مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام

مولوی
هین عزیرا در نگر اندر خرت که بپوسیدست و ریزیده برت
پیش تو گرد آوریم اجزاش را آن سر و دم و دو گوش و پاش را
دست نه و جزو برهم می نهد پاره ها را اجتماعی می دهد
در نگر در صنعت پاره زنی کو همی دوزد کهن بی سوزنی
ریسمان و سوزنی نه وقت خرز آنچنان دوزد که پیدا نیست درز
چشم بگشا حشر را پیدا ببین تا نماند شبهه ات در یوم دین
تا ببینی جامعی ام را تمام تا نلرزی وقت مردن ز اهتمام
همچنانک وقت خفتن آمنی از فوات جمله حسهای تنی
بر حواس خود نلرزی وقت خواب گرچه می گردد پریشان و خراب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یکی از مباحث بنیادین اعتقادی یعنی معاد و رستاخیز می‌پردازد و با بهره‌گیری از حکایت قرآنیِ حضرت عزیر (ع)، قدرت لایزال الهی در بازآفرینیِ حیات پس از مرگ را به تصویر می‌کشد.

شاعر با تبیین این حقیقت که پیوند اجزای پراکنده، تنها با اراده خداوند و بدون ابزارهای مادی صورت می‌پذیرد، مخاطب را به آرامش فرا می‌خواند تا با درکِ ماهیتِ خواب به عنوان مرگِ کوتاه‌مدت، از ترسِ مرگِ نهایی رهایی یابد و یقینِ قلبی به قدرت الهی پیدا کند.

معنای روان

هین عزیرا در نگر اندر خرت که بپوسیدست و ریزیده برت

ای عزیر! به خر خود بنگر که بدنت از هم پاشیده و پوسیده شده است.

نکته ادبی: عزیرا: ای عزیر (ع) - خطاب به پیامبر بنی‌اسرائیل که در قرآن به داستان او اشاره شده است.

پیش تو گرد آوریم اجزاش را آن سر و دم و دو گوش و پاش را

ما اجزای آن یعنی سر، دم، دو گوش و پاهای آن را در برابرت جمع می‌کنیم.

نکته ادبی: اشاره به صحنه بازآفرینی خلقت و معجزه زنده شدن دوباره در داستان عزیر.

دست نه و جزو برهم می نهد پاره ها را اجتماعی می دهد

او بدون دخالت دست، اجزا را کنار هم می‌چیند و این پاره‌های پراکنده را دوباره به یکدیگر پیوند می‌دهد.

نکته ادبی: اشاره به قدرت مطلق الهی در خلقت که فارغ از نیاز به ابزار مادی است.

در نگر در صنعت پاره زنی کو همی دوزد کهن بی سوزنی

به هنرِ این بنده‌ساز (خداوند) بنگر که بدون سوزن، این موجودِ کهنه و متلاشی شده را دوباره می‌دوزد و ترمیم می‌کند.

نکته ادبی: پاره‌زنی: صنعتگر یا خیاطی که پارچه‌ها را به هم می‌دوزد، در اینجا استعاره از خداوند است.

ریسمان و سوزنی نه وقت خرز آنچنان دوزد که پیدا نیست درز

هنگامِ این پیوند، نه نخ و نه سوزنی در کار است، اما چنان آن را ترمیم می‌کند که هیچ درز و شکافی بر جای نمی‌ماند.

نکته ادبی: کنایه از کمال قدرت الهی که خلقت را بدون اسباب دنیوی به کمال بازمی‌گرداند.

چشم بگشا حشر را پیدا ببین تا نماند شبهه ات در یوم دین

چشم بصیرت بگشا و صحنه رستاخیز را به وضوح ببین تا دیگر هیچ شک و تردیدی درباره روز قیامت در دلت باقی نماند.

نکته ادبی: یوم دین: روز جزا و قیامت.

تا ببینی جامعی ام را تمام تا نلرزی وقت مردن ز اهتمام

تا به طور کامل قدرتِ جامعیتِ من را مشاهده کنی و هنگام مرگ، از ترس و نگرانی نلرزی.

نکته ادبی: اهتمام: در اینجا به معنای اضطراب، اندوه و نگرانی شدید از فرجام کار است.

همچنانک وقت خفتن آمنی از فوات جمله حسهای تنی

همان‌طور که هنگام خواب، از اینکه حواس پنج‌گانه بدنت از کار می‌افتد و متوقف می‌شود، ترسی نداری و ایمن هستی.

نکته ادبی: فوات: از دست دادن، فقدان؛ خواب به عنوان تمثیلی برای مرگ اصغر (کوچک) در نظر گرفته شده است.

بر حواس خود نلرزی وقت خواب گرچه می گردد پریشان و خراب

تو در زمان خواب برای از دست رفتن حواس خود نمی‌لرزی و نگران نیستی، اگرچه در خواب، آن حواس پراکنده و گویی نابود می‌شوند.

نکته ادبی: استدلال منطقی شاعر: اگر بازگشتِ حواس پس از خواب ممکن است، پس بازگشتِ زندگی پس از مرگ نیز ممکن است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل خر و عزیر

استفاده از داستان‌های مذهبی برای تبیین مفهومی پیچیده همچون معاد.

تشبیه خواب به مرگ

تشبیه مرگ به خواب برای کاهش ترس از آن و اثبات امکانِ رستاخیز.

استعاره و کنایه پاره‌زنی و بی‌سوزنی

اشاره به قدرت خلق‌الساعه خداوند که بدون اسباب ظاهری جهان را می‌سازد و ترمیم می‌کند.