مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان

مولوی
اصلشان بد بود آن اهل سبا می رمیدندی ز اسباب لقا
دادشان چندان ضیاع و باغ و راغ از چپ و از راست از بهر فراغ
بس که می افتاد از پری ثمار تنگ می شد معبر ره بر گذار
آن نثار میوه ره را می گرفت از پری میوه ره رو در شگفت
سله بر سر در درختستانشان پر شدی ناخواست از میوه فشان
باد آن میوه فشاندی نه کسی پر شدی زان میوه دامنها بسی
خوشه های زفت تا زیر آمده بر سر و روی رونده می زده
مرد گلخن تاب از پری زر بسته بودی در میان زرین کمر
سگ کلیچه کوفتی در زیر پا تخمه بودی گرگ صحرا از نوا
گشته آمن شهر و ده از دزد و گرگ بز نترسیدی هم از گرگ سترگ
گر بگویم شرح نعمتهای قوم که زیادت می شد آن یوما بیوم
مانع آید از سخنهای مهم انبیا بردند امر فاستقم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بخش از منظومه، به روایت داستانِ عبرت‌آموزِ قوم سبا و بهره‌مندی آنان از نعمات بی‌کرانِ الهی می‌پردازد. شاعر در این ابیات، تضاد عمیق میان رفاهِ مادیِ بی‌حد و حصر و فقرِ باطنیِ انسان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه غرق شدن در آسایشِ دنیوی، بدونِ اصلاحِ گوهرِ وجودی، می‌تواند پرده‌ای بر حقیقت باشد و آدمی را از مقصد اصلی بازدارد.

مفهوم محوری، هشداری است به انسان که فراوانیِ نعمت، به خودیِ خود ارزش نیست و اگر با قدرشناسی و بصیرت همراه نباشد، تنها آزمونی است که ممکن است به طغیان و غفلت بینجامد. در نظر شاعر، حتی در بهشتِ زمینی نیز، اگر نفسِ انسان ناپاک باشد، باز هم از حقیقت گریزان خواهد بود و اسبابِ رفاه، مانعی بر سرِ راهِ تعالیِ روحانی می‌گردند.

معنای روان

اصلشان بد بود آن اهل سبا می رمیدندی ز اسباب لقا

سرشت و نهادِ آن مردمِ سبا از ابتدا ناپاک و کج بود؛ به همین سبب از هر چیزی که آنان را به یادِ خدا و دیدارِ حق می‌انداخت و وسیله‌ای برای تعالیِ معنوی بود، گریزان بودند.

نکته ادبی: لقا به معنای دیدار و ملاقات است که در اینجا کنایه از دیدارِ پروردگار یا وصالِ حق است.

دادشان چندان ضیاع و باغ و راغ از چپ و از راست از بهر فراغ

خداوند چنان زمین‌ها، باغ‌ها و مراتعِ وسیعی به آنان بخشیده بود که از هر سو برای آسایش و رفاهِ کاملِ آن‌ها کافی بود.

نکته ادبی: ضیاع به معنای املاک و زمین‌ها است و راغ به معنای دامنه‌ی کوه و مرغزار است.

بس که می افتاد از پری ثمار تنگ می شد معبر ره بر گذار

میوه‌ها چنان فراوان از درختان می‌ریختند که راهِ عبور و مرورِ مردم در گذرگاه‌ها تنگ شده و بسته بود.

نکته ادبی: معبر به معنای محل عبور و گذرگاه است.

آن نثار میوه ره را می گرفت از پری میوه ره رو در شگفت

این همه میوه‌ی ریخته‌شده در راه، مسیر را سد کرده بود و رهگذران از دیدنِ این حجم از فراوانی و نثارِ بی‌دریغِ میوه‌ها، در شگفت و حیرت مانده بودند.

نکته ادبی: نثار به معنای پاشیدن و هدیه کردن است که در اینجا به ریختنِ میوه از درخت اشاره دارد.

سله بر سر در درختستانشان پر شدی ناخواست از میوه فشان

در آن باغستان‌ها، اگر کسی سبدی بر سر می‌گذاشت، بی‌آنکه خودش زحمتی بکشد یا میوه‌ای بچیند، سبدش خودبه‌خود از میوه‌های فراوان پر می‌شد.

نکته ادبی: سله به معنای سبد است.

باد آن میوه فشاندی نه کسی پر شدی زان میوه دامنها بسی

بادِ ملایم میوه‌ها را از درخت می‌افشاند و نیازی به چیدنِ دستی نبود؛ چنان‌که دامنِ رهگذران بی‌هیچ تلاشی از میوه پُر می‌شد.

نکته ادبی: استفاده از افعال به قرینه نشان‌دهنده‌ی آسانیِ کسبِ رزق برای آن قوم است.

خوشه های زفت تا زیر آمده بر سر و روی رونده می زده

خوشه‌های سنگین و پُرشیره‌ی میوه تا نزدیکِ زمین آویزان بودند و هنگام عبورِ مردم، به سر و روی آن‌ها برخورد می‌کردند.

نکته ادبی: زفت به معنای ستبر، درشت و کلفت است.

مرد گلخن تاب از پری زر بسته بودی در میان زرین کمر

آن‌قدر طلا و ثروت در آن دیار فراوان بود که کارگرِ ساده‌ی کوره‌پزخانه، از فرطِ دارایی، کمرش را با کمربندی از طلا بسته بود.

نکته ادبی: گلخن‌تاب به معنای مسئولِ کوره‌ی حمام است که نمادِ پست‌ترین شغل در آن روزگار بوده است.

سگ کلیچه کوفتی در زیر پا تخمه بودی گرگ صحرا از نوا

حرمتِ نان چنان از میان رفته بود که سگ‌ها نان را زیر پای خود می‌انداختند و گرگ‌های صحرا نیز به جای درندگی، از فراوانیِ نعمت، سیر و آرام بودند.

نکته ادبی: کلیچه به معنای نانِ کوچک یا قرصِ نان است.

گشته آمن شهر و ده از دزد و گرگ بز نترسیدی هم از گرگ سترگ

شهر و روستا از گزندِ دزدان و حیوانات درنده در امان بود، به‌گونه‌ای که حتی بزها نیز از گرگ‌های قوی‌هیکلِ آن نواحی هراسی نداشتند.

نکته ادبی: سترگ به معنای بزرگ و نیرومند است.

گر بگویم شرح نعمتهای قوم که زیادت می شد آن یوما بیوم

اگر بخواهم شرحِ آن نعمت‌های بی‌کران را بگویم که هر روز بر مقدار و کیفیتِ آن‌ها افزوده می‌شد، سخن به درازا می‌کشد.

نکته ادبی: یوما بیوم به معنای روز به روز و به صورتِ پیوسته است.

مانع آید از سخنهای مهم انبیا بردند امر فاستقم

این شرحِ جزئیات، مرا از پرداختن به موضوعاتِ مهم‌تر بازمی‌دارد؛ چرا که حتی پیامبران نیز در برابرِ چنین رفاه و آزمون‌هایی، به صبر و استقامت (آیه‌ی فاستقم) فرمان داده شده‌اند.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۱۱۲ سوره هود (فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ) دارد که نشان می‌دهد استقامت در برابرِ وفورِ نعمت، دشوارتر از صبر در برابرِ مصیبت است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه سگ کلیچه کوفتی در زیر پا

شاعر با اغراق در فراوانیِ نان، نشان می‌دهد که نعمت چنان زیاد بوده که حتی سگ‌ها نیز به آن بی‌اعتنا بوده‌اند.

تضاد (طباق) بز نترسیدی هم از گرگ سترگ

ایجادِ تقابل میان دو موجود که ذاتاً دشمن یکدیگرند (گرگ و بز) برای نشان دادنِ امنیتِ کاملِ آن سرزمین.

تلمیح انبیا بردند امر فاستقم

اشاره به آیه‌ی قرآن کریم که به پیامبران دستور استقامت در برابر فتنه‌ها و آزمون‌های الهی را می‌دهد.

کنایه بسته بودی در میان زرین کمر

کنایه از ثروتِ بسیار زیاد که حتی کارگرانِ رده‌ پایین جامعه نیز از آن بهره‌مند بودند.