مثنوی معنوی - دفتر ششم

مولوی

بخش ۸ - در عموم تاویل این آیت کی کلما اوقدوا نارا للحرب

مولوی
کلما هم اوقدوا نار الوغی اطفاء الله نارهم حتی انطفا
عزم کرده که دلا آنجا مه ایست گشته ناسی زانک اهل عزم نیست
چون نبودش تخم صدقی کاشته حق برو نسیان آن بگماشته
گرچه بر آتش زنهٔ دل می زند آن ستاره ش را کف حق می کشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به مفهوم بنیادین "اخلاص" و نقش حیاتی آن در پذیرش اعمال در نزد خداوند می‌پردازند. مضمون کلی این است که هرگاه انسانی بدون نیت راستین و "تخم صدق" به کاری دست یازد، هرچند ظاهری آراسته یا تلاشی ظاهری داشته باشد، آن تلاش به ثمر نخواهد نشست. در واقع، این اشعار به تقابل میان اراده‌ی پوشالی و خواست الهی اشاره دارند؛ جایی که خداوند بر قلب فرد غافل، مهر نسیان و فراموشی می‌زند تا آن کوشش‌های بی‌ریشه به خاموشی بگرایند و شر از میان برود.

این بخش از کلام، تصویری از سنت الهی در برابر نفاق و کژی است؛ بدین معنا که هر چه انسان با نیتِ باطل و ستیزه‌جویانه، شعله‌ای از فتنه یا ادعا برافروزد، دست قدرت الهی آن را خاموش می‌کند. در نهایت، فقدان استواری و ایمان حقیقی باعث می‌شود که فرد حتی در عزم‌های کوچک خویش نیز دچار فراموشی و پراکندگی شود.

معنای روان

کلما هم اوقدوا نار الوغی اطفاء الله نارهم حتی انطفا

هرگاه آنان آتش جنگ و ستیز را برمی‌افروزند، خداوند آن آتش را خاموش می‌سازد تا جایی که کاملاً سرد و بی‌اثر می‌شود.

نکته ادبی: این بیت تضمینی از آیه ۶۴ سوره مائده است که به سنت الهی در مهار کردن فتنه‌گری‌های دشمنان حق اشاره دارد.

عزم کرده که دلا آنجا مه ایست گشته ناسی زانک اهل عزم نیست

او عزم کرده بود که در آن جایگاه ثابت‌قدم بماند، اما دچار فراموشی شد؛ زیرا در نهادش جوهره‌ی اراده‌ی راستین و عزم راسخ وجود نداشت.

نکته ادبی: واژه "ناسی" به معنای فراموشکار است و "عزم" در اینجا به معنای اراده‌ای است که با اخلاص گره خورده باشد.

چون نبودش تخم صدقی کاشته حق برو نسیان آن بگماشته

چون او در مزرعه‌ی جانش بذر راستی و صدق نکاشته بود، خداوند بر قلب او غبار فراموشی گماشته است تا آن مسیرِ حق را از یاد ببرد.

نکته ادبی: تضاد معنایی بین "کاشتن بذر صدق" و "گماشتن نسیان" به رابطه عمل و جزا در جهان‌بینی عرفانی اشاره دارد.

گرچه بر آتش زنهٔ دل می زند آن ستاره ش را کف حق می کشد

اگرچه او تلاش می‌کند تا با تکرار اعمال، جرقه‌ای از دلش برآورد (تا نوری ببیند)، اما دستِ قدرتِ الهی مانع از آن می‌شود که آن جرقه به شعله‌ای از هدایت تبدیل شود.

نکته ادبی: "آتش‌زنه" وسیله‌ای است برای جرقه‌زدن؛ استعاره از قلب است که اگر با ایمان صیقل یابد، جرقه معرفت از آن برمی‌جهد.

آرایه‌های ادبی

تضمین کلما هم اوقدوا نار الوغی...

ارجاع مستقیم به قرآن کریم برای تأکید بر یک حقیقت کلی و الهی.

استعاره تخم صدق

راستی و درستی به دانه‌ای تشبیه شده که باید در خاکِ دل کاشته شود تا به ثمر بنشیند.

استعاره آتش‌زنهٔ دل

قلب به سنگ آتش‌زنه تشبیه شده که قابلیتِ تولید جرقه (معرفت یا ایمان) را دارد اما بدون اخلاص، این جرقه خاموش می‌ماند.

کنایه کف حق می کشد

کنایه از ممانعت و سلب توفیق الهی از کسی که درونی آلوده به نفاق دارد.