مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن

مولوی
جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او می دوخت آن تفتیق بود
از منجم بود در حکمش هزار وز معبر نیز و ساحر بی شمار
مقدم موسی نمودندش بخواب که کند فرعون و ملکش را خراب
با معبر گفت و با اهل نجوم چون بود دفع خیال و خواب شوم
جمله گفتندش که تدبیری کنیم راه زادن را چو ره زن می زنیم
تا رسید آن شب که مولد بود آن رای این دیدند آن فرعونیان
که برون آرند آن روز از پگاه سوی میدان بزم و تخت پادشاه
الصلا ای جمله اسرائیلیان شاه می خواند شما را زان مکان
تا شما را رو نماید بی نقاب بر شما احسان کند بهر ثواب
کان اسیران را بجز دوری نبود دیدن فرعون دستوری نبود
گر فتادندی به ره در پیش او بهر آن یاسه بخفتندی برو
یاسه این بد که نبیند هیچ اسیر در گه و بیگه لقای آن امیر
بانگ چاووشان چو در ره بشنود تا ببیند رو به دیواری کند
ور ببیند روی او مجرم بود آنچ بتر بر سر او آن رود
بودشان حرص لقای ممتنع چون حریصست آدمی فیما منع

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به روشنی گویای بی‌سرانجامی و پوچیِ تلاش‌های انسانی است که در تقابل با مشیت الهی قرار می‌گیرد. همان‌طور که فرعون با بهره‌گیری از اخترشناسان، ساحران و تدابیر پیچیده حکومتی می‌کوشید تا از وقوع تقدیر الهی و تولد موسی جلوگیری کند، تمام رشته‌های او پنبه شد؛ زیرا هر تلاشی که بدون عنایت و همراهی خداوند باشد، محکوم به شکست است و در نهایت به ویرانیِ همان چیزی می‌انجامد که با زحمت ساخته شده بود.

در لایه‌ای دیگر، این اشعار به روان‌شناسیِ فطری انسان اشاره دارد که چگونه محدودیت‌های شدید و بی‌منطق، خود زمینه‌سازِ تحریک حس کنجکاوی و تمایل به قانون‌شکنی می‌شود. فرعون با اعمالِ ممنوعیتِ دیدارِ خویش، ناخواسته بذرِ اشتیاقی عمیق را در دلِ اسیران کاشت؛ چرا که سرشت آدمی همواره به سوی آنچه از آن منع شده، متمایل است و این تضاد، فضای داستان را پُر از تنش و هراس کرده است.

معنای روان

جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او می دوخت آن تفتیق بود

تلاش و تدبیر فرعون چون فاقد لطف و همراهی خداوند بود، به نتیجه نرسید؛ او هر چه را که با سختی و زحمت بافته بود، در نهایت به دست خود از هم گسیخت و نابود کرد.

نکته ادبی: واژه تفتیق به معنای شکافتن و از هم گسیختن دوختگی است که در تقابل با فعل دوختن، آرایه تضاد را ایجاد کرده است.

از منجم بود در حکمش هزار وز معبر نیز و ساحر بی شمار

فرعون در دستگاه حکومتی خود، شمار بسیاری از منجمان، تعبیرکنندگان خواب و جادوگران را در اختیار داشت تا از آن‌ها فرمان ببرد.

نکته ادبی: حکمش اشاره به تحت فرمان و سیطره داشتنِ این افراد توسط فرعون است.

مقدم موسی نمودندش بخواب که کند فرعون و ملکش را خراب

این افراد در خواب برای فرعون پیش‌بینی کردند که شخصی به نام موسی خواهد آمد و حکومت و پادشاهی او را نابود خواهد کرد.

نکته ادبی: مقدم به معنای ورود و آمدن است؛ در اینجا به معنای آمدنِ موسی است.

با معبر گفت و با اهل نجوم چون بود دفع خیال و خواب شوم

فرعون از تعبیرکنندگان خواب و منجمان پرسید که برای جلوگیری از این پیش‌گوییِ شوم و دور کردنِ این خیالِ خطرناک، چه چاره‌ای می‌توان اندیشید؟

نکته ادبی: شوم به معنای ناخجسته و بدیمن است که صفت برای خوابِ دیده شده به کار رفته است.

جمله گفتندش که تدبیری کنیم راه زادن را چو ره زن می زنیم

همگی به او گفتند که چاره‌ای می‌اندیشیم و همان‌طور که راهزنان راه را بر کاروانیان می‌بندند، ما نیز راه تولد این نوزاد را مسدود می‌کنیم.

نکته ادبی: راه زدن کنایه از مانع‌تراشی و بستن راهِ انجام کاری است.

تا رسید آن شب که مولد بود آن رای این دیدند آن فرعونیان

وقتی آن شبی که موعد تولد (موسی) بود فرا رسید، فرعونیان به این نتیجه و تدبیر رسیدند که:

نکته ادبی: مولد به معنای زمانِ ولادت است.

که برون آرند آن روز از پگاه سوی میدان بزم و تخت پادشاه

که در همان روز، صبح زود، همه مردم را به میدانِ بزم و تختگاه پادشاه بیاورند.

نکته ادبی: پگاه در زبان فارسی کهن به معنای بامداد و صبح زود است.

الصلا ای جمله اسرائیلیان شاه می خواند شما را زان مکان

آن‌ها جارچیان را فرستادند تا ندا دهند: ای همه اسرائیلیان، بشتابید که پادشاه شما را فراخوانده است.

نکته ادبی: الصلا در اینجا به معنای فراخواندن و دعوت کردن برای گرد هم آمدن است.

تا شما را رو نماید بی نقاب بر شما احسان کند بهر ثواب

تا پادشاه چهره خود را بی‌پرده به شما نشان دهد و برای کسب ثواب و پاداش، به شما احسان و نیکی کند.

نکته ادبی: بی‌نقاب کنایه از آشکارا و بدون پوشش است.

کان اسیران را بجز دوری نبود دیدن فرعون دستوری نبود

زیرا رسم بر این بود که اسیران راهی جز دوری از فرعون نداشتند و اصلاً اجازه نداشتند او را ببینند.

نکته ادبی: دستوری واژه‌ای کهن به معنای اجازه و رخصت است.

گر فتادندی به ره در پیش او بهر آن یاسه بخفتندی برو

اگر اتفاقی اسیران در مسیرِ عبور او قرار می‌گرفتند، طبق آن قانون سخت‌گیرانه، باید صورت خود را از او می‌پوشاندند.

نکته ادبی: یاسه در اینجا به معنای قانون، حکم حکومتی یا ممنوعیت است که ریشه‌ای مغولی دارد و در متون آن دوره رایج بوده است.

یاسه این بد که نبیند هیچ اسیر در گه و بیگه لقای آن امیر

قانون این بود که هیچ اسیر یا زیردستی حق ندارد در هیچ زمانی، چه روز و چه شب، چهره آن حاکم را ببیند.

نکته ادبی: گه و بیگه کنایه از همیشه و در هر زمان است.

بانگ چاووشان چو در ره بشنود تا ببیند رو به دیواری کند

به محض اینکه صدای چاووشان (جارچیانِ پیشاپیشِ پادشاه) را در راه می‌شنیدند، باید بلافاصله صورت خود را به سمت دیوار برمی‌گرداندند تا او را نبینند.

نکته ادبی: چاووشان به معنای ماموران و جارچیانی است که حرکتِ کاروان یا حاکم را اعلام می‌کنند.

ور ببیند روی او مجرم بود آنچ بتر بر سر او آن رود

و اگر کسی به صورت او نگاه می‌کرد، مجرم شناخته می‌شد و سخت‌ترین مجازات‌ها در انتظار او بود.

نکته ادبی: آنچ بتر بر سر او آن رود کنایه از وقوعِ بدترینِ سرنوشت‌ها و تنبیهات است.

بودشان حرص لقای ممتنع چون حریصست آدمی فیما منع

با این حال، اسیران عطش شدیدی برای دیدارِ ممنوع داشتند، چرا که انسان همواره به آنچه از آن منع شده، حریص و مشتاق است.

نکته ادبی: فیما منع عبارت عربی به معنای «در آنچه منع شده» است که به یک اصل روان‌شناختی انسانی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد می دوخت / تفتیق بود

شاعر با استفاده از دو مفهوم متضاد «دوختن» (ساختن) و «تفتیق» (شکافتن)، بی‌نتیجه بودنِ تلاش‌های فرعون را به تصویر کشیده است.

تلمیح مقدم موسی / فرعون

اشاره به داستان قرآنی و توراتیِ تولد حضرت موسی و تلاش‌های فرعون برای مقابله با او.

ضرب‌المثل چون حریصست آدمی فیما منع

استفاده از یک اصل معروف اخلاقی که بیان می‌کند انسان ذاتاً به هر چیزی که منع شود، مشتاق‌تر می‌گردد.

کنایه رو به دیواری کند

کنایه از پنهان کردن صورت و پرهیز از نگاه کردن به پادشاه برای در امان ماندن از مجازات.