مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت

مولوی
پنج روز آن باد امرودی نریخت ز آتش جوعش صبوری می گریخت
بر سر شاخی مرودی چند دید باز صبری کرد و خود را وا کشید
باد آمد شاخ را سر زیر کرد طبع را بر خوردن آن چیر کرد
جوع و ضعف و قوت جذب و قضا کرد زاهد را ز نذرش بی وفا
چونک از امرودبن میوه سکست گشت اندر نذر وعهد خویش سست
هم درآن دم گوشمال حق رسید چشم او بگشاد و گوش او کشید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت، تصویری از تضاد میان اراده انسانی و فشارهای غریزی است. داستان زاهدی را روایت می‌کند که با وجود تصمیم راسخ برای پرهیز از خوردن میوه، در برابر فشار گرسنگی و تغییراتِ محیطی و دستِ تقدیر، تاب نمی‌آورد و پیمانِ خود را می‌شکند.

این ابیات بیانگر آن است که چگونه شرایط بیرونی مانند وزش باد که میوه‌ها را در دسترس قرار می‌دهد، می‌تواند عاملِ آزمونِ آدمی باشد و در نهایت، مداخله و گوشزدِ الهی است که غفلتِ انسان را به آگاهی و تنبه تبدیل می‌کند.

معنای روان

پنج روز آن باد امرودی نریخت ز آتش جوعش صبوری می گریخت

پنج روز بود که وزش باد باعث فرو افتادنِ گلابی‌ها نشده بود و شدتِ گرسنگی، صبر و طاقت را از وجودِ او می‌گرفت.

بر سر شاخی مرودی چند دید باز صبری کرد و خود را وا کشید

زاهد چند گلابی بر سرِ شاخه دید؛ بارِ دیگر بر نفسِ خود چیره شد و با تحملِ سختی، از خوردنِ آن‌ها خودداری کرد.

باد آمد شاخ را سر زیر کرد طبع را بر خوردن آن چیر کرد

ناگهان باد وزید و شاخه را به پایین خم کرد و میلِ به خوردن را در او برانگیخت و بر اراده‌اش چیره ساخت.

جوع و ضعف و قوت جذب و قضا کرد زاهد را ز نذرش بی وفا

گرسنگیِ شدید، ناتوانیِ جسمی، نیرویِ کششِ طبیعی و مشیتِ الهی، همگی دست به دستِ هم دادند تا زاهد در وفای به نذری که کرده بود، کوتاهی کند.

چونک از امرودبن میوه سکست گشت اندر نذر وعهد خویش سست

هنگامی که او میوه را از درخت چید و خورد، عهد و نذری که با خود بسته بود، در نظرش سست شد و آن را شکست.

هم درآن دم گوشمال حق رسید چشم او بگشاد و گوش او کشید

در همان لحظه، عقوبت و تنبیه الهی شامل حالش شد؛ گویی خداوند با این اتفاق، چشمِ دلِ او را به حقیقت گشود و گوشِ جانِ او را برای عبرت گرفتن کشید.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه آتشِ جوع

گرسنگی به آتشی تشبیه شده که صبر را می‌سوزاند و از بین می‌برد.

کنایه گوشمال حق

تنبیه و آگاه‌سازی الهی به گوش کشیدنِ کودک توسط آموزگار تشبیه شده است.

تشخیص (جان‌بخشی) صبوری می‌گریخت

صبر و شکیبایی به موجودی تشبیه شده که از دستِ گرسنگی فرار می‌کند و طاقتِ زاهد رو به اتمام است.