مثنوی معنوی - دفتر چهارم

مولوی

بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام

مولوی
شهوت دنیا مثال گلخنست که ازو حمام تقوی روشنست
لیک قسم متقی زین تون صفاست زانک در گرمابه است و در نقاست
اغنیا مانندهٔ سرگین کشان بهر آتش کردن گرمابه بان
اندریشان حرص بنهاده خدا تا بود گرمابه گرم و با نوا
ترک این تون گوی و در گرمابه ران ترک تون را عین آن گرمابه دان
هر که در تونست او چون خادمست مر ورا که صابرست و حازمست
هر که در حمام شد سیمای او هست پیدا بر رخ زیبای او
تونیان را نیز سیما آشکار از لباس و از دخان و از غبار
ور نبینی روش بویش را بگیر بو عصا آمد برای هر ضریر
ور نداری بو در آرش در سخن از حدیث نو بدان راز کهن
پس بگوید تونیی صاحب ذهب بیست سله چرک بردم تا به شب
حرص تو چون آتشست اندر جهان باز کرده هر زبانه صد دهان
پیش عقل این زر چو سرگین ناخوشست گرچه چون سرگین فروغ آتشست
آفتابی که دم از آتش زند چرک تر را لایق آتش کند
آفتاب آن سنگ را هم کرد زر تا بتون حرص افتد صد شرر
آنک گوید مال گرد آورده ام چیست یعنی چرک چندین برده ام
این سخن گرچه که رسوایی فزاست در میان تونیان زین فخرهاست
که تو شش سله کشیدی تا به شب من کشیدم بیست سله بی کرب
آنک در تون زاد و پاکی را ندید بوی مشک آرد برو رنجی پدید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تمثیلی عمیق و حکیمانه از فضای یک گرمابه (حمام قدیمی) بهره می‌گیرد تا تفاوت میان سالکانِ راه حقیقت و دنیاداران را تبیین کند. شاعر، اشتیاق و حرصِ سیری‌ناپذیر انسان به مالِ دنیا را به 'گلخن' یا همان آتش‌دانِ حمام تشبیه می‌کند که جایگاهی آلوده، پردود و پرزحمت است. در مقابل، 'گرمابه' نمادِ جایگاهِ پاکی، آسایشِ روحی و کمال معنوی است که عارفان در آن قرار دارند. مفهوم محوری این است که دنیادوستان با تلاشی خستگی‌ناپذیر برای کسب مال، همچون کارگرانِ آتش‌دان، خود را آلوده می‌کنند و در شعله‌های حرصِ خویش می‌سوزند، حال آنکه خردمندان از این آلودگی‌ها دوری جسته و به طهارت باطن می‌اندیشند.

شاعر در این بخش، نکته‌ای ظریف را گوشزد می‌کند: آنچه نزد عامه مردم 'ثروت و دارایی' است و باعث فخر فروشی می‌شود، در چشمِ بیدارِ اهلِ دل، جز 'چرک و آلودگی' (سرگین) نیست. بدین ترتیب، حرصِ دنیا نه تنها مایه کمال نیست، بلکه ابزاری است که آدمی را در بندِ خدمتکاریِ دنیا گرفتار می‌کند تا دیگران از گرمای آن بهره ببرند و خودِ فرد در دود و غبارِ آرزوها گرفتار بماند.

معنای روان

شهوت دنیا مثال گلخنست که ازو حمام تقوی روشنست

شهوت و میل به دنیا مانند آتش‌دانِ حمام است که باعث می‌شود حمامِ تقوا و پاکی روشن و گرم باقی بماند.

نکته ادبی: گلخن به معنای آتش‌دان یا تونِ حمام است که محل سوزاندنِ سوخت برای گرم کردن آب است.

لیک قسم متقی زین تون صفاست زانک در گرمابه است و در نقاست

اما سهمِ فردِ با تقوا از این فضای گرم، خودِ محیطِ گرمابه و لذتِ معنوی آن است؛ چرا که او در فضای پاکِ حمام قرار دارد و از آلودگی‌های ظاهری به دور است.

نکته ادبی: تُن در اینجا به همان آتش‌دان اشاره دارد که مایه سختی و زحمت است.

اغنیا مانندهٔ سرگین کشان بهر آتش کردن گرمابه بان

ثروتمندانِ دنیاپرست مانند کسانی هستند که فضولات (سرگین) حمل می‌کنند تا آتشِ حمام را برای دیگران روشن نگه دارند.

نکته ادبی: سرگین‌کشان اشاره به شغل پستِ حملِ سوخت (فضولات حیوانی) برای گرم کردن حمام است.

اندریشان حرص بنهاده خدا تا بود گرمابه گرم و با نوا

خداوند در وجود این افراد حرص و آز قرار داده تا آتشِ حمامِ دنیا همیشه گرم و پرشور باقی بماند.

نکته ادبی: بانونا به معنای با شکوه، پرشور و پرحرارت است.

ترک این تون گوی و در گرمابه ران ترک تون را عین آن گرمابه دان

از این آتش‌دان (دنیادوستی) دست بکش و واردِ فضای اصلیِ گرمابه (معنویت) شو؛ چرا که همین ترک کردنِ حرص، ورود به گرمابه محسوب می‌شود.

نکته ادبی: این بیت دعوت به ریاضت و رهایی از تعلقات مادی دارد.

هر که در تونست او چون خادمست مر ورا که صابرست و حازمست

هر کس که در آتش‌دان مانده، مانند کارگر و خدمتکار است برای کسی که اهل صبر و دوراندیشی و حقیقت است.

نکته ادبی: حازم به معنای دوراندیش و کسی است که در کارها محکم و با تدبیر عمل می‌کند.

هر که در حمام شد سیمای او هست پیدا بر رخ زیبای او

هر که وارد فضای پاکِ حمامِ حقیقت شده، نشانه‌های آن پاکی بر چهره‌ی زیبا و نورانی‌اش آشکار است.

نکته ادبی: سیما در اینجا به معنای نشان و اثرِ ظاهری است که بر باطن دلالت دارد.

تونیان را نیز سیما آشکار از لباس و از دخان و از غبار

تونیان (کارگران آتش‌دان یا همان دنیاداران) نیز نشانه‌هایشان مشخص است؛ از لباس‌های آلوده و بویِ دودی که از آتشِ حرص بر آن‌ها نشسته است.

نکته ادبی: دخان به معنای دود است و اشاره به اثراتِ آلوده‌کننده دلبستگی به دنیا دارد.

ور نبینی روش بویش را بگیر بو عصا آمد برای هر ضریر

اگر نشانه‌های ظاهری را نمی‌بینی، به گفتار و روحیات آن‌ها توجه کن؛ همان‌طور که عصا راهنمای فرد نابینا در تاریکی است، کلام هم راهنمای شناختِ باطنِ آدم‌هاست.

نکته ادبی: ضریر به معنای نابینا است و در اینجا استعاره از کسی است که بصیرتِ معنوی ندارد.

ور نداری بو در آرش در سخن از حدیث نو بدان راز کهن

اگر از نشانه‌ها و بوهای باطنی چیزی نفهمیدی، آن‌ها را به حرف بیاور؛ از سخنانِ تازه و ظاهری‌شان می‌توانی رازهای کهن و باطنی‌شان را درک کنی.

نکته ادبی: در آرش به معنای 'او را در آر' یا 'وادارش کن' است.

پس بگوید تونیی صاحب ذهب بیست سله چرک بردم تا به شب

آنگاه آن کارگرِ حمام که خودش را صاحبِ ثروت می‌داند، با افتخار می‌گوید: ببین که تا شب چه مقدار چرک و آلودگی (ثروت) حمل کرده‌ام.

نکته ادبی: سله به معنای سبد است که در آن سوخت حمل می‌کردند.

حرص تو چون آتشست اندر جهان باز کرده هر زبانه صد دهان

حرص و آز تو در دنیا مانند آتشی است که هر شعله‌اش صد دهان باز کرده تا همه چیز را ببلعد.

نکته ادبی: تشبیه حرص به آتشِ بلعنده، تصویری از زیاده‌خواهیِ بی‌پایان است.

پیش عقل این زر چو سرگین ناخوشست گرچه چون سرگین فروغ آتشست

در نظرِ خردمند، این طلا و مال مانند سرگینِ ناخوشایند است، اگرچه در ظاهر مانند همان سرگین، آتشی روشن ایجاد می‌کند.

نکته ادبی: فروغ به معنای روشنی و تابش است.

آفتابی که دم از آتش زند چرک تر را لایق آتش کند

آن قدرتِ الهی که آتشِ دنیا را شعله‌ور می‌کند، هر چیزِ آلوده‌ای را برای سوختن در این آتشِ حرص، مناسب می‌بیند.

نکته ادبی: اشاره به سنن الهی در آزمایش انسان‌ها با متاع دنیا دارد.

آفتاب آن سنگ را هم کرد زر تا بتون حرص افتد صد شرر

همان خورشید حقیقت، سنگ‌های ناچیز را به طلا تبدیل کرد تا دامی برای افرادِ حریص پهن شود و گرفتار شوند.

نکته ادبی: شَرر به معنای شعله‌های آتش و استعاره از رنج‌های ناشی از حرص است.

آنک گوید مال گرد آورده ام چیست یعنی چرک چندین برده ام

کسی که با افتخار می‌گوید مال زیادی جمع کرده‌ام، در واقع معنایش این است که چقدر آلودگی و چرکِ دنیا را با خود حمل کرده‌ام.

نکته ادبی: اشاره به اینکه جمع‌آوری ثروتِ بی‌حاصل، تنها حملِ بارِ اضافی و آلودگی است.

این سخن گرچه که رسوایی فزاست در میان تونیان زین فخرهاست

این سخن اگرچه باعثِ رسواییِ انسانِ آزاده است، اما در میان دنیاداران به عنوان مایه افتخار شناخته می‌شود.

نکته ادبی: فخر در اینجا به معنای مباهاتِ بی‌جا و کاذب است.

که تو شش سله کشیدی تا به شب من کشیدم بیست سله بی کرب

آن‌ها به یکدیگر می‌بالند که من در کارِ جمع‌آوری دنیا از تو فعال‌تر بودم و بارِ بیشتری (چرک) حمل کردم.

نکته ادبی: کرب به معنای اندوه و زحمت است.

آنک در تون زاد و پاکی را ندید بوی مشک آرد برو رنجی پدید

کسی که تمام عمر در فضای آلوده (تون) بزرگ شده و پاکی و معنویت را ندیده، بویِ خوشِ حقیقت (مشک) برایش آزاردهنده است.

نکته ادبی: استعاره از کسانی که به دلیل غرق شدن در گناه، حقیقت برایشان ناخوشایند است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه شهوت دنیا مثال گلخنست

شبه کردن حرص و شهوت به آتش‌دان (گلخن) برای نشان دادن ماهیتِ سوزان و آلوده‌کننده آن.

استعاره گرمابه

استعاره از فضای معنوی، پاکی و تقوا که در برابر فضای آلوده‌ی دنیوی قرار دارد.

کنایه سرگین کشان

کنایه از افراد حقیر و اسیرِ مادیات که زندگی خود را وقفِ جمع‌آوریِ چیزهای بی‌ارزش می‌کنند.

تضاد و تناقض زر و سرگین

طلا که در ظاهر ارزشمند است، در دیدگاه عارف به دلیل ماهیتِ دنیوی‌اش به سرگین تشبیه شده تا بی‌ارزشیِ باطنیِ آن آشکار شود.

مراعات نظیر گلخن، حمام، گرمابه، تونیان، دخان، غبار

به کارگیری واژگان مرتبط با فضای حمام برای ایجاد یک صحنه‌پردازی منسجم و نمادین.