مثنوی معنوی - دفتر پنجم

مولوی

بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم

مولوی
چند پختی تلخ و تیز و شورگز این یکی بار امتحان شیرین بپز
آن یکی را در قیامت ز انتباه در کف آید نامهٔ عصیان سیاه
سرسیه چون نامه های تعزیه پر معاصی متن نامه و حاشیه
جمله فسق و معصیت بد یک سری هم چو دارالحرب پر از کافری
آنچنان نامهٔ پلید پر وبال در یمین ناید درآید در شمال
خود همین جا نامهٔ خود را ببین دست چپ را شاید آن یا در یمین
موزهٔ چپ کفش چپ هم در دکان آن چپ دانیش پیش از امتحان
چون نباشی راست می دان که چپی هست پیدا نعرهٔ شیر و کپی
آنک گل را شاهد و خوش بو کند هر چپی را راست فضل او کند
هر شمالی را یمینی او دهد بحر را ماء معینی او دهد
گر چپی با حضرت او راست باش تا ببینی دست برد لطفهاش
تو روا داری که این نامهٔ مهین بگذرد از چپ در آید در یمین
این چنین نامه که پرظلم و جفاست کی بود خود درخور اندر دست راست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات در پی تبیین رابطه میان اعمال انسان در این جهان و سرنوشت او در سرای باقی است. شاعر با استفاده از تمثیل نامه اعمال که در روز قیامت به دست انسان داده می‌شود، به مخاطب هشدار می‌دهد که ماهیت رفتارها و اخلاقیات او، تعیین‌کننده جایگاه او در سمت راست یا چپ (نیک‌بختی یا تیره‌بختی) خواهد بود.

در عین حال، نگاه شاعر بدبینانه و بسته نیست؛ او با اشاره به قدرت لایزال الهی، بیان می‌کند که حتی اگر کسی در مسیر کژی (چپ) قرار گرفته باشد، با عنایت و فضل خداوند که گل را از گل می‌آفریند و تغییرات شگرف در عالم پدید می‌آورد، امکان بازگشت و رستگاری وجود دارد، مشروط بر آنکه انسان خود را با حضرت حق هم‌سو کند.

معنای روان

چند پختی تلخ و تیز و شورگز این یکی بار امتحان شیرین بپز

تا کی می‌خواهی کارهای تلخ و ناپسند و آزاردهنده انجام دهی؟ دست از این رفتارها بردار و برای یک بار هم که شده، اعمالی نیکو و شیرین انجام ده تا نتیجه‌اش تو را خشنود سازد.

نکته ادبی: شورگز در اینجا استعاره از رفتارهای آزاردهنده و تلخ است که عاقبت خوشی ندارند.

آن یکی را در قیامت ز انتباه در کف آید نامهٔ عصیان سیاه

آن کس که گناهکار است، در روز قیامت به دلیل آگاهی و بیداری ناشی از مشاهده اعمالش، نامه عصیان و سیاهکاری خود را در دست می‌گیرد.

نکته ادبی: انتباه به معنای بیداری و هوشیاری است که در اینجا اشاره به لحظه دریافت نامه اعمال در قیامت دارد.

سرسیه چون نامه های تعزیه پر معاصی متن نامه و حاشیه

این نامه به دلیل کثرت گناهان، سیاه و تیره است، درست مانند نامه‌هایی که در مراسم سوگواری نوشته می‌شود و سر تا سر متن و حاشیه‌اش پر از معصیت است.

نکته ادبی: تشبیه نامه اعمال به نامه تعزیه (سوگواری)، تصویری از سیاهی و اندوه گناه را تداعی می‌کند.

جمله فسق و معصیت بد یک سری هم چو دارالحرب پر از کافری

تمام محتوای آن نامه از فسق و گناه انباشته شده و دقیقاً مانند سرزمینی است که تحت سلطه کافران است و هیچ خیر و حقی در آن نیست.

نکته ادبی: دارالحرب اصطلاحی فقهی برای سرزمینی است که در اختیار غیرمسلمانان بوده و در اینجا نماد قلبی است که از ایمان تهی است.

آنچنان نامهٔ پلید پر وبال در یمین ناید درآید در شمال

چنین نامه آلوده و سنگینی به دست راست داده نمی‌شود، بلکه به دلیل زشتی‌اش به دست چپ می‌افتد.

نکته ادبی: دست راست نماد اصحاب یمین و بهشتیان، و دست چپ نماد اهل جهنم و گناهکاران است.

خود همین جا نامهٔ خود را ببین دست چپ را شاید آن یا در یمین

تو خودت همین حالا در این دنیا نامه اعمالت را بررسی کن؛ ببین آیا رفتارهایت به گونه‌ای است که سزاوار دست چپ باشی یا دست راست؟

نکته ادبی: دعوت به خودشناسی و محاسبه نفس پیش از مرگ.

موزهٔ چپ کفش چپ هم در دکان آن چپ دانیش پیش از امتحان

همان‌طور که لنگه چپ کفش در مغازه از همان ابتدا چپ محسوب می‌شود، تو نیز پیش از امتحان نهایی قیامت، ماهیت و عاقبت خود را می‌دانی.

نکته ادبی: استفاده از تمثیل ملموس و ساده برای تبیین جبر و اختیار درونی.

چون نباشی راست می دان که چپی هست پیدا نعرهٔ شیر و کپی

اگر در مسیر حق (راست) نیستی، بدان که در مسیر باطل (چپ) هستی؛ تشخیص این تفاوت درست مانند تشخیص دادن صدای شیر از صدای میمون، بسیار واضح و آشکار است.

نکته ادبی: کپی به معنای میمون است و تضاد میان آن و شیر، تضادی بنیادین میان حق و باطل را نشان می‌دهد.

آنک گل را شاهد و خوش بو کند هر چپی را راست فضل او کند

اما آن خدایی که گل را از گِل می‌آفریند و به آن عطر و زیبایی می‌بخشد، می‌تواند با فضل و بخشش خود، هر فردی را که در مسیر چپ (باطل) است به مسیر راست (حق) هدایت کند.

نکته ادبی: اشاره به قدرت تحول‌آفرین الهی که می‌تواند ماهیت انسان را تغییر دهد.

هر شمالی را یمینی او دهد بحر را ماء معینی او دهد

او می‌تواند هر شمال (چپ) را به یمین (راست) تبدیل کند و به دریای شور، آب گوارا و شیرین ببخشد.

نکته ادبی: شمال و یمین در اینجا استعاره از جهت‌های معنوی یعنی باطل و حق است.

گر چپی با حضرت او راست باش تا ببینی دست برد لطفهاش

اگر تو با وجود اینکه در مسیر باطل (چپ) بودی، خود را با حضرت حق هماهنگ و راست کنی، آنگاه قدرت و الطاف الهی را در حق خود خواهی دید.

نکته ادبی: تاکید بر اینکه تغییر مسیر انسان، زمینه را برای نزول لطف الهی فراهم می‌کند.

تو روا داری که این نامهٔ مهین بگذرد از چپ در آید در یمین

آیا تو واقعاً تصور می‌کنی که این نامه بسیار مهم و پر از سیاهی گناه، می‌تواند به خودی خود از سمت چپ به سمت راست تغییر کند؟

نکته ادبی: پرسشی انکاری برای نشان دادن دشواری تغییر سرنوشت بدون فضل الهی.

این چنین نامه که پرظلم و جفاست کی بود خود درخور اندر دست راست

چنین نامه‌ای که تماماً پر از ظلم و بی‌عدالتی است، چگونه ممکن است که شایستگی قرار گرفتن در دست راست را داشته باشد؟

نکته ادبی: تاکید بر ناسازگاری ظلم و گناه با رستگاری.

آرایه‌های ادبی

تمثیل نامه اعمال

استفاده از نامه به عنوان نمادی برای کارنامه کردار انسان در دنیا و آخرت.

تضاد چپ و راست

تقابل همیشگی میان باطل و حق، گناه و ثواب، و دوزخی و بهشتی بودن.

تشبیه سرسیه چون نامه های تعزیه

مانند کردن سیاهی گناهان به سیاهی و اندوه نامه‌های سوگواری.

استعاره چپ و راست (در رفتار)

به کار بردن جهت‌های جغرافیایی برای توصیف جهت‌گیری‌های اخلاقی و معنوی.