مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است

مولوی
اختلاف عقلها در اصل بود بر وفاق سنیان باید شنود
بر خلاف قول اهل اعتزال که عقول از اصل دارند اعتدال
تجربه و تعلیم بیش و کم کند تا یکی را از یکی اعلم کند
باطلست این زانک رای کودکی که ندارد تجربه در مسلکی
بر دمید اندیشه ای زان طفل خرد پیر با صد تجربه بویی نبرد
خود فزون آن به که آن از فطرتست تا ز افزونی که جهد و فکرتست
تو بگو دادهٔ خدا بهتر بود یاکه لنگی راهوارانه رود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه به واکاوی جایگاه خرد انسانی از منظر کلامی و عرفانی می‌پردازد و تقابل میان «عقل اکتسابی» که حاصل آموزش و تجربه است و «عقل فطری» یا عطیه الهی را ترسیم می‌کند. شاعر در پی آن است که برتری جوهره ذاتی و الهام‌بخشیِ الهی را بر دانشی که صرفاً از طریق مرارت و آزمون و خطا به دست می‌آید، اثبات کند.

با ارجاع به مجادلات کلامی میان فرقه‌های اسلامی، شاعر دیدگاه کسانی را که عقل را محصولی یکسان در بدو خلقت می‌دانند و رشد آن را تنها مرهون تجربه می‌شمارند، به چالش می‌کشد. او با تمثیلِ درکِ کودکان و تجربه‌ی پیران، استدلال می‌کند که بصیرتِ ذاتی، ارزشی به‌مراتب بالاتر از آموخته‌های بشری دارد که با زحمت و لنگی به دست می‌آیند.

معنای روان

اختلاف عقلها در اصل بود بر وفاق سنیان باید شنود

تفاوت میان خرد انسان‌ها ریشه در ذات و اصلِ خلقت آن‌ها دارد و در این باره باید پیرو نظر اهل‌سنت بود که به تفاوت‌های ذاتی در خلقت معتقدند.

نکته ادبی: اشاره به دیدگاه متکلمان اهل‌سنت در برابر معتزله درباره ماهیت عقل و فیض الهی است.

بر خلاف قول اهل اعتزال که عقول از اصل دارند اعتدال

این دیدگاه مخالف نظر اهل اعتزال (معتزله) است که معتقد بودند عقل‌های همه انسان‌ها در آغاز آفرینش، کاملاً برابر و در حالت تعادل بوده‌اند.

نکته ادبی: اعتزال نام فرقه‌ای کلامی است که بر عقل‌گراییِ اکتسابی تأکید داشتند.

تجربه و تعلیم بیش و کم کند تا یکی را از یکی اعلم کند

آن‌ها [معتزله] ادعا می‌کنند که تجربه و آموزشِ بسیار یا اندک، باعث تغییر سطح دانش می‌شود و همین عواملِ بیرونی است که باعث می‌شود یک نفر از دیگری داناتر گردد.

نکته ادبی: واژه «بیش و کم» در اینجا اشاره به تأثیرپذیریِ عقل از عوامل خارجی دارد.

باطلست این زانک رای کودکی که ندارد تجربه در مسلکی

اما این ادعا باطل است، چرا که گاهی اندیشه و رأیی از یک کودک که هنوز تجربه‌ای در راه‌های زندگی ندارد، سر می‌زند...

نکته ادبی: مسلک در اینجا به معنای راه و روش زندگی و تجربیات زیسته است.

بر دمید اندیشه ای زان طفل خرد پیر با صد تجربه بویی نبرد

...که آن پیرمردِ صاحب تجربه، با وجود صدها آزمون و خطایی که پشت سر گذاشته، حتی بویی از آن حقیقت نمی‌برد و به درک آن نمی‌رسد.

نکته ادبی: فعل «بر دمید» به معنای شکوفا شدن و جوشیدنِ اندیشه از درون است.

خود فزون آن به که آن از فطرتست تا ز افزونی که جهد و فکرتست

در واقع آنچه از سرشت و فطرتِ آدمی سرچشمه می‌گیرد، بسیار برتر و ارزشمندتر از دانشی است که با زحمت، فکر و تلاشِ بسیار حاصل شده است.

نکته ادبی: فطرت به معنای سرشت خدادادی است که در برابر جهد (تلاش) قرار گرفته است.

تو بگو دادهٔ خدا بهتر بود یاکه لنگی راهوارانه رود

حال تو بگو که آیا موهبتِ خدادادی برتر است، یا دانشی که همچون انسانی لنگ، به سختی و کندی گام برمی‌دارد و پیش می‌رود؟

نکته ادبی: استعاره «لنگی» برای دانش اکتسابی که با ضعف و کندی همراه است، به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) کودک و پیر

تقابل میان کودکی که بی‌تجربه است اما ممکن است الهامِ ذاتی داشته باشد و پیرمردی که با وجود تجربه، فاقد آن بینش است.

تمثیل لنگی راهوارانه

تشبیه دانشِ اکتسابی به انسانی لنگ که به سختی حرکت می‌کند تا حقارت آن را در برابر بصیرت فطری نشان دهد.

تلمیح اهل سنت و اهل اعتزال

اشاره به جدال‌های کلامی تاریخی میان این دو گروه درباره مبانی معرفت‌شناسی.