مثنوی معنوی - دفتر ششم

مولوی

بخش ۵۹ - مثل

مولوی
آن یکی می شد به ره سوی دکان پیش ره را بسته دید او از زنان
پای او می سوخت از تعجیل و راه بسته از جوق زنان هم چو ماه
رو به یک زن کرد و گفت ای مستهان هی چه بسیارید ای دخترچگان
رو بدو کرد آن زن و گفت ای امین هیچ بسیاری ما منکر مبین
بین که با بسیاری ما بر بساط تنگ می آید شما را انبساط
در لواطه می فتید از قحط زن فاعل و مفعول رسوای زمن
تو مبین این واقعات روزگار کز فلک می گردد اینجا ناگوار
تو مبین تحشیر روزی و معاش تو مبین این قحط و خوف و ارتعاش
بین که با این جمله تلخیهای او مردهٔ اویید و ناپروای او
رحمتی دان امتحان تلخ را نقمتی دان ملک مرو و بلخ را
آن براهیم از تلف نگریخت و ماند این براهیم از شرف بگریخت و راند
آن نسوزد وین بسوزد ای عجب نعل معکوس است در راه طلب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این بخش از مثنوی، شاعر با بهره‌گیری از یک صحنه داستانی کوتاه و ملموس، به نقد رویکرد سطحی انسان به مصائب، کمبودها و حوادث زندگی می‌پردازد. او معتقد است که سختی‌ها و فشارهای روزگار نه صرفاً بلایای طبیعی، بلکه ابزاری برای آزمون الهی و بیداریِ جانِ خفته انسان هستند.

درونمایه اصلی این ابیات، دعوت به ژرف‌نگری و عبور از ظواهر است. شاعر تأکید می‌کند که انسان نباید فقر یا فراوانی یا حوادث ناگوار را به دیده‌ی خشم بنگرد؛ چرا که چه بسا نعمتی که مایه غفلت است (نقمتی) و چه بسا رنجی که مسیر رستگاری و پاکی (رحمتی) است و باید در برابر آن ایستادگی کرد.

معنای روان

آن یکی می شد به ره سوی دکان پیش ره را بسته دید او از زنان

شخصی در حال حرکت به سمت دکان بود که ناگهان دید راهش توسط گروهی از زنان بسته شده است.

نکته ادبی: می‌شد به معنای می‌رفت و حرکت می‌کرد است.

پای او می سوخت از تعجیل و راه بسته از جوق زنان هم چو ماه

پاهایش از شدت عجله و راه رفتن می‌سوخت و راه توسط گروهی از زنان که چون ماه درخشان بودند، مسدود شده بود.

نکته ادبی: جوق به معنای گروه و دسته است.

رو به یک زن کرد و گفت ای مستهان هی چه بسیارید ای دخترچگان

رو به یکی از آن زنان کرد و با تحقیر گفت: هی، چرا شما زنان این‌قدر زیاد هستید؟

نکته ادبی: مستهان به معنای کسی است که مورد تحقیر و خواری قرار گرفته، اینجا به لحن کنایه‌آمیز گوینده اشاره دارد.

رو بدو کرد آن زن و گفت ای امین هیچ بسیاری ما منکر مبین

آن زن رو به او کرد و پاسخ داد: ای آدم محترم، وجود فراوان ما را به عنوان یک امر ناپسند یا غیرمنطقی تلقی نکن.

نکته ادبی: امین در اینجا به معنای خطاب مؤدبانه یا کنایه از کسی است که خود را درستکار می‌داند.

بین که با بسیاری ما بر بساط تنگ می آید شما را انبساط

ببین که با وجود کثرت ما، باز هم شما مردان در تنگنای شهوت و بی‌صبری هستید و آرامش ندارید.

نکته ادبی: انبساط در اینجا به معنای گشاده‌رویی و آسودگی خاطر است.

در لواطه می فتید از قحط زن فاعل و مفعول رسوای زمن

به دلیل کمبود زن، به همجنس‌گرایی روی می‌آورید و فاعل و مفعول هر دو در این زمانه رسوا می‌شوید.

نکته ادبی: اشاره به آسیب‌های اجتماعی ناشی از محدودیت‌ها و غلبه شهوت که شاعر با صراحت بیان کرده است.

تو مبین این واقعات روزگار کز فلک می گردد اینجا ناگوار

فقط به این حوادث ناگوار روزگار نگاه نکن، چرا که این تلخی‌ها از گردش فلک و تقدیر الهی سرچشمه می‌گیرد.

نکته ادبی: ناگوار اشاره به حوادث و مصائب دنیوی دارد.

تو مبین تحشیر روزی و معاش تو مبین این قحط و خوف و ارتعاش

فقط به فکر تامین معاش و ترس از فقر و اضطراب‌های دنیوی نباش.

نکته ادبی: تحشیر در اینجا به معنای گردآوری و حرص زدن برای روزی است.

بین که با این جمله تلخیهای او مردهٔ اویید و ناپروای او

ببین که با وجود تمام این تلخی‌ها، شما عملاً از نظر روحی مرده‌اید و نسبت به حقیقت بی‌تفاوت هستید.

نکته ادبی: ناپروایی به معنای بی‌اعتنایی و بی‌خبری است.

رحمتی دان امتحان تلخ را نقمتی دان ملک مرو و بلخ را

این امتحان سخت و تلخ را رحمتی از سوی خدا بدان و در مقابل، داشتن ثروت و قلمرو وسیع مانند مرو و بلخ را نقمتی (عذاب) تلقی کن.

نکته ادبی: تضاد بین رحمت و نقمت، تقابلِ آزمونِ الهی با عذابِ غفلتِ دنیوی است.

آن براهیم از تلف نگریخت و ماند این براهیم از شرف بگریخت و راند

آن ابراهیم (انسان حقیقت‌جو) از رنج و مصیبت فرار نکرد و ماند، اما این ابراهیم (انسان ظاهربین) از ترسِ دشواریِ راه، فرار کرد و دور شد.

نکته ادبی: اشاره به تفاوتِ میانِ مؤمنِ ثابت‌قدم و کسی که از سختیِ طریقت می‌هراسد.

آن نسوزد وین بسوزد ای عجب نعل معکوس است در راه طلب

عجیب است که اولی نمی‌سوزد و دومی می‌سوزد؛ در مسیر سلوک و طلب حقیقت، کارها گاهی برعکس به نظر می‌رسد.

نکته ادبی: نعل معکوس تمثیلی است برای نشان دادنِ وارونگیِ ظواهر در طریقِ حقیقت؛ جایی که گمان می‌کنی راه این است، اما حقیقت در جهتِ دیگر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد رحمتی / نقمتی

قرار دادن دو مفهوم متضاد برای نشان دادن اینکه سختیِ ظاهری می‌تواند رحمت باشد و رفاهِ ظاهری می‌تواند عذاب.

تمثیل نعل معکوس

اشاره به وارونگیِ حقایق در مسیر سلوک که ظاهرِ امور با باطنِ آن‌ها متفاوت است.

کنایه پای او می‌سوخت

کنایه از شدتِ تعجیل و دشواریِ راه پیمودن.