مثنوی معنوی - دفتر پنجم
بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
داستان حکایت زاهدی است که در پی آزمودن وعده الهی مبنی بر رزاقیت خداوند است. او با تظاهر به مرگ و ناتوانی در بیابان، میکوشد تا صحت این وعده را در عمل بیازماید. این داستان در بستری از طنزِ عارفانه، تقابل میان «تکیه بر خداوند» و «تظاهرِ ناپسند» را به تصویر میکشد.
این روایت، علاوه بر بیان طنزآمیزِ رفتارِ متظاهرانه، به دنبال تبیین این نکته است که رزق و روزی، بیآنکه بنده نیازی به نمایش و نقشبازی داشته باشد، همواره از جانب حق روانه است؛ و این آزمودنِ بیجایِ پروردگار، خود حاکی از ناتوانی در درکِ حقیقتِ توکل است.
معنای روان
زاهدی از پیامبر اکرم(ص) شنید که رزق و روزی بنده، بیشک و تردید از سوی خدا به او میرسد.
نکته ادبی: مصطفی یکی از القاب مشهور حضرت محمد(ص) به معنای برگزیده است.
چه تو در پی رزق باشی و چه نباشی، روزی تو از روی فضل و لطف الهی، دواندوان به سوی تو میآید.
نکته ادبی: عشق در اینجا کنایه از رحمت و فضلِ پروردگار است که به سوی بنده سرازیر میشود.
آن مرد برای آزمودن این سخن، به بیابان رفت و در کنار کوهی به خواب مصنوعی فرو رفت.
نکته ادبی: تفت در این سیاق به معنای گرم و سوزان یا با جدیت و اشتیاق است.
او با خود گفت: این کار را میکنم تا ببینم آیا روزی به سراغم میآید تا باور و یقین من به رزق الهی کامل شود.
نکته ادبی: ظن در متون عرفانی کهن اغلب به معنای باور و یقین قلبی است، نه شک و تردید.
در این میان کاروانی که راه را گم کرده بود، به آن کوه رسید و آن مردِ آزمونگر را در حال خواب دید.
نکته ادبی: ممتحن به معنای کسی است که در حال انجام آزمون یا امتحان است.
کاروانیان با تعجب گفتند: چرا این مرد تنها و بیکس در این بیابان دور از شهر رها شده است؟
نکته ادبی: عور در اینجا به معنای تنها، بیسرپناه و بییاور است.
با حیرت پرسیدند: آیا او زنده است یا مرده؟ چرا که هیچ هراسی از گرگ و دشمن در دل ندارد.
نکته ادبی: عدو به معنی دشمن است.
نزدیکش آمدند و به دست او زدند تا بیدار شود، اما آن زاهد با اراده، سکوت کرد و چیزی نگفت.
نکته ادبی: ارجمند در اینجا لحنی طنزآمیز دارد و به مقامِ پوشالی زاهد اشاره دارد.
او تکانی نخورد و سرش را حرکت نداد و حتی از روی امتحان، چشمانش را نیز باز نکرد.
نکته ادبی: بصر به معنی چشم است.
آنگاه گفتند: این مردِ ضعیف و بیپناه از شدت گرسنگی بیهوش شده است.
نکته ادبی: مجاعت به معنای گرسنگی مفرط و قحطی است.
غذا و نان در دیگی آوردند تا به زور در دهان و گلوی او بریزند.
نکته ادبی: حلقوم به معنی نای و گلوگاه است.
سپس آن زاهد دندانهایش را محکم به هم فشرد تا ببیند آیا واقعاً رزق به او میرسد یا خیر.
نکته ادبی: میعاد در اینجا به معنای وعده رزق است.
کاروانیان دلشان برای او سوخت، زیرا او را بینوا و در حال مرگ از گرسنگی تصور میکردند.
نکته ادبی: هالک اسم فاعل از هلاک به معنی کسی است که در حال نابودی و مرگ است.
گروه با شتاب کاردی آوردند و دندانهای بههمفشردهاش را از هم گشودند.
نکته ادبی: اشتافتند به معنای با عجله و شتاب حرکت کردن است.
آنان شوربا در دهانش ریختند و پارههای نان را به زور در دهانش فرو میبردند.
نکته ادبی: فعلِ فشردن به تداوم و فشار کاروانیان دلالت دارد.
باطنش به او گفت: ای دل، اگرچه ظاهرسازی میکنی، اما حقیقت را میدانی و داری نقشبازی میکنی.
نکته ادبی: تن زدن در اینجا به معنی سکوت کردن و خود را به چیزی زدن است.
دل پاسخ داد: حقیقت را میدانم و از روی قصد چنین میکنم؛ چرا که روزیرسانِ جان و تن من، تنها خداست.
نکته ادبی: رازق از صفات الهی و به معنی روزیدهنده است.
چه آزمایشی بزرگتر از این ممکن بود باشد؟ رزق و روزی، سرانجام برای کسانی که پایداری میکنند، به خوشی فراهم میشود.
نکته ادبی: این بیت نتیجهگیری زاهد از این ماجراست که بر لزوم صبر برای دریافت روزی تأکید دارد.
آرایههای ادبی
تضاد میان ادعای زهد و حرص برای اثبات حقانیت با تظاهر به مرگ، فضایی طنزآلود و انتقادی ایجاد کرده است.
رزق به موجودی زنده تشبیه شده که عاشقانه و شتابان به سوی بنده میرود.
تکرار واژه امتحان در ابیات مختلف برای تأکید بر هدف وسواسی و اشتباهِ شخصیت داستان.