مثنوی معنوی - دفتر پنجم

مولوی

بخش ۵۴ - مناجات

مولوی
ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات خلق را زین بی ثباتی ده نجات
اندر آن کاری که ثابت بودنیست قایمی ده نفس را که منثنیست
صبرشان بخش و کفهٔ میزان گران وا رهانشان از فن صورتگران
وز حسودی بازشان خر ای کریم تا نباشند از حسد دیو رجیم
در نعیم فانی مال و جسد چون همی سوزند عامه از حسد
پادشاهان بین که لشکر می کشند از حسد خویشان خود را می کشند
عاشقان لعبتان پر قذر کرده قصد خون و جان همدگر
ویس و رامین خسرو و شیرین بخوان که چه کردند از حسد آن ابلهان
که فنا شد عاشق و معشوق نیز هم نه چیزند و هواشان هم نه چیز
پاک الهی که عدم بر هم زند مر عدم را بر عدم عاشق کند
در دل نه دل حسدها سر کند نیست را هست این چنین مضطر کند
این زنانی کز همه مشفق تراند از حسد دو ضره خود را می خورند
تا که مردانی که خود سنگین دلند از حسد تا در کدامین منزلند
گر نکردی شرع افسونی لطیف بر دریدی هر کسی جسم حریف
شرع بهر دفع شر رایی زند دیو را در شیشهٔ حجت کند
از گواه و از یمین و از نکول تا به شیشه در رود دیو فضول
مثل میزانی که خشنودی دو ضد جمع می آید یقین در هزل و جد
شرع چون کیله و ترازو دان یقین که بدو خصمان رهند از جنگ و کین
گر ترازو نبود آن خصم از جدال کی رهد از وهم حیف و احتیال
پس درین مردار زشت بی وفا این همه رشکست و خصمست و جفا
پس در اقبال و دولت چون بود چون شود جنی و انسی در حسد
آن شیاطین خود حسود کهنه اند یک زمان از ره زنی خالی نه اند
وآن بنی آدم که عصیان کشته اند از حسودی نیز شیطان گشته اند
از نبی برخوان که شیطانان انس گشته اند از مسخ حق با دیو جنس
دیو چون عاجز شود در افتتان استعانت جوید او زین انسیان
که شما یارید با ما یاریی جانب مایید جانب داریی
گر کسی را ره زنند اندر جهان هر دو گون شیطان بر آید شادمان
ور کسی جان برد و شد در دین بلند نوحه می دارند آن دو رشک مند
هر دو می خایند دندان حسد بر کسی که داد ادیب او را خرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، مولانا با نگاهی ژرف به ریشه‌یابی و پیامدهای مخرب حسد می‌پردازد. او حسد را نیرویی ویرانگر می‌داند که نه تنها در میان مردم عادی، بلکه در میان پادشاهان و عاشقان نیز ریشه دوانده و انسان را به خوی شیطانی سوق می‌دهد. شاعر بر این باور است که دلبستگی به امور فانی و زودگذر دنیوی، زمینه را برای شعله‌ور شدن آتش حسد فراهم می‌آورد و آدمی را در گردابی از کشمکش‌های بیهوده گرفتار می‌کند.

در ادامه، مولانا شریعت و قانون را همچون ترازویی دقیق و ابزاری برای تنظیم روابط اجتماعی معرفی می‌کند که از طریق آن می‌توان بر سرکشی‌های نفسانی و حسادت‌ها فائق آمد. او پیوند میان شیاطین جنی و شیاطین انسی را تحلیل کرده و تبیین می‌کند که چگونه حسد، انسان را تا مرتبه اهریمنی تنزل می‌دهد و آدمی را به دشمنی با همنوعان خود برمی‌انگیزاند تا جایی که حتی در برابر رشد و موفقیت دیگران به خشم می‌آیند.

معنای روان

ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات خلق را زین بی ثباتی ده نجات

ای خدایی که توانایی، استقرار و پایداری می‌بخشی، مردم را از این تزلزل و ناپایداری‌های دنیوی نجات بده.

نکته ادبی: تکرار واژگان برای تأکید بر نیاز به ثبات روحی است.

اندر آن کاری که ثابت بودنیست قایمی ده نفس را که منثنیست

در کارهایی که در اصلِ خود پایدار نیستند و تغییرپذیرند، به این جانِ انسانی که مدام در حال دگرگونی و تزلزل است، تکیه‌گاهی استوار ببخش.

نکته ادبی: قایم به معنای برپا دارنده و ثابت است که متضاد منثنی (دوتایی یا تغییرپذیر) به کار رفته است.

صبرشان بخش و کفهٔ میزان گران وا رهانشان از فن صورتگران

به آنان صبر عطا کن و کفه ترازوی وجودشان را سنگین و پرمحتوا گردان و از فریبکاری‌ها و نیرنگ‌های اهلِ ظاهرسازی نجاتشان بده.

نکته ادبی: کفه میزان کنایه از سنگینی وقار و خرد است.

وز حسودی بازشان خر ای کریم تا نباشند از حسد دیو رجیم

ای بخشنده، آنان را از حسادت دور کن تا به دلیل وجود حسد، به دیو رانده‌شده و مطرود تبدیل نشوند.

نکته ادبی: دیو رجیم اشاره به شیطان رانده شده دارد.

در نعیم فانی مال و جسد چون همی سوزند عامه از حسد

هنگامی که مردمِ عادی در حسرتِ مال و جسمِ فانی دیگران می‌سوزند، به دلیل همان حسد است.

نکته ادبی: نعیم فانی اشاره به لذت‌های گذرا و بی‌ارزش دنیاست.

پادشاهان بین که لشکر می کشند از حسد خویشان خود را می کشند

پادشاهان را ببین که به جنگ و لشکرکشی مشغول‌اند؛ آنان به خاطر حسد، نزدیکان و خویشاوندان خود را به کشتن می‌دهند.

نکته ادبی: اشاره به رقابت‌های قدرت که ریشه در حسد دارد.

عاشقان لعبتان پر قذر کرده قصد خون و جان همدگر

عاشقانی که در پی دلبرانِ بی‌ارزش و فریبنده هستند، به خاطر حسد قصد جان و خون یکدیگر را می‌کنند.

نکته ادبی: لعبتان (عروسک‌ها) استعاره از معشوقان دنیوی و بی‌وفاست.

ویس و رامین خسرو و شیرین بخوان که چه کردند از حسد آن ابلهان

داستان‌های ویس و رامین یا خسرو و شیرین را بخوان تا بدانی آن افراد نادان، چه فجایعی به خاطر حسد به بار آوردند.

نکته ادبی: تلمیح به داستان‌های عاشقانه مشهور ادبیات فارسی.

که فنا شد عاشق و معشوق نیز هم نه چیزند و هواشان هم نه چیز

که در نهایت، هم عاشق و هم معشوق نابود شدند و نه تنها خودشان هیچ شدند، بلکه خواسته‌ها و امیالشان نیز پوچ و بی‌حاصل گشت.

نکته ادبی: تأکید بر ناپایداری امور دنیوی.

پاک الهی که عدم بر هم زند مر عدم را بر عدم عاشق کند

خداوندِ پاکی که نیستی را به هم می‌زند و از بطن نیستی، عشقی می‌آفریند که همان عدم را عاشقِ عدمِ دیگر می‌کند.

نکته ادبی: تأکید بر قدرتِ خالق در خلقِ عشق از هیچ.

در دل نه دل حسدها سر کند نیست را هست این چنین مضطر کند

در دلی که دلِ واقعی نیست، حسادت‌ها سر برمی‌آورند و این حسد، انسانِ نیستی را ناچار می‌کند که برای رسیدن به هستیِ کاذب تلاش کند.

نکته ادبی: مضطر به معنای ناچار و درمانده است.

این زنانی کز همه مشفق تراند از حسد دو ضره خود را می خورند

این زنانی که از همه کس مشفق‌تر و دلسوزترند، از روی حسادت، همچون دو هوو همدیگر را آزار می‌دهند و از درون تهی می‌کنند.

نکته ادبی: ضره در اینجا به معنای هوو است که ریشه در رشک و حسادت دارد.

تا که مردانی که خود سنگین دلند از حسد تا در کدامین منزلند

تا ببینیم مردانی که خود را سنگین‌دل و سخت‌جان می‌دانند، در چه جایگاه و مرتبه‌ای از حسادت قرار دارند.

نکته ادبی: کنایه از اینکه حتی مردان با اراده نیز از آفت حسد در امان نیستند.

گر نکردی شرع افسونی لطیف بر دریدی هر کسی جسم حریف

اگر شریعت و قانون الهی، این افسونِ کارساز و دقیق را به کار نمی‌بست، هر کسی جسمِ رقیب خود را تکه‌تکه می‌کرد.

نکته ادبی: افسون لطیف استعاره از احکام و قوانین شریعت است که مانع خشونت است.

شرع بهر دفع شر رایی زند دیو را در شیشهٔ حجت کند

شریعت برای دفع شر، راهکاری هوشمندانه می‌اندیشد و دیوِ خشم و حسد را در شیشهِ قانون و حجت محبوس می‌کند.

نکته ادبی: اشاره به داستان‌های فولکلور که دیو را در شیشه حبس می‌کردند.

از گواه و از یمین و از نکول تا به شیشه در رود دیو فضول

به وسیله گواه، سوگند (یمین) و انکار (نکول) در دادگاه، آن دیوِ فضول و سرکش را در بندِ قانون می‌کشد.

نکته ادبی: یمین و نکول از اصطلاحات فقهی در قضاوت است.

مثل میزانی که خشنودی دو ضد جمع می آید یقین در هزل و جد

همچون ترازویی که خشنودیِ دو طرفِ متضاد را در بر می‌گیرد و در هر دو حالتِ شوخی و جدی، عدالت را برقرار می‌کند.

نکته ادبی: استعاره از ترازو برای مفهوم عدالت و قضاوت.

شرع چون کیله و ترازو دان یقین که بدو خصمان رهند از جنگ و کین

شریعت را همچون کیله و ترازو بدان که به واسطه آن، دشمنان و رقیبان از جنگ و کینه بازداشته می‌شوند.

نکته ادبی: کیله ابزار پیمانه کردن است که نماد دقت در حقوق است.

گر ترازو نبود آن خصم از جدال کی رهد از وهم حیف و احتیال

اگر ترازو و معیارِ عدالت نبود، آن دشمنان از راهِ جدال، کی می‌توانستند از وهمِ خیانت و حیله رهایی یابند؟

نکته ادبی: حیف و احتیال به معنای ستم و فریب‌کاری است.

پس درین مردار زشت بی وفا این همه رشکست و خصمست و جفا

پس در این دنیای بی‌وفا که همچون مرداری بدبوست، این همه حسادت، دشمنی و ستم برای چیست؟

نکته ادبی: مردار زشت استعاره از دنیای فانی و بی‌ارزش است.

پس در اقبال و دولت چون بود چون شود جنی و انسی در حسد

پس در هنگام اقبال و موفقیتِ دیگران، چرا باید انسان و جن هر دو گرفتار حسد شوند؟

نکته ادبی: اشاره به فراگیری حسد در میان تمام موجودات مکلف.

آن شیاطین خود حسود کهنه اند یک زمان از ره زنی خالی نه اند

آن شیاطین، حسودانی قدیمی هستند که حتی یک لحظه هم از راهزنی و وسوسه کردن دست برنمی‌دارند.

نکته ادبی: حسود کهنه کنایه از ریشه‌دار بودن حسد در وجود شیطان است.

وآن بنی آدم که عصیان کشته اند از حسودی نیز شیطان گشته اند

و آن انسان‌هایی که با گناه، روحِ خود را کشته‌اند، از شدت حسادت، خود به شیطان تبدیل شده‌اند.

نکته ادبی: تأکید بر اینکه شیطان بودن صفتِ ذاتی نیست بلکه اکتسابی است.

از نبی برخوان که شیطانان انس گشته اند از مسخ حق با دیو جنس

از کلام پیامبر بخوان که چگونه شیاطینِ انسی، به خاطر مسخ شدنِ باطنی‌شان، با دیوان هم‌جنس و همراه شده‌اند.

نکته ادبی: مسخ حق اشاره به دگرگونی باطنی انسان بر اثر گناه است.

دیو چون عاجز شود در افتتان استعانت جوید او زین انسیان

دیو چون در گمراه کردنِ انسان‌ها عاجز می‌ماند، از این انسان‌های شیطان‌صفت کمک می‌طلبد.

نکته ادبی: افتتان به معنای فتنه و آزمایش است.

که شما یارید با ما یاریی جانب مایید جانب داریی

و به آن‌ها می‌گوید که شما با ما یاری کنید و جانبِ ما را بگیرید.

نکته ادبی: تأکید بر اتحاد شیاطین جنی و انسی.

گر کسی را ره زنند اندر جهان هر دو گون شیطان بر آید شادمان

اگر کسی در جهان از راهِ هدایت باز بماند، هر دو نوع شیطان (جنی و انسی) شادمان می‌شوند.

نکته ادبی: اشاره به هم‌دستی شیطان برای سقوط انسان.

ور کسی جان برد و شد در دین بلند نوحه می دارند آن دو رشک مند

و اگر کسی از این دام جان سالم به در ببرد و در دینِ خود به مراتب عالی برسد، آن دو حسود نوحه‌سرایی می‌کنند.

نکته ادبی: رشک‌مند به معنای حسود است.

هر دو می خایند دندان حسد بر کسی که داد ادیب او را خرد

هر دو شیطانِ حسود، دندان‌های خشم خود را به هم می‌سایند بر کسی که خداوندِ ادیب به او خرد و آگاهی عطا کرده است.

نکته ادبی: خاییدن دندان کنایه از شدت خشم و حسادت است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح ویس و رامین خسرو و شیرین بخوان

اشاره به داستان‌های مشهور عاشقانه برای عینی‌سازی مفهوم حسادت.

استعاره دیو در شیشه

توصیفِ مهارِ خشم و حسد توسط قانون و شریعت با استفاده از داستانی کهن.

تشبیه شرع چون کیله و ترازو

مانند کردنِ شریعت به ابزارِ دقیقِ پیمانه و سنجش برای تبیین عدالت.

کنایه دندان خاییدن

کنایه از شدتِ خشم، غیظ و درماندگیِ ناشی از حسادت.

نماد دیو

نمادِ صفاتِ زشتِ باطنی مانند حسد و کینه‌توزی در وجود انسان.