مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست

مولوی
تا بدانی که تن آمد چون لباس رو بجو لابس لباسی را ملیس
روح را توحید الله خوشترست غیر ظاهر دست و پای دیگرست
دست و پا در خواب بینی و ایتلاف آن حقیقت دان مدانش از گزاف
آن توی که بی بدن داری بدن پس مترس از جسم و جان بیرون شدن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تأکید دارند که جسم مادی انسان همچون لباسی گذرا و موقتی بر تنِ جان است. شاعر با تبیین تمایز میان ساحتِ جسمانی و ساحتِ روحانی، مخاطب را به فراتر رفتن از ظاهرِ فیزیکی و بازگشت به اصلِ خویش، یعنی یگانگی با حقیقتِ مطلق، دعوت می‌کند.

درونمایه اصلی این کلام، دعوت به رهایی از بندهای تن‌انگاری و ترس از فناست. شاعر با استناد به تجربه خواب، اثبات می‌کند که حیاتِ اصیل انسان وابسته به اعضای بدن نیست و روح می‌تواند مستقل از جسم، تجربه‌های حقیقی داشته باشد؛ از این رو، مرگ یا جدایی از تن، امری هراسناک نیست.

معنای روان

تا بدانی که تن آمد چون لباس رو بجو لابس لباسی را ملیس

تا آگاه شوی که تنِ انسان همچون جامه‌ای بر قامتِ روح است، باید در جست‌وجوی آن حقیقتِ متعالی باشی که این لباسِ هستی را بر تن کرده است.

نکته ادبی: واژه لابس به معنای پوشنده است و این بیت بر تمایز میانِ لباس (تن) و پوشنده لباس (جان/حقیقت) تأکید دارد.

روح را توحید الله خوشترست غیر ظاهر دست و پای دیگرست

برای روح، درکِ وحدانیت خداوند گواراتر و خوش‌تر است؛ زیرا فراتر از این دست و پای ظاهری، ابعاد وجودیِ دیگری برای روح متصور است.

نکته ادبی: تقابل میان ظاهر و باطن، کلید فهم این بیت است؛ شاعر به وجود حواس و ادراکاتِ غیرمادی اشاره دارد.

دست و پا در خواب بینی و ایتلاف آن حقیقت دان مدانش از گزاف

هنگامی که در خواب، با دست و پای خود فعالیت می‌کنی و پیوستگی اجزای وجودت را می‌بینی، بدان که آن تجربه کاملاً حقیقی است و آن را خیال‌بافی یا امر بیهوده مپندار.

نکته ادبی: ایتلاف به معنای دوستی و پیوستگی است که در اینجا به اتحاد اجزای وجود در عالم مثال اشاره دارد.

آن توی که بی بدن داری بدن پس مترس از جسم و جان بیرون شدن

آن «منِ» حقیقیِ تو کسی است که حتی بدون این بدنِ مادی نیز دارای بدن است؛ بنابراین از اینکه روح از قالبِ تن بیرون آید (مرگ) هیچ ترس و واهمه‌ای نداشته باش.

نکته ادبی: بیرون شدن از جسم و جان کنایه از مرگ است که در این متن نه به معنای نابودی، بلکه به معنای رهایی از قید تن معنا می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه تن آمد چون لباس

جسم انسان به لباس تشبیه شده تا نشان دهد که تن پوششی موقت و عاریتی برای روح است.

تمثیل دست و پا در خواب

استفاده از عالم خواب به عنوان شاهدی برای اثبات اینکه روح برای فعالیت نیازی به جسم مادی ندارد.

کنایه بیرون شدن از جسم و جان

کنایه از مرگ و مفارقت روح از قالب مادی که در اینجا به عنوان مرحله‌ای از تعالی مطرح شده است.