مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

مولوی
قوم دیگر سخت پنهان می روند شهرهٔ خلقان ظاهر کی شوند
این همه دارند و چشم هیچ کس بر نیفتد بر کیاشان یک نفس
هم کرامتشان هم ایشان در حرم نامشان را نشنوند ابدال هم
یا نمی دانی کرمهای خدا کو ترا می خواند آن سو که بیا
شش جهت عالم همه اکرام اوست هر طرف که بنگری اعلام اوست
چون کریمی گویدت آتش در آ اندر آ زود و مگو سوزد مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به دو بخش تقسیم می‌شوند؛ در بخش نخست، شاعر از اولیای الهی سخن می‌گوید که وجودشان در پرده‌ای از غیب و حریم امن الهی مستور است و از دیدگان مردمان عادی و حتی دیگر بزرگان معنوی پنهان مانده‌اند. اینان در عین بهره‌مندی از کرامت مطلق، همچون گنجینه‌ای پنهان در جهان سیر می‌کنند و هیچ‌کس را یارای درک حقیقت مقام آنان نیست.

در بخش دوم، نگاه شاعر به سوی کرم و فراخوانِ خداوند تغییر می‌کند. او به مخاطب یادآور می‌شود که سراسر هستی، جلوه‌گاهِ لطف و نشانه‌های الهی است. از این رو، مؤمن راستین باید در برابر فرمان‌های الهی، حتی اگر دشوار یا ظاهراً هولناک به نظر برسند، تسلیم محض باشد و با اعتماد به کرم خدا، بدون ترس از عواقب و آسیب‌ها، به فرمان او گردن نهد.

معنای روان

قوم دیگر سخت پنهان می روند شهرهٔ خلقان ظاهر کی شوند

برخی از بندگان خاص خدا به گونه‌ای سیر می‌کنند که وجودشان کاملاً پوشیده است؛ آنان هرگز در میان مردمِ عامه شناخته نمی‌شوند و جلوه‌گری نمی‌کنند.

نکته ادبی: واژه 'شهره' به معنای مشهور و انگشت‌نما است و 'کی' در اینجا قید پرسشی است که دلالت بر نفی دارد؛ یعنی هرگز ظاهر نمی‌شوند.

این همه دارند و چشم هیچ کس بر نیفتد بر کیاشان یک نفس

این بزرگان تمامی کمالات و مقامات را دارا هستند، اما هیچ‌کس حتی برای لحظه‌ای نمی‌تواند به حقیقت وجودی و جایگاه آنان پی ببرد.

نکته ادبی: واژه 'کیا' در متون کلاسیک به معنای شکوه، جاه و مقام است.

هم کرامتشان هم ایشان در حرم نامشان را نشنوند ابدال هم

نه تنها کرامات و معجزات ایشان، بلکه خودِ آنان نیز در حریم امن الهی قرار دارند؛ به طوری که حتی بزرگانِ صاحب‌مقام (ابدال) نیز نامی از آنان نشنیده‌اند.

نکته ادبی: واژه 'ابدال' در اصطلاح عرفانی به گروهی از اولیای خدا با مقام معنوی بسیار بالا گفته می‌شود که از دید خلق پوشیده‌اند.

یا نمی دانی کرمهای خدا کو ترا می خواند آن سو که بیا

آیا از لطف و بخشش‌های پی‌درپی خداوند بی‌خبری که تو را پیوسته به سوی خود فرا می‌خواند و به پیش آمدن دعوت می‌کند؟

نکته ادبی: جمع بستن 'کرم' به صورت 'کرمها' در اینجا برای تأکید بر انواع الطاف و فیوضات الهی است.

شش جهت عالم همه اکرام اوست هر طرف که بنگری اعلام اوست

تمام شش جهتِ دنیا (همه ابعاد جهان) تجلی لطف و کرم اوست؛ به هر سو که نگاه کنی، نشانه‌ها و علائم حضور او را می‌بینی.

نکته ادبی: 'شش جهت' کنایه‌ای از فراگیری حضور خداوند در تمام عالم هستی (بالا، پایین، چپ، راست، پیش، پس) است.

چون کریمی گویدت آتش در آ اندر آ زود و مگو سوزد مرا

هنگامی که خداوندِ کریم، فرمان می‌دهد که در آتشِ (ابتلا یا آزمون) قدم بگذار، بی‌درنگ فرمان را بپذیر و وارد شو؛ بدون آنکه بگویی مبادا بسوزم و نگرانِ آسیبِ آن باش.

نکته ادبی: در اینجا 'آتش' نمادی از آزمون‌های دشوار و تقدیرات الهی است که گرچه ظاهرش سوزنده می‌نماید، اما در حقیقت مایه رشد است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و ایهام پنهان بودن اولیا

تضاد میان حضورِ فیزیکی این اولیا در عالم و غیبتِ حقیقتِ وجودی آنان از چشمِ خلق.

نمادپردازی آتش

استفاده از آتش به عنوان استعاره‌ای برای سختی‌ها، بلاها یا فرمان‌های دشوارِ الهی که در باطن، رحمتِ مطلق است.

کنایه شش جهت

کنایه از تمامِ گستره‌ی عالم هستی و فراگیر بودنِ کرم خداوند.