مثنوی معنوی - دفتر چهارم

مولوی

بخش ۹۵ - بیان آنک در توبه بازست

مولوی
هین مکن زین پس فراگیر احتراز که ز بخشایش در توبه ست باز
توبه را از جانب مغرب دری باز باشد تا قیامت بر وری
تا ز مغرب بر زند سر آفتاب باز باشد آن در از وی رو متاب
هست جنت را ز رحمت هشت در یک در توبه ست زان هشت ای پسر
آن همه گه باز باشد گه فراز وآن در توبه نباشد جز که باز
هین غنیمت دار در بازست زود رخت آنجا کش به کوری حسود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه‌ای عمیق بر رحمت بی‌پایان الهی، مخاطب را از یأس و ناامیدی پس از گناه باز می‌دارد و دعوت به بازگشت می‌کند. شاعر، درِ توبه را دری همیشگی و همیشه گشوده می‌داند که فراتر از درهای دیگر بهشت، همواره منتظر بازگشت بندگان است و این فرصتِ بی‌بدیل را غنیمتی بزرگ می‌شمارد که باید پیش از پایان عمر و رسیدنِ روز رستاخیز از آن بهره جست.

فضای حاکم بر این سخن، سرشار از امید و دلگرمی است؛ گویی نویسنده می‌خواهد ترسِ ناشی از گناه را از دل مخاطب بزداید و او را تشویق کند تا با شتاب و بدون توجه به وسوسه‌های بازدارنده یا حسادتِ دشمنانِ نفس، به سوی درگاهِ رحمت الهی بشتابد و بارِ وجودی خود را به آن سو منتقل کند.

معنای روان

هین مکن زین پس فراگیر احتراز که ز بخشایش در توبه ست باز

از این پس دیگر از ترسِ گناه، گوشه‌گیری نکن و از رحمت خدا ناامید نباش، چرا که درِ توبه به لطفِ بخشندگیِ خداوند همچنان باز است.

نکته ادبی: احتراز به معنای دوری گزیدن و پرهیز کردن است که اینجا کنایه از یأس و دوری از درگاه الهی است.

توبه را از جانب مغرب دری باز باشد تا قیامت بر وری

درِ توبه از جانب غرب تا روز قیامت برای تو باز است.

نکته ادبی: اشاره به روایاتِ آخرالزمانی است که درِ توبه تا زمانی که خورشید از مغرب طلوع نکند، باز می‌ماند.

تا ز مغرب بر زند سر آفتاب باز باشد آن در از وی رو متاب

تا زمانی که خورشید از مغرب طلوع نکرده است، این در باز است؛ پس از آن روی برنگردان و از این فرصت استفاده کن.

نکته ادبی: بر زدنِ آفتاب از مغرب استعاره از پایانِ فرصت‌های دنیوی و وقوعِ رستاخیز است.

هست جنت را ز رحمت هشت در یک در توبه ست زان هشت ای پسر

بهشتِ پروردگار هشت درِ رحمت دارد که یکی از آن‌ها درِ توبه است، ای فرزند من.

نکته ادبی: اشاره به باورهای مذهبی مبنی بر هشت‌گانه بودن درهای بهشت.

آن همه گه باز باشد گه فراز وآن در توبه نباشد جز که باز

آن هفت درِ دیگر ممکن است گاهی باز باشند و گاهی بسته، اما درِ توبه هرگز بسته نمی‌شود و همیشه باز است.

نکته ادبی: فراز به معنای بسته بودن است که در تقابل با باز قرار گرفته است.

هین غنیمت دار در بازست زود رخت آنجا کش به کوری حسود

پس به سرعت این فرصت را غنیمت بشمار و دل و جانت را به سمت توبه ببر، حتی اگر دیگران و حسودان از این کارِ تو خشمگین شوند.

نکته ادبی: رخت کشیدن کنایه از کوچ کردنِ وجودی و حرکتِ معنوی و اصلاحِ رفتار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره در توبه

توبه به دری تشبیه شده که راه دسترسی به رحمت الهی است.

تضاد باز و فراز

تقابلِ میان باز و بسته بودنِ درها برای تاکید بر همیشگی بودنِ درِ توبه.

نماد طلوع خورشید از مغرب

نمادِ پایانِ فرصتِ توبه و آغازِ روزِ قیامت.