مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری

مولوی
جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز گفت امکان نه و باطن پر ز سوز
گر بگویم متهم دارد مرا ور نگویم جد شود این ماجرا
فال بد رنجور گرداند همی آدمی را که نبودستش غمی
قول پیغامبر قبوله یفرض ان تمارضتم لدینا تمرضوا
گر بگویم او خیالی بر زند فعل دارد زن که خلوت می کند
مر مرا از خانه بیرون می کند بهر فسقی فعل و افسون می کند
جامه خوابش کرد و استاد اوفتاد آه آه و ناله از وی می بزاد
کودکان آنجا نشستند و نهان درس می خواندند با صد اندهان
کین همه کردیم و ما زندانییم بد بنایی بود ما بد بانییم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه به ترسیم وضعیت روانی و اخلاقی شخصیتی گرفتار در چنبره تردید و فریب می‌پردازد. زن در این میان، میان دو راهیِ فاش‌گویی و پنهان‌کاری درمانده است و بیم آن دارد که هر کنشی، سوءظن همسرش را برانگیزد. شاعر با ظرافت به این نکته اشاره دارد که فریب‌کاری، نه تنها باری بر دوشِ روانِ فرد می‌نهد، بلکه با استناد به حدیث نبوی، هشدار می‌دهد که تلقینِ دروغینِ درد یا بلا، سرانجام گریبان‌گیرِ خودِ فرد می‌شود و حقیقت را به واقعیت بدل می‌سازد.

در نهایت، این درگیری ذهنی و ترس از رسوایی، فضایی از خفقان و اضطراب را ایجاد می‌کند که حتی کودکانِ ناظر را نیز درگیرِ پیامدهای تلخِ این نقشه‌پردازیِ نادرست می‌سازد.

معنای روان

جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز گفت امکان نه و باطن پر ز سوز

آن پیرزن بستر خواب را آماده کرد و گسترد، اما با وجود ظاهر آرام، باطنی پر از اندوه و پریشانی داشت.

نکته ادبی: واژه 'عجوز' در ادبیات کلاسیک به معنای پیرزن به کار می‌رود و در اینجا نشان‌دهنده شخصیت زن داستان است.

گر بگویم متهم دارد مرا ور نگویم جد شود این ماجرا

او با خود می‌اندیشید که اگر حقیقت را بازگو کنم، مرا متهم می‌کند و اگر خاموش بمانم، این ماجرا وخیم‌تر و پیچیده‌تر می‌شود.

نکته ادبی: 'جد' در اینجا به معنای جدی شدن و وخیم شدن اوضاع است.

فال بد رنجور گرداند همی آدمی را که نبودستش غمی

بدگمانی و تفأل بد زدن، آدمی را که هیچ اندوهی نداشته است، به رنجوری و بیماری می‌کشاند.

نکته ادبی: 'همی' در اینجا حرف اضافه نیست، بلکه نشانه استمرار فعل است.

قول پیغامبر قبوله یفرض ان تمارضتم لدینا تمرضوا

سخن پیامبر (ص) حقیقت دارد که فرمودند: اگر خود را به بیماری بزنید، سرانجام واقعاً بیمار خواهید شد.

نکته ادبی: این بیت تلمیح به حدیث «تَمَارَضُوا فَتَمَارَضُوا» دارد که بر تأثیر روانی تلقین بر سلامت جسم دلالت می‌کند.

گر بگویم او خیالی بر زند فعل دارد زن که خلوت می کند

اگر لب به سخن بگشایم، همسرم گمان‌های ناروایی به ذهنش خطور می‌کند و تصور می‌کند که بهانه‌تراشی می‌کنم تا خلوتی فراهم سازم.

نکته ادبی: 'فعل' در اینجا به معنای حیله و نیرنگ است.

مر مرا از خانه بیرون می کند بهر فسقی فعل و افسون می کند

گمان خواهد کرد که می‌خواهم او را از خانه بیرون کنم تا فرصتی برای کارهای ناشایست و بی‌بند و باری پیدا کنم.

نکته ادبی: 'فسق' در اینجا به معنای کارهای ناپسند و خروج از دایره اخلاق است.

جامه خوابش کرد و استاد اوفتاد آه آه و ناله از وی می بزاد

زن بستر را برای همسرش آماده کرد و خود را به دروغ، بیمار و ناتوان نشان داد و با آه و ناله شروع به نقش‌بازی کرد.

نکته ادبی: 'استاد اوفتاد' کنایه از استادانه بازی کردن نقش بیماری و افتادن بر زمین از روی فریب است.

کودکان آنجا نشستند و نهان درس می خواندند با صد اندهان

کودکان که در آن گوشه پنهان شده بودند، با دلی پر از غم و اندوه به درس خواندن مشغول بودند.

نکته ادبی: 'اندهان' جمع مکسرِ ساختگی یا با پسوندِ 'ان' برای تاکید بر کثرت اندوه است.

کین همه کردیم و ما زندانییم بد بنایی بود ما بد بانییم

کودکان با خود می‌گفتند ما که این کار را کردیم، حالا خودمان گرفتار و زندانی شده‌ایم؛ این طرح و نقشه‌ای که ریختیم، بنای کجی بود و ما معمارانِ ناشیِ این بنایِ بد بودیم.

نکته ادبی: 'بد بنایی' کنایه از نقشه و طرح‌ریزیِ اشتباه و غیراصولی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح قول پیغامبر قبوله یفرض / ان تمارضتم لدینا تمرضوا

اشاره مستقیم به حدیث نبوی درباره تاثیر تلقین بیماری بر جسم انسان.

کنایه بد بنایی بود ما بد بانییم

کنایه از اینکه نقشه و طرحی که ریختیم، از ابتدا اشتباه و شکست‌خورده بود.

تضاد و تناقض‌نمایی باطن پر ز سوز

تقابلِ ظاهرِ آرامِ کارِ خانه با باطنِ پرآشوب و درگیرِ زن.