مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

مولوی
این مثل بشنو که شب دزدی عنید در بن دیوار حفره می برید
نیم بیداری که او رنجور بود طقطق آهسته اش را می شنود
رفت بر بام و فرو آویخت سر گفت او را در چه کاری ای پدر
خیر باشد نیمشب چه می کنی تو کیی گفتا دهل زن ای سنی
در چه کاری گفت می کوبم دهل گفت کو بانگ دهل ای بوسبل
گفت فردا بشنوی این بانگ را نعره یا حسرتا وا ویلتا
آن دروغست و کژ و بر ساخته سر آن کژ را تو هم نشناخته

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت تمثیلی، پرده از چهره دروغ‌گویان و فریبکارانی برمی‌دارد که با وقاحت تمام، کارهای نادرست و مخرب خود را با توجیهاتی واهی و مضحک می‌پوشانند. شاعر با بهره‌گیری از فضای طنزآلود و موقعیت کمیک، نشان می‌دهد که چگونه کژاندیشان، حقیقت را قربانی مصلحت‌های آنی خویش می‌کنند تا از رسوایی بگریزند، اما در نهایت، بطلان ادعایشان بر همگان آشکار می‌شود.

درونمایه اصلی این قطعه، تقابل میان صداقت و نیرنگ است. دزدی که در حال تخریب دیوار است، به جای اعتراف یا فرار، در مقام توجیه‌گری برمی‌آید و ادعایی می‌سازد که با واقعیت در تضاد کامل است. این بن‌مایه، خواننده را به تأمل در باب ماهیت دروغ و عواقب محتوم آن دعوت می‌کند؛ چرا که حقیقت، مانند صدای دهل، سرانجام خود را به گوش همگان خواهد رساند و جایی برای پنهان‌کاری باقی نمی‌گذارد.

معنای روان

این مثل بشنو که شب دزدی عنید در بن دیوار حفره می برید

این حکایت و مثل را بشنو که شب‌هنگام، دزدی لجوج و سرسخت در پایین دیوار خانه‌ای مشغول ایجاد حفره‌ای برای ورود بود.

نکته ادبی: واژه 'عنید' به معنای ستیزه‌جو و لجباز است و 'بُن دیوار' به معنای پی یا قسمت پایینی دیوار اشاره دارد.

نیم بیداری که او رنجور بود طقطق آهسته اش را می شنود

صاحب‌خانه که بیمار بود و خوابی سبک داشت، صدای آهسته تق‌تق کلنگ دزد را شنید.

نکته ادبی: عبارت 'نیم‌بیداری' ترکیبی از خواب و بیداری است که نشان‌دهنده خواب سبک به دلیل بیماری است.

رفت بر بام و فرو آویخت سر گفت او را در چه کاری ای پدر

صاحب‌خانه به بالای بام رفت و سرش را پایین آورد و از دزد پرسید که ای مرد، در این ساعت شب مشغول چه کاری هستی؟

نکته ادبی: واژه 'پدر' در اینجا لزوماً به معنای والد نیست، بلکه خطابی محترمانه یا کنایی به یک مرد غریبه در زبان کهن است.

خیر باشد نیمشب چه می کنی تو کیی گفتا دهل زن ای سنی

پرسید: امیدوارم خیر باشد، نیمه‌شب چه کار می‌کنی؟ تو کیستی؟ دزد در پاسخ گفت: ای مرد بزرگوار، من دهل‌زن هستم.

نکته ادبی: 'سنی' در متون قدیمی گاه به معنای کسی که سن و سالی دارد یا مردی باوقار به کار می‌رود که در اینجا دزد برای فریب از آن استفاده کرده است.

در چه کاری گفت می کوبم دهل گفت کو بانگ دهل ای بوسبل

صاحب‌خانه پرسید: چه کار می‌کنی؟ دزد گفت: دهل می‌کوبم. صاحب‌خانه با تعجب گفت: ای احمق، پس صدای دهل کجاست؟

نکته ادبی: 'بوسبل' (ابوسهل) در اینجا کنایه از شخصی نادان و کم‌خرد است.

گفت فردا بشنوی این بانگ را نعره یا حسرتا وا ویلتا

دزد در پاسخ گفت: فردا صدای این دهل را خواهی شنید؛ همان زمانی که دیوار فرو می‌ریزد و تو از سرِ پشیمانی فریاد واویلا سر می‌دهی.

نکته ادبی: شاعر از تکنیک طنز بهره برده است؛ دزد صدای ضربات کلنگ را به صدای دهل تشبیه می‌کند که نویدبخشِ آوار شدن دیوار است.

آن دروغست و کژ و بر ساخته سر آن کژ را تو هم نشناخته

این ادعای او سراسر دروغ و ساختگی است و تو هنوز عمق این نیرنگ و فتنه را درک نکرده‌ای.

نکته ادبی: 'سرّ' در اینجا به معنای ماهیت و حقیقتِ پنهانِ عملِ دزد است که برای صاحب‌خانه هنوز مجهول مانده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می‌کوبم دهل

دزد به جای اعتراف به تخریب دیوار، عملِ کلنگ‌زنی خود را به دهل‌زنی استعاره داده است تا کار خود را موجه جلوه دهد.

ایهام و طنز بانگ دهل / نعره یا حسرتا وا ویلتا

صدای دهلی که دزد وعده می‌دهد، در واقع صدای فرو ریختن دیوار است که مایه حسرت صاحب‌خانه خواهد شد.

کنایه بوسبل

استفاده از این واژه به عنوان کنایه برای خطاب قرار دادن شخصی به عنوان نادان و احمق.