مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

مولوی
قوم گفتند از شما سعد خودیت نحس مایید و ضدیت و مرتدیت
جان ما فارغ بد از اندیشه ها در غم افکندید ما را و عنا
ذوق جمعیت که بود و اتفاق شد ز فال زشتتان صد افتراق
طوطی نقل شکر بودیم ما مرغ مرگ اندیش گشتیم از شما
هر کجا افسانهٔ غم گستریست هر کجا آوازهٔ مستنکریست
هر کجا اندر جهان فال بذست هر کجا مسخی نکالی ماخذست
در مثال قصه و فال شماست در غم انگیزی شما را مشتهاست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شکایتی عمیق از ورود نیروهای منفی و شوم به زندگی است. در این فضا، کسانی که پیش‌تر در آرامش و وحدت به سر می‌بردند، اکنون از همنشینی و هم‌کلامی با افرادی که تنها نویدبخش غم و بدیمنی هستند، به ستوه آمده‌اند. شاعر در اینجا به خوبی نشان می‌دهد که چگونه تفکرات منفی و بدبینی، جوهر شادمانی و جمعیت‌خاطر را از میان می‌برد و انسان را از حالتی باطراوت و شیرین، به موجودی افسرده و مرگ‌اندیش بدل می‌کند.

این سرزنش، در واقع نهی از همنشینی با افراد منفی‌بافی است که هرگونه امید و نظم را با حضور خود از هم می‌پاشند و فضایی مسموم ایجاد می‌کنند که در آن جز آوازه‌های ناخوشایند و تفرقه، چیزی یافت نمی‌شود.

معنای روان

قوم گفتند از شما سعد خودیت نحس مایید و ضدیت و مرتدیت

مردم به آن گروه گفتند که شما برای ما شگون بدی دارید؛ شما مایه نحسی، دشمنی و دوری از حقیقت برای ما هستید.

نکته ادبی: سعد در اینجا به معنای بخت و اقبال نیک است که در ترکیب با خودیت به معنای شگونِ شما آمده است.

جان ما فارغ بد از اندیشه ها در غم افکندید ما را و عنا

روح و جان ما پیش از این، از دغدغه‌های آزاردهنده آزاد بود، اما شما ما را در دریایی از غم و رنج غرق کردید.

نکته ادبی: فارغ بد؛ فعل ماضی ساده به معنای فارغ بود که برای حفظ وزن به صورت مخفف آمده است.

ذوق جمعیت که بود و اتفاق شد ز فال زشتتان صد افتراق

لذتِ هم‌دلی و یگانگی که میان ما برقرار بود، به خاطر فال‌های شوم شما، تبدیل به صدها پراکندگی و تفرقه شد.

نکته ادبی: جمعیت در متون کلاسیک به معنای آرامش خاطر و تمرکز حواس است که در برابر تفرقه قرار دارد.

طوطی نقل شکر بودیم ما مرغ مرگ اندیش گشتیم از شما

ما همچون طوطی‌هایی بودیم که از شیرینی‌های زندگی لذت می‌بردیم، اما به واسطه حضور شما، به مرغانی تبدیل شدیم که همواره سایه مرگ و اندوه بر سرمان است.

نکته ادبی: نقل در اینجا به معنای شیرینی و حلاوت است و طوطی نماد موجودی است که از خوشی‌ها لذت می‌برد.

هر کجا افسانهٔ غم گستریست هر کجا آوازهٔ مستنکریست

هر کجا که داستانی از غم و اندوه روایت می‌شود و هر جا که صدای زشت و گوش‌خراشی به گوش می‌رسد، حضور شما در آن دیده می‌شود.

نکته ادبی: مستنکر به معنای امر ناپسند و زشت است و در اینجا به صداهای گوش‌خراش که نشانه نحسی است اشاره دارد.

هر کجا اندر جهان فال بذست هر کجا مسخی نکالی ماخذست

هر کجا در این جهان بدیمنی و نحسی وجود دارد و هر جا که موجودی پلید یا زشت‌خو یافت می‌شود، ریشه آن به شما بازمی‌گردد.

نکته ادبی: مسخی به معنای موجودی است که تغییر شکل یافته و دفرمه شده است و کنایه از زشتی باطنی دارد.

در مثال قصه و فال شماست در غم انگیزی شما را مشتهاست

تمثیل و داستان شما، نماد کامل بدیمنی است؛ شما مهارت بسیاری در تولید و گستردن غم و اندوه دارید.

نکته ادبی: مشتهاست کنایه از فراوانی و کثرت روش‌ها در ایجاد اندوه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره طوطی نقل شکر

اشاره به انسان‌های شاد و بهره‌مند از مواهب و شیرینی‌های حیات.

استعاره مرغ مرگ اندیش

استعاره از انسان‌های افسرده و ناامید که مدام در ترس از آینده و مرگ هستند.

تضاد طوطی و مرغ مرگ اندیش

تقابل میان شادیِ بی‌آلایشِ گذشته و غمِ نهادینه شده در حال.

اغراق صد افتراق

برای نشان دادن گستردگی شدید اختلاف و تفرقه‌ای که از همنشینی با افراد منفی‌باف حاصل شده است.