مثنوی معنوی - دفتر پنجم
بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این قطعه حکایتی عرفانی و تمثیلی از آغاز خلقت آدمی است. در این روایت، خداوند جبرئیل را مأمور میکند تا از زمین مشتی خاک برگیرد تا خمیرمایه خلقت انسان فراهم آید. زمین در برابر این فرمان مقاومت میکند و با استدلالهای خود، جبرئیل را از انجام این کار بازمیدارد. درونمایه اصلی این اثر، نشاندهنده عظمت و سنگینی مقام «انسان» است که حتی عناصر طبیعی نیز از پذیرش آن و ورود به عرصه پرمخاطره اختیار و تکلیف سرباز میزنند.
این شعر به زیبایی تضاد میان «جسمانیت» و «روحانیت» را به تصویر میکشد و با بهرهگیری از مقام و منزلت فرشتگان مقرب درگاه الهی، اهمیت والای انسان را در نظام هستی تبیین میکند. در نهایت، این گفتگوی میان فرشته و زمین، تأکیدی است بر حکمت الهی که فراتر از ادراک محدود موجودات است و نشان میدهد که دشواری و هولناکیِ بارِ امانت الهی، علت اصلی ترس و مقاومت زمین در برابر خلقت انسان بوده است.
معنای روان
هنگامی که خداوند به عنوان آفریننده هستی قصد کرد انسان را خلق کند تا او را در معرض آزمون خیر و شر قرار دهد.
نکته ادبی: صانع از اسامی فاعلی به معنای آفریننده است. ابتلای به معنای آزمایش و امتحان است.
خداوند به جبرئیل که فرشته راستگویی است فرمان داد که به زمین برو و از خاک آن، مقداری به عنوان گرو و نشانه بردار.
نکته ادبی: صدق در اینجا صفت برای جبرئیل است، به معنای فرشته امین و راستگو.
جبرئیل آماده شد و به سوی زمین آمد تا فرمان خداوند جهانیان را اجرا کند.
نکته ادبی: میان بستن کنایه از آماده شدن و کمر همت بستن برای انجام کاری است.
آن فرشته فرمانبردار دست خود را به سوی خاک دراز کرد، اما خاک خود را کنار کشید و از این کار گریخت.
نکته ادبی: موتمر به معنای کسی است که امر و فرمانی به او شده و او فرمانبردار است.
سپس خاک زبان به سخن گشود و با التماس و زاری، به خاطر حرمت خداوند یگانه از جبرئیل خواست که...
نکته ادبی: لابه کردن به معنای التماس و زاری کردن است.
از خیر من بگذر و مرا رها کن و جانم را ببخش؛ و افسار مرکب خود را از سمت من بگردان.
نکته ادبی: خنگ رخش کنایه از مرکب و وسیله حرکت جبرئیل است که در اینجا به استعاره به کار رفته است.
مرا به خاطر خدا در میان گرفتاریهایِ تکلیف و خطراتِ دنیوی وارد نکن.
نکته ادبی: کشاکش کنایه از سختیها و تضادهای موجود در عالم اختیار است.
سوگند به آن لطفی که خداوند تو را به آن برگزید و به واسطه آن، علم و آگاهی از همه چیز را برایت آشکار کرد.
نکته ادبی: لوح کل استعاره از علم کلی الهی است.
چرا که تو معلم فرشتگان شدی و همواره با خداوند در گفتگو هستی.
نکته ادبی: مکلم به معنای طرفِ گفتگو و همسخن است.
تو که قرار است پیامرسان پیامبران باشی؛ تو خودِ جانِ وحی هستی، نه یک پیکِ جسمانی.
نکته ادبی: سفیر به معنای فرستاده و پیامرسان است.
تو بر سرافیل نیز برتری داری، زیرا او زندگیبخشِ کالبدهاست و تو زندگیبخشِ جانها هستی.
نکته ادبی: فضیلت در اینجا به معنای برتری مقامی است.
بانگ صور سرافیل سبب زنده شدن تنهاست، اما دَمِ تو باعث بیداری و زنده شدن دلهای یکتاپرست است.
نکته ادبی: نشات (نَشأَت) به معنای پدید آمدن و زنده شدن است.
از آنجا که جانِ تن، خودِ حیاتِ دل است، پس برتریِ تو بر او به دلیلِ برتریِ کارِ توست.
نکته ادبی: داد به معنای عدالت و در اینجا به معنایِ بخشش و کارِ درخور است.
میکائیل روزیِ جسم را میرساند، اما تلاشِ تو روزیبخشِ دلِ روشن است.
نکته ادبی: سعی در اینجا به معنای کوشش در هدایت و تعلیم است.
او با کیل و پیمانه روزی میدهد و شکمها را پر میکند، اما رزقی که تو میبخشی در پیمانه نمیگنجد.
نکته ادبی: کیل به معنای پیمانه و ظرفِ اندازهگیری است.
حتی در مقایسه با عزرائیل که کارش با قهر و سختی همراه است، تو برتری زیرا رحمت تو بر خشم تو پیشی گرفته است.
نکته ادبی: عطب به معنای هلاکت و سختی است.
حاملان عرش الهی این چهار فرشتهاند، اما تو به دلیل آگاهی و هوشیاریات، پادشاه و سرآمدِ آنان هستی.
نکته ادبی: انتباه به معنای بیداری و هوشیاریِ قلبی است.
در روز قیامت که هشت حامل عرش را خواهی دید، تو در آن زمان نیز از همه آنها برتر خواهی بود.
نکته ادبی: اشاره به آیه قرآن در مورد هشت فرشتهای که عرش را حمل میکنند.
خاک همینطور برتریهای جبرئیل را برمیشمرد و گریه میکرد؛ جبرئیل هم متوجه شد که مقصود و دلیلِ این همه مقاومت چیست.
نکته ادبی: بوی بردن کنایه از فهمیدن و آگاه شدن از باطنِ امر است.
جبرئیل که خود معدن شرم و حیا بود، با شنیدن آن سوگندها، راهش برای برداشتن خاک بسته شد.
نکته ادبی: سبیل به معنای راه است و بستنِ سبیل کنایه از مانع شدن است.
خاک آنقدر التماس کرد و سوگند داد که جبرئیل منصرف شد و بازگشت و به پروردگار بندگان گفت:
نکته ادبی: رب العباد از صفات خداوند است.
من در انجام فرمان تو کوتاهی نکردم، اما تو خود بهتر از من میدانی که چه گذشت و چرا چنین شد.
نکته ادبی: سرسری به معنای بیاهمیت و بدون جدیت است.
خداوند فرمود: به نامی که از هیبت و ترسِ آن، ای انسانِ بینا، آسمانهای هفتگانه از حرکت باز میایستند...
نکته ادبی: بصیر در اینجا خطاب به جبرئیل یا مخاطبِ کلی است که بینش دارد.
من از نام تو شرمگین شدم وگرنه برداشتنِ یک مشت خاک برای من کار آسانی است.
نکته ادبی: نقل به معنای جابهجا کردن و برداشتن است.
زیرا تو چنان قدرتی در نهاد این عناصر خاکی قرار دادهای که میتوانند با آن قدرت، این آسمانها را از هم بدرند.
نکته ادبی: املاک در اینجا جمعِ مِلک یا همان عناصرِ مادیِ سازنده زمین است.
آرایههای ادبی
اشاره به باورهای دینی در مورد وظایف فرشتگان مقرب و حاملان عرش الهی.
دادن ویژگی انسانی (سخن گفتن و التماس کردن) به خاک.
نمادی از جسم و طبیعت انسانی که در معرض آزمون قرار میگیرد.
اغراق در عظمت نام خداوند که حتی افلاک را از حرکت باز میدارد.