مثنوی معنوی - دفتر پنجم

مولوی

بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده

مولوی
پر طاوست مبین و پای بین تا که سو العین نگشاید کمین
که بلغزد کوه از چشم بدان یزلقونک از نبی بر خوان بدان
احمد چون کوه لغزید از نظر در میان راه بی گل بی مطر
در عجب درماند کین لغزش ز چیست من نپندارم که این حالت تهیست
تا بیامد آیت و آگاه کرد کان ز چشم بد رسیدت وز نبرد
گر بدی غیر تو در دم لا شدی صید چشم و سخرهٔ افنا شدی
لیک آمد عصمتی دامن کشان وین که لغزیدی بد از بهر نشان
عبرتی گیر اندر آن که کن نگاه برگ خود عرضه مکن ای کم ز کاه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به پدیده «چشم‌زخم» و تأثیر آن بر زندگی انسان می‌پردازد و بر این نکته تأکید دارد که بروز دادن کمالات، زیبایی‌ها و دارایی‌ها می‌تواند حسادت دیگران را برانگیزد و آسیب‌رسان باشد. شاعر با استناد به واقعه‌ای در زندگی پیامبر اکرم (ص)، نشان می‌دهد که حتی برترین انسان‌ها نیز ممکن است در معرض این آسیب‌ها قرار گیرند، اما تفاوت در نحوه مواجهه و حمایت الهی است.

مضمون اصلی، دعوت به فروتنی و پرهیز از تظاهر به کمالات و داشته‌هاست. انسان باید بداند که در برابر نگاه‌های حسودانه، بسیار آسیب‌پذیر است و تنها با پوشاندن نعمت‌ها و پناه بردن به الطاف الهی می‌توان از گزندِ «چشمِ بد» در امان ماند. در واقع، این تذکری است برای حفظ تواضع و شناخت قدر و قیمتِ ناچیزِ هستی انسانی در برابر قضا و قدر.

معنای روان

پر طاوست مبین و پای بین تا که سو العین نگشاید کمین

فقط زیبایی‌های ظاهری (مانند پرهای طاووس) را نبین، به عیب‌های پنهان (مانند پای زشت طاووس) نیز توجه کن تا نگاهِ حسودان و چشم‌زخم، کمین نکند و به تو آسیب نرساند.

نکته ادبی: «سو العین» به معنای چشم بد یا همان چشم‌زخم است. در اینجا «پای طاووس» نماد عیب‌ها و ضعف‌های پنهانی است که مانع از خودنمایی و برانگیختن حسادت می‌شود.

که بلغزد کوه از چشم بدان یزلقونک از نبی بر خوان بدان

چشم بد چنان قدرتی دارد که می‌تواند حتی کوه را به لرزه درآورد؛ برای آگاهی از این حقیقت، آیه «یُزلِقونَکَ» از قرآن (سوره قلم) را بخوان.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۵۱ سوره قلم: «وَإِن يَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ...». «یزلقونک» در اینجا به معنای با چشم لغزاندن و آسیب رساندن است.

احمد چون کوه لغزید از نظر در میان راه بی گل بی مطر

پیامبر (احمد) همچون کوهی استوار بود، اما در راهی که هیچ گل و لای یا مانعِ طبیعی (باران) نداشت، به سبب چشم‌زخم دچار لغزش و تزلزل شد.

نکته ادبی: «گل و مطر» استعاره از موانع ظاهری و مادی است. شاعر می‌خواهد بگوید لغزشِ پیامبر ناشی از عوامل بیرونیِ زمینی نبود، بلکه ریشه در امر غیبی و چشم‌زخم داشت.

در عجب درماند کین لغزش ز چیست من نپندارم که این حالت تهیست

پیامبر در حیرت ماند که علت این لغزش چیست؟ و با خود اندیشید که این وضعیت، بی‌دلیل و اتفاقی نیست.

نکته ادبی: «تهی» در اینجا به معنای پوچ و بی‌حکمت است. این بیت نشان‌دهنده جست‌وجویِ علتِ رویدادهای غیرمعمول در زندگیِ اولیای الهی است.

تا بیامد آیت و آگاه کرد کان ز چشم بد رسیدت وز نبرد

تا اینکه وحی الهی آمد و او را آگاه کرد که این اتفاق، از اثرِ چشم بد و درگیری با نگاه‌های حسودانه به وجود آمده است.

نکته ادبی: «نبرد» در اینجا به معنای جدال و برخورد چشم‌ها (نگاه‌های حسودانه) است.

گر بدی غیر تو در دم لا شدی صید چشم و سخرهٔ افنا شدی

اگر کسی غیر از تو (پیامبر) بود، همان لحظه بر اثر این چشم‌زخم نابود می‌شد و اسیرِ نگاهِ حسودان گشته و فنا می‌شد.

نکته ادبی: «لا شدن» به معنای معدوم شدن و از میان رفتن است. «سخره» به معنای اسیر و تحت تسلط کسی بودن است.

لیک آمد عصمتی دامن کشان وین که لغزیدی بد از بهر نشان

اما لطف و عصمت الهی سریعاً به یاری تو آمد و این لغزشی که برای تو پیش آمد، تنها برای نشان دادنِ حقیقتی (عبرت گرفتن دیگران) بود.

نکته ادبی: «عصمت» در اینجا به معنای حفظ و حمایت الهی است که مانع از فنا شدن پیامبر در برابر چشم‌زخم شد.

عبرتی گیر اندر آن که کن نگاه برگ خود عرضه مکن ای کم ز کاه

از این ماجرا درس عبرت بگیر و نگاه کن؛ ای کسی که از کاه هم کم‌ارزش‌تری، داشته‌ها و کمالات خود را در معرض نمایش نگذار.

نکته ادبی: «برگ خود عرضه مکن» کنایه از خودنمایی و فخرفروشی نکردن است. «کم از کاه» نشان‌دهنده نهایتِ تواضع و ناچیزیِ انسان در برابر عظمت هستی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح یزلقونک از نبی بر خوان بدان

اشاره مستقیم به آیه «و ان یکاد» در قرآن کریم که درباره تأثیر چشم‌زخم کفار بر پیامبر است.

استعاره پر طاووس و پای

پر طاووس نماد زیبایی‌ها و کمالات ظاهری و پای طاووس نماد عیب‌ها و ضعف‌های پنهانی است.

تشبیه احمد چون کوه

تشبیه پیامبر به کوه برای نشان دادن استواری و عظمت ایشان.

کنایه برگ خود عرضه مکن

کنایه از فخرفروشی نکردن و پنهان کردن داشته‌ها از چشم مردم.