مثنوی معنوی - دفتر سوم

مولوی

بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکرده‌ای

مولوی
گفت ای موسی ز من می جو پناه با دهانی که نکردی تو گناه
گفت موسی من ندارم آن دهان گفت ما را از دهان غیر خوان
از دهان غیر کی کردی گناه از دهان غیر بر خوان کای اله
آنچنان کن که دهانها مر ترا در شب و در روزها آرد دعا
از دهانی که نکردستی گناه و آن دهان غیر باشد عذر خواه
یا دهان خویشتن را پاک کن روح خود را چابک و چالاک کن
ذکر حق پاکست چون پاکی رسید رخت بر بندد برون آید پلید
می گریزد ضدها از ضدها شب گریزد چون بر افروزد ضیا
چون در آید نام پاک اندر دهان نه پلیدی ماند و نه اندهان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بخش از مثنوی، گفت‌وگوی خداوند با حضرت موسی در پی ماجرای چوپان است که در آن، حقیقتِ دعا و نیایش تبیین می‌شود. کلام الهی در اینجا بر این نکته تأکید دارد که پروردگار به صورت ظاهریِ دهان یا واژگان اهمیت نمی‌دهد، بلکه طهارت باطنی و نیت خالص مدنظر است.

خداوند راهکارهایی برای رسیدن به این طهارت پیشنهاد می‌دهد؛ یا انسان باید در پی کسب دعای خیر از جانب بندگان پاک باشد یا خود با تصفیه روح و جان، دهان و گفتار خویش را به ذکر الهی بیالاید تا ناپاکی‌ها و تیرگی‌های وجودش، همچون شب که از تابش نور می‌گریزد، از میان برود.

معنای روان

گفت ای موسی ز من می جو پناه با دهانی که نکردی تو گناه

خداوند به موسی فرمود: از من طلب یاری کن، اما با دهانی که به گناه آلوده نشده باشد.

نکته ادبی: «می‌جو» به معنای طلب کن است و دهان در اینجا نمادی از گفتار و نیت است.

گفت موسی من ندارم آن دهان گفت ما را از دهان غیر خوان

موسی پاسخ داد: من چنین دهانِ معصومی ندارم. خداوند فرمود: پس دعا را از زبان دیگران (بندگانِ صالح) طلب کن.

نکته ادبی: «دهان غیر» کنایه از استمداد جستن از دعای خیر اولیای الهی است.

از دهان غیر کی کردی گناه از دهان غیر بر خوان کای اله

خداوند افزود: از آنجا که تو با دهانِ دیگران گناهی مرتکب نشده‌ای، پس از طریق دهانِ آنان مرا بخوان و بگو ای خداوند.

نکته ادبی: استفهام انکاری در مصرع اول برای تأکید بر پاکیِ زبانِ دیگران است.

آنچنان کن که دهانها مر ترا در شب و در روزها آرد دعا

آن‌چنان عمل کن و چنان زیست کن که بندگانِ پاک، در شب و روز برای تو دعا کنند.

نکته ادبی: «مر ترا» ساختار کهن و تأکیدی برای مفعول‌واقع شدنِ مخاطب است.

از دهانی که نکردستی گناه و آن دهان غیر باشد عذر خواه

زیرا از طریق دهانی که خودت با آن گناه نکرده‌ای (دهانِ دیگران)، آن دهان برای تو نزد من طلب بخشش می‌کند.

نکته ادبی: «عذرخواه» در اینجا به معنای کسی است که برای دیگری طلب آمرزش می‌کند.

یا دهان خویشتن را پاک کن روح خود را چابک و چالاک کن

یا اینکه خودت دهانت را پاک کن (با توبه و ذکر) و روح و جانت را در مسیر معنویت چابک و با نشاط ساز.

نکته ادبی: «چابک و چالاک» دو مترادف برای تأکید بر آمادگی و سرعتِ روح در مسیر تعالی است.

ذکر حق پاکست چون پاکی رسید رخت بر بندد برون آید پلید

ذکر خداوند پاک و طاهر است؛ وقتی این پاکی به درون تو راه یابد، تمام ناپاکی‌ها و گناهان از وجودت رخت برمی‌بندند و خارج می‌شوند.

نکته ادبی: «رخت بربستن» کنایه از کوچ کردن و رفتنِ آلودگی‌ها از درون است.

می گریزد ضدها از ضدها شب گریزد چون بر افروزد ضیا

همان‌گونه که شب با تابش نور فرار می‌کند، ضدها از یکدیگر گریزانند (نور و ظلمت با هم جمع نمی‌شوند، همان‌طور که یاد خدا و گناه با هم جمع نمی‌شوند).

نکته ادبی: اشاره به اصل فلسفی و عرفانیِ تنافرِ اضداد دارد.

چون در آید نام پاک اندر دهان نه پلیدی ماند و نه اندهان

هنگامی که نام پاک خداوند بر زبان و درون تو جاری شود، دیگر هیچ آلودگی و اندوهی در وجودت باقی نخواهد ماند.

نکته ادبی: «اندر» صورت کهن حرف اضافه «در» است.

آرایه‌های ادبی

تضاد شب و ضیا

تقابل نور و ظلمت برای نشان دادن ناپایداریِ گناه در برابر یاد خدا.

نماد دهان

نمادی از گفتار، نیت و وسیله ارتباط با حضرت حق.

تشبیه ذکر حق پاکست چون پاکی رسید

مانند کردنِ خروجِ گناهان به کوچ کردنِ یک مسافر از خانه.