مثنوی معنوی - دفتر پنجم

مولوی

بخش ۹۶ - ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت

مولوی
گفت روبه جستن رزق حلال فرض باشد از برای امتثال
عالم اسباب و چیزی بی سبب می نباید پس مهم باشد طلب
وابتغوا من فضل الله است امر تا نباید غصب کردن هم چو نمر
گفت پیغامبر که بر رزق ای فتی در فرو بسته ست و بر در قفلها
جنبش و آمد شد ما و اکتساب هست مفتاحی بر آن قفل و حجاب
بی کلید این در گشادن راه نیست بی طلب نان سنت الله نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین جایگاه «کار و تلاش» در نظام هستی می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از منطق «عالم اسباب»، بر این باور است که انتظار برای رسیدن رزق و روزی بدون اقدام عملی، با حکمت الهی سازگار نیست و انسان موظف است برای بهره‌مندی از فضل خداوند، دست به کار شود.

در ادامه، نویسنده با استناد به آموزه‌های دینی، «تلاش» را کلیدی برای گشودن درهای بسته رزق معرفی می‌کند. از نگاه او، برخلاف تصور برخی که توکل را به معنای دست از کار کشیدن می‌دانند، حرکت و پیگیری انسان، «سنت الهی» و ابزاری ضروری برای تحقق مشیت خداوند در زندگی دنیوی است.

معنای روان

گفت روبه جستن رزق حلال فرض باشد از برای امتثال

روباه گفت که طلبِ روزیِ حلال، برای فرمان‌برداری از دستوراتِ الهی، امری لازم و واجب است.

نکته ادبی: امتثال: به معنای اطاعت و پیروی از فرمان است که در اینجا به ضرورتِ دینی اشاره دارد.

عالم اسباب و چیزی بی سبب می نباید پس مهم باشد طلب

این جهان، دنیایِ علل و معلول‌هاست؛ بنابراین عاقلانه نیست که بدونِ فراهم کردنِ علت و اسباب، انتظارِ رسیدن به نتیجه داشته باشیم.

نکته ادبی: عالم اسباب: جهانِ کنونی که در آن هر پدیده‌ای منوط به علتی است و بدون سببِ مادی، نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود.

وابتغوا من فضل الله است امر تا نباید غصب کردن هم چو نمر

فرمانِ قرآنیِ «از فضلِ خدا طلب کنید» یک دستورِ صریح است؛ بنابراین انسان باید بکوشد تا همچون حیواناتِ درنده برای تأمینِ نیاز، به مالِ دیگران تجاوز نکند.

نکته ادبی: نمر: اشاره به پلنگ یا حیوان درنده؛ کنایه از کسانی است که بدون سعیِ مشروع، به دنبال غصبِ حقِ دیگران‌اند.

گفت پیغامبر که بر رزق ای فتی در فرو بسته ست و بر در قفلها

پیامبر فرمود ای جوان، رزق و روزیِ تو در پشتِ دری بسته قرار دارد که قفل‌های متعددی بر آن زده‌اند.

نکته ادبی: فتى: در زبانِ عربی به معنای جوانمرد یا جوان است که در اینجا مخاطبِ کلامِ پیامبر قرار گرفته است.

جنبش و آمد شد ما و اکتساب هست مفتاحی بر آن قفل و حجاب

تلاش، جنب‌وجوش و کار و کسبِ ما در این دنیا، همچون کلیدی است که آن قفلِ بسته و حجابِ میانِ ما و روزی‌مان را باز می‌کند.

نکته ادبی: اکتساب: کسب کردن و به دست آوردنِ روزی از راهِ کارِ مستمر.

بی کلید این در گشادن راه نیست بی طلب نان سنت الله نیست

بدونِ داشتنِ کلید (تلاش)، راهی برای گشودنِ درِ رزق وجود ندارد؛ چرا که به دست آوردنِ نان بدونِ زحمت و طلب، با سنت و روشِ خداوند در هستی همخوانی ندارد.

نکته ادبی: سنت الله: روش و شیوهٔ همیشگی و تغییرناپذیرِ خداوند در ادارهٔ جهان که مبتنی بر قانونِ علیت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و نماد در، قفل و کلید

شاعر رزق را به چیزی که در پشتِ در قفل شده است تشبیه کرده و تلاشِ انسانی را کلیدی برای گشودنِ آن دانسته است.

تلمیح وابتغوا من فضل الله

اشاره به آیه ۱۰ سوره جمعه که انسان را به تلاش برای به دست آوردن روزیِ الهی پس از پایانِ نماز فرامی‌خواند.

تمثیل نمر

استفاده از رفتارِ درندگان برای تقبیحِ کسانی که بدونِ کار، به دنبالِ روزیِ غصبی و نامشروع هستند.