کند ورد و شجر هم تواند کرد این را بی ضرر
آنک گل آرد برون از عین خار هم تواند کرد این دی را بهار
آنک زو هر سرو آزادی کند قادرست ار غصه را شادی کند
آنک شد موجود از وی هر عدم گر بدارد باقیش او را چه کم
آنک تن را جان دهد تا حی شود گر نمیراند زیانش کی شود
خود چه باشد گر ببخشد آن جواد بنده را مقصود جان بی اجتهاد
دور دارد از ضعیفان در کمین مکر نفس و فتنهٔ دیو لعین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر قدرت مطلق پروردگار، به مسئله‌ی توکل و آرامش درونی انسان می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌های متنوع، این نکته را تبیین می‌کند که همان‌گونه که خداوند قادر است اضداد را کنار هم بنشاند و از دل سختی، آسانی و از میانِ زشتی، زیبایی بیافریند، توانایی آن را دارد که هیاهو و تلاطم‌های درونی و نفسانی انسان را نیز به آرامشی پایدار بدل سازد.

در واقع، سراینده تلاش دارد تا با یادآوریِ قدرتِ لایزال الهی در دگرگونیِ عالم، بنده را از ترس و ناامیدی برهاند و به او گوشزد کند که دست‌یابی به مقصود، برای آن بخشنده‌ی مطلق، دشوار نیست و تنها کافی است که بنده، خود را به آن نیروی برتر بسپارد تا از گزندهای نفس و شیطان در امان بماند.

معنای روان

گفت صوفی قادرست آن مستعان که کند سودای ما را بی زیان

آن صوفی گفت: آن خدایی که یاری‌دهنده‌ی بندگان است، چنان قدرت دارد که می‌تواند شور و سودایِ ما را چنان تعدیل کند که آسیبی به ما نرساند.

نکته ادبی: مستعان به معنای یاری‌خواسته شده و از نام‌های خداوند است. سودا در اینجا به معنای عشقِ تند و یا افکار و خواسته‌هایی است که اگر مهار نشوند، به جان انسان آسیب می‌زنند.

آنک آتش را کند ورد و شجر هم تواند کرد این را بی ضرر

همان خداوندی که آتش سوزان را برای ابراهیم به گلستان و باغ تبدیل کرد، قدرت آن را دارد که این سودا و آتشِ درونی ما را نیز بی‌ضرر سازد.

نکته ادبی: اشاره به داستان قرآنی حضرت ابراهیم که آتش بر او گلستان شد. ورد به معنی گل و شجر به معنی درخت است.

آنک گل آرد برون از عین خار هم تواند کرد این دی را بهار

همان آفریدگاری که از دلِ خارِ گزنده، گلی زیبا می‌رویاند، می‌تواند این زمستانِ سرد و سختِ زندگیِ ما را نیز به بهارِ شادی و سرسبزی تبدیل کند.

نکته ادبی: عین خار یعنی ذات و حقیقت خار. تمثیل برای قدرتِ دگرگونیِ خدا و تبدیل رنج به گنج.

آنک زو هر سرو آزادی کند قادرست ار غصه را شادی کند

خدایی که به سرو قامتِ بلند و آزادی می‌بخشد، توانایی آن را دارد که غم و اندوهِ ما را نیز به شادی و نشاط بدل گرداند.

نکته ادبی: سرو نمادِ آزادگی و بلندبالایی در ادبیات فارسی است.

آنک شد موجود از وی هر عدم گر بدارد باقیش او را چه کم

آن ذاتی که هر چه نیستی بود را به هستی آورد و خلق کرد، اگر بخواهد بقای انسان را حفظ کند، برای او چه دشواری یا نقصانی دارد؟

نکته ادبی: تضادِ هستی و نیستی (عدم و وجود) برای اثبات قدرتِ بی‌پایان خدا به کار رفته است.

آنک تن را جان دهد تا حی شود گر نمیراند زیانش کی شود

خدایی که به کالبدِ بی‌جان، جان می‌بخشد تا زنده شود، اگر بخواهد این جان را نگیرد و مرگ را از آن دور کند، چه زیانی برای او خواهد داشت؟

نکته ادبی: پرسشِ انکاری برای تاکید بر بی‌نیاز بودنِ خداوند و سهولتِ امور برای او است.

خود چه باشد گر ببخشد آن جواد بنده را مقصود جان بی اجتهاد

چه می‌شود اگر آن بخشنده بی‌همتا، بدون آنکه بنده رنج و سختیِ فراوانی متحمل شود، مقصودِ دل و جان او را برآورده کند؟

نکته ادبی: جواد به معنای بخشنده است. اجتهاد در اینجا به معنی تلاشِ طاقت‌فرسا و زحمتِ بسیار است.

دور دارد از ضعیفان در کمین مکر نفس و فتنهٔ دیو لعین

خداوند می‌تواند بندگانِ ضعیفِ خود را از کمین‌گاهِ حیله‌های نفسِ سرکش و فتنه‌های شیطانِ رانده‌شده حفظ و دور نگه‌دارد.

نکته ادبی: کمین استعاره از فریب‌هایی است که نفس و شیطان برای انحرافِ انسان تدارک می‌بینند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح آتش را کند ورد و شجر

اشاره به داستان حضرت ابراهیم و سرد و سلامت شدن آتش بر او.

تضاد (طباق) خار و گل، زمستان و بهار، هستی و نیستی، مرگ و جان

استفاده از مفاهیم متضاد برای نشان دادن قدرت خداوند در تبدیل امور به یکدیگر.

تمثیل کل ابیات

استفاده از پدیده‌های طبیعی برای اثبات مفاهیم معنوی و توکل به خدا.