مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۱۵۷ - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلام

مولوی
گفت باری نطق سگ کو بر درست نطق مرغ خانگی کاهل پرست
گفت موسی هین تو دانی رو رسید نطق این هر دو شود بر تو پدید
بامدادان از برای امتحان ایستاد او منتظر بر آستان
خادمه سفره بیفشاند و فتاد پاره ای نان بیات آثار زاد
در ربود آن را خروسی چون گرو گفت سگ کردی تو بر ما ظلم رو
دانهٔ گندم توانی خورد و من عاجزم در دانه خوردن در وطن
گندم و جو را و باقی حبوب می توانی خورد و من نه ای طروب
این لب نانی که قسم ماست نان می ربایی این قدر را از سگان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بخشی از داستانی حکیمانه در مثنوی مولانا است که در آن، شخصی با اصرار بسیار از حضرت موسی(ع) می‌خواهد که زبان حیوانات را به او بیاموزد. درونمایه اصلی این بخش، نکوهشِ کنجکاوی‌های بی‌جا و آرزوی دانستنِ اسراری است که فرد ظرفیت و تواناییِ هضم و درک آن را ندارد. در واقع، این حکایت هشداری است به سالک که در پیِ کشفِ امورِ غیبی و باطنی پیش از رسیدن به بلوغِ روحی نباشد.

در این صحنه، آن مرد به وعده حضرت موسی به آرزوی خود می‌رسد، اما به محض شنیدنِ گفتگوی حیوانات، با واقعیتی تلخ و پیش‌پاافتاده روبرو می‌شود که نشان‌دهنده تفاوتِ نیازها و فطرت‌های گوناگون در هستی است. گویی مولانا یادآوری می‌کند که گاهی ندانستن، رحمتی است تا انسان درگیرِ جزئیاتِ فرساینده‌ی زندگیِ دیگران نشود.

معنای روان

گفت باری نطق سگ کو بر درست نطق مرغ خانگی کاهل پرست

آن مرد گفت: به من زبانِ سگ را که حیوانی راستین و وفادار است و همچنین زبانِ مرغِ خانگی را که سست‌عنصر و تن‌پرور است، بیاموز.

نکته ادبی: کاهل‌پرست به معنای تن‌پرور و کسی که در انجام کارها سستی می‌ورزد، از صفاتِ مرغِ خانگی است.

گفت موسی هین تو دانی رو رسید نطق این هر دو شود بر تو پدید

حضرت موسی به او پاسخ داد: اگر چنین می‌خواهی، برو که زبانِ این دو حیوان بر تو آشکار خواهد شد.

نکته ادبی: هین در اینجا به معنای «بسیار خوب» یا «آگاه باش» است که برای تأکید استفاده شده است.

بامدادان از برای امتحان ایستاد او منتظر بر آستان

صبح‌گاهان، آن مرد برای امتحان کردنِ این دانشِ جدید، در آستانه در ایستاد و منتظر ماند.

نکته ادبی: بامدادان اشاره به آغاز روز و روشن شدنِ هوا برای وقوعِ حادثه است.

خادمه سفره بیفشاند و فتاد پاره ای نان بیات آثار زاد

خدمتکار سفره را تکاند و پاره‌ای نانِ بیات و خشک که از سفره مانده بود، بر زمین افتاد.

نکته ادبی: بی‌افشاندن کنایه از تکاندنِ سفره برای پاک کردنِ خرده‌نان‌هاست.

در ربود آن را خروسی چون گرو گفت سگ کردی تو بر ما ظلم رو

خروسی آن تکه نان را همچون غنیمت ربود و سگ با اعتراض به خروس گفت: تو در حقِ ما ستم کردی، دور شو.

نکته ادبی: گرو در اینجا به معنای امانت، وثیقه یا چیزی است که به زور تصاحب شده است.

دانهٔ گندم توانی خورد و من عاجزم در دانه خوردن در وطن

سگ ادامه داد: تو که می‌توانی دانه‌های گندم بخوری، چرا حقِ ما را می‌گیری؟ من در این خانه تواناییِ خوردنِ دانه (گندم) را ندارم.

نکته ادبی: وطن در این بیت به معنای خانه یا محلِ زندگیِ آن سگ است.

گندم و جو را و باقی حبوب می توانی خورد و من نه ای طروب

سگ گفت: ای خروسِ شادمان! تو تواناییِ خوردنِ گندم و جو و دیگر حبوبات را داری، اما من چنین توانی ندارم.

نکته ادبی: طروب به معنای شادمان و خوش‌گذران است که در اینجا برای توصیفِ خروس به کار رفته است.

این لب نانی که قسم ماست نان می ربایی این قدر را از سگان

آن تکه نانی که روزیِ ماست، چرا آن را از دهانِ سگ می‌ربایی؟

نکته ادبی: قسم در این بیت به معنای سهم یا روزیِ مقدر شده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) گفتگوی سگ و خروس

نسبت دادنِ قدرتِ تکلم و درکِ منطقی به حیوانات برای بیانِ تضادِ موجود در طبیعتِ آن‌ها.

کنایه کاهل‌پرست

کنایه از تن‌پروری و سستیِ مرغِ خانگی که فقط به دنبالِ آسایشِ خود است.

تضاد خوردنِ گندم توسط خروس و ناتوانی سگ

اشاره به تفاوتِ ذاتیِ روزیِ موجودات؛ هر موجودی از نعمتی بهره می‌برد که برای ساختارِ وجودی‌اش مناسب است.