مثنوی معنوی - دفتر پنجم

مولوی

بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را

مولوی
چون ز گریه فارغ آمد گفت رو که تو رنگ و بوی را هستی گرو
آن نمی بینی که هر سو صد بلا سوی من آید پی این بالها
ای بسا صیاد بی رحمت مدام بهر این پرها نهد هر سوم دام
چند تیرانداز بهر بالها تیر سوی من کشد اندر هوا
چون ندارم زور و ضبط خویشتن زین قضا و زین بلا و زین فتن
آن به آید که شوم زشت و کریه تا بوم آمن درین کهسار و تیه
این سلاح عجب من شد ای فتی عجب آرد معجبان را صد بلا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بخش از داستان، به تبیینِ آسیب‌شناسیِ زیبایی‌های ظاهری و تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر در قالبِ گفت‌وگویِ یک پرنده، بیان می‌دارد که آنچه نزدِ مردم به عنوان کمال و زیبایی جلوه می‌کند، در باطن ممکن است اسبابِ رنج و گرفتاری باشد.

مفهومِ اصلی، لزومِ رهایی از دامِ خودبینی و ظاهرگرایی است. پرنده با درکِ خطراتی که زیبایی‌اش برای او پدید آورده، ترجیح می‌دهد از این بندِ ظاهری رهایی یابد تا به امنیتِ درونی دست پیدا کند؛ چرا که غرور و خودپسندی، سرآغازِ بسیاری از بلاهاست.

معنای روان

چون ز گریه فارغ آمد گفت رو که تو رنگ و بوی را هستی گرو

هنگامی که پرنده از گریه کردن باز ایستاد، به مخاطب گفت: برو، چرا که تو هنوز گرفتارِ رنگ و بویِ ظاهری (زیبایی‌هایِ فریبنده دنیوی) هستی.

نکته ادبی: رنگ و بوی کنایه از تجملات و ظواهر دنیوی است و گرو بودن در اینجا به معنای اسیر و دربند بودن است.

آن نمی بینی که هر سو صد بلا سوی من آید پی این بالها

آیا نمی‌بینی که از هر طرف، صدها بلا و گرفتاری به خاطرِ همین بال‌هایِ زیبا، به سوی من هجوم می‌آورند؟

نکته ادبی: پی در اینجا به معنایِ به دنبالِ یا به خاطرِ است.

ای بسا صیاد بی رحمت مدام بهر این پرها نهد هر سوم دام

شکارچیانِ سنگ‌دل و بی‌رحم، همواره به طمعِ این پرهایِ زیبا، در هر گوشه‌ای برای من تله‌گذاری می‌کنند.

نکته ادبی: ای بسا نشان‌دهنده کثرت و فراوانی است که در اینجا برای تأکید بر خطرِ همیشگیِ دام‌ها به‌کار رفته است.

چند تیرانداز بهر بالها تیر سوی من کشد اندر هوا

تیراندازانِ بسیاری به خاطرِ بال‌های من، در آسمان به سویِ من تیرهایِ خود را رها می‌کنند تا مرا شکار کنند.

نکته ادبی: اندر هوا اشاره به فضای پروازِ پرنده دارد که امنیتِ آن توسطِ تیراندازان تهدید شده است.

چون ندارم زور و ضبط خویشتن زین قضا و زین بلا و زین فتن

از آنجا که من توانایی و قدرتِ دفاع از خود را در برابرِ این سرنوشتِ شوم، بلاها و فتنه‌هایی که به خاطرِ زیبایی‌ام به وجود آمده ندارم.

نکته ادبی: ضبط به معنایِ نگاه داشتن و مهار کردنِ خویشتن است و در اینجا استعاره از تواناییِ محافظت از خود است.

آن به آید که شوم زشت و کریه تا بوم آمن درین کهسار و تیه

بهترین کار این است که زشت و کریه شوم تا در این کوهستان و بیابان، از دستِ دشمنان در امان بمانم.

نکته ادبی: کهسار به معنی کوهستان و تیه به معنی بیابان است؛ این تضادِ بین زیبایی و زشتی برای بقا، بن‌مایه عرفانیِ فنایِ در خود را تداعی می‌کند.

این سلاح عجب من شد ای فتی عجب آرد معجبان را صد بلا

ای جوان‌مرد، این زیباییِ ظاهری برای من به اسلحه‌ای علیه خودم تبدیل شد؛ چرا که خودپسندی و غرور، برای افرادِ خودبین، صدها بلا به بار می‌آورد.

نکته ادبی: عجب در اینجا به معنایِ خودپسندی و غرور است و معجبان اسم فاعل به معنایِ افرادِ مغرور و خودپسند است.

آرایه‌های ادبی

نمادگرایی رنگ و بوی

اشاره به تعلقاتِ مادی و ظواهرِ دنیوی که عاملِ اسارتِ روح است.

کنایه بال و پر

نمادی از استعدادها یا زیبایی‌هایی که باعثِ جلبِ توجه و حسادتِ دیگران و در نتیجه بروزِ مشکلات می‌شود.

اشتقاق (جناس) عجب و معجبان

هم‌نشینیِ واژگانِ هم‌ریشه برای تقویتِ معنایِ غرور و عواقبِ ناگوارِ آن.

تضاد زیبایی و زشتی

تقابلِ میانِ ظاهری که فریبنده است و باطنی که در جستجویِ امنیتِ حقیقی است.