مثنوی معنوی - دفتر پنجم
بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این ابیات، پیوندی میان یک پیر روحانی و مریدش به تصویر کشیده شده است که در آن، شیخ میکوشد ترس و اضطرابِ بیهوده مرید از تأمینِ معاش و فقر را درمان کند. حکایت از اضطرابِ بشری در برابر رزق و روزی سخن میگوید و آن را نشانهای از غفلت و ضعفِ باورِ انسان میداند.
مفهوم اصلی بر پایهی توکل استوار است؛ شاعر با زبانی تمثیلی بیان میکند که رزق، گویی موجودی زنده است که به سوی انسان در حرکت است و شتابزدگی و ترسِ آدمی، تنها مانعی در برابر رسیدنِ آن است. این ابیات، دعوت به آرامشِ درونی و سپردنِ امور به خداوند متعال است تا انسان از بندِ تشویشهای دنیوی رها شود.
معنای روان
شیخ به همراه مریدی راهیِ شهری شد که در آنجا مواد غذایی و نان کمیاب بود.
نکته ادبی: تنگ بودن نان کنایه از قحطی و گرانی است.
ترس از گرسنگی و قحطی، لحظه به لحظه به دلیل غفلت و ناآگاهی مرید، در ذهنش جان میگرفت و او را آزار میداد.
نکته ادبی: جوع در اینجا به معنای گرسنگی شدید است.
شیخ که از باطن و افکارِ مرید باخبر بود، به او گفت: تا چه زمان میخواهی در این تشویش و سرگردانی بمانی؟
نکته ادبی: زحیر در اینجا به معنای اضطراب و دلپیچه ناشی از غم و اندوه است.
تو به خاطر نگرانی برای تأمینِ نان، دیدهٔ صبر و توکلِ خود را بستهای و از کار انداختهای.
نکته ادبی: دوختن دیده به معنای نادیده گرفتن یا کور کردن است.
تو در زمرهٔ آن اولیای خاص و نازنینانِ درگاهِ حق نیستی که خداوند ایشان را با بیغذایی و سختی میآزماید.
نکته ادبی: جوز و مویز نمادِ رزق و روزی اندک یا وسایلِ پذیرایی ساده است.
گرسنگی و سختی، رزقِ معنویِ مردانِ بزرگِ خداست و برای فردِ گیج و سرگردانی همچون تو که تحملِ این آزمون را ندارد، نیست.
نکته ادبی: گیج در اینجا به معنای آشفتهحال و بیخرد است.
آسودهخاطر باش که تو در آن مرتبه نیستی که در این دنیا بی نصیب از نان بمانی.
نکته ادبی: بیستی فعل امری از بن دانستن (ماندن) است.
برای تودهٔ مردم که دلبستهٔ شکم هستند، همیشه نان و نعمت فراوان است و جای نگرانی نیست.
نکته ادبی: عام به معنای مردم عادی و ناآگاه از اسرار الهی است.
رزق و روزی، حتی پیش از انسان به سوی مقصدش میرود؛ پس چرا بیهوده خود را با ترس از فقر میکشی؟
نکته ادبی: پیش پیش رفتنِ نان کنایه از تقدیرِ محتومِ رزق است.
اگر تو بمیری، باز هم نان باقی میماند؛ پس چرا تا زندهای با این نگرانیها خود را نابود میکنی؟
نکته ادبی: برخیز گیر به معنای آن را رها کن یا بگذار بماند است.
به خدا توکل کن و از ترس بلرز؛ رزق و روزیِ تو، بسیار بیشتر از آنچه تو به آن اشتیاق داری، مشتاقِ رسیدن به توست.
نکته ادبی: عاشق بودن رزق، اشاره به حرکت تقدیر به سوی انسان دارد.
رزق، همچون عاشقی به سوی تو در حرکت است؛ اما تو با بیصبری و فضولی، آن را از خود دور میکنی.
نکته ادبی: مول مول در اینجا به معنای حرکت کردن و جوشیدن از شوق است.
اگر اندکی صبر میداشتی، رزق به سراغت میآمد و همچون عاشقی که به سوی معشوق میرود، تو را در بر میگرفت.
نکته ادبی: بر تو زدن در اینجا به معنای رسیدن و در آغوش گرفتن است.
این تبلرزه و ترس از گرسنگی برای چیست؟ با توکلِ حقیقی، میتوان با آرامش و بینیاز زندگی کرد.
نکته ادبی: تبلرزه استعاره از اضطراب شدید و بیپایه است.
آرایههای ادبی
رزق و روزی به عنوان موجودی زنده و دارای احساس (عاشق) تصویر شده است که مشتاق رسیدن به انسان است.
صبر و توکل به چشمی تشبیه شده که با پارچه یا نخی (نگرانی) دوخته و بسته شده است تا حقیقت را نبیند.
کنایه از حداقلِ معیشت و روزیِ ناچیز؛ اشاره به آزمونِ سختی که اولیا برای تعالیِ روح تحمل میکنند.