مثنوی معنوی - دفتر دوم

مولوی

بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان

مولوی
گفت اینک راست پذرفتم بجان کژ نماید راست در پیش کژان
گر بگویی احولی را مه یکیست گویدت این دوست و در وحدت شکیست
ور برو خندد کسی گوید دو است راست دارد این سزای بد خو است
بر دروغان جمع می آید دروغ للخبیثات الخبیثین زد فروغ
دل فراخان را بود دست فراخ چشم کوران را عثار سنگ لاخ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به نقدِ نوعِ نگاهِ انسان به حقیقت می‌پردازد و بیان می‌کند که ادراکِ ما از جهان، بازتابی از وضعیتِ درونیِ روح و ذهنِ ماست. شاعر با استفاده از تمثیل، نشان می‌دهد که ذهنِ آلوده به تعصب، گناه یا کج‌فهمی، واقعیتِ واحد و مستقیم را دگرگون و کج می‌بیند و هرکس بر اساسِ طینت و احوالاتِ خود، جهان را تفسیر می‌کند.

در حقیقت، پیامِ محوری این است که میانِ باطنِ انسان و دنیایِ پیرامونِ او پیوندی ناگسستنی وجود دارد؛ یعنی نگاهِ محدود، راه را بر درکِ حقیقت می‌بندد و ناپاکی، ناپاکیِ بیشتری را به سویِ خود جذب می‌کند. در نهایت، مولانا تأکید می‌کند که گشایشِ قلب و بصیرت، زمینه‌سازِ موفقیت و دیدنِ واقعیت‌هاست، در حالی که کوردلی، آدمی را در هر گام به سنگلاخِ لغزش می‌افکند.

معنای روان

گفت اینک راست پذرفتم بجان کژ نماید راست در پیش کژان

آن شخص گفت: اکنون با جان و دل این حقیقت را پذیرفتم که برای افرادِ کج‌اندیش و منحرف، هر چیزِ راست و درستی نیز کج و منحرف به نظر می‌رسد.

نکته ادبی: «کژ» در اینجا به معنایِ منحرف، ناصواب و دارای زاویه دیدِ نادرست است که مانع از درکِ راستی می‌شود.

گر بگویی احولی را مه یکیست گویدت این دوست و در وحدت شکیست

اگر به کسی که دچارِ دوبینی (احول) است بگویی ماه یکی است، او به تو می‌گوید این دو تاست و در یگانگیِ ماه شک می‌کند؛ زیرا عیب در چشمانِ اوست نه در ماه.

نکته ادبی: «احول» در طبِ قدیم به معنایِ کسی است که دچارِ انحرافِ چشم و دوبینی است و در عرفان نمادِ کسی است که حقیقتِ واحد را به دلیلِ آلودگی‌هایِ درونی، کثیر و متکثر می‌بیند.

ور برو خندد کسی گوید دو است راست دارد این سزای بد خو است

و اگر کسی برایِ به سخره گرفتنِ او به دروغ تأیید کند که ماه دوتاست، آن شخصِ شوخ‌طبع در واقع حرفِ درستی زده است، زیرا این دروغ‌گویی سزاوارِ حالِ آن فردِ کج‌خلق و نادان است.

نکته ادبی: «بدخو» در اینجا نه به معنایِ عصبی بودن، بلکه به معنایِ کسی است که باطنِ معیوبی دارد و سزاوارِ دریافتِ پاسخِ نامناسب است.

بر دروغان جمع می آید دروغ للخبیثات الخبیثین زد فروغ

برایِ دروغ‌گویان، همواره دروغ‌هایِ بیشتری جمع می‌شود؛ چرا که خداوند در قرآن فرموده است که ناپاکی‌ها لایقِ ناپاکان است و این حقیقت در جهان آشکار است.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۲۶ سوره نور (الخبیثات للخبیثین) دارد که بیانگرِ قانونِ جذبِ هم‌جنس در عالمِ هستی است.

دل فراخان را بود دست فراخ چشم کوران را عثار سنگ لاخ

کسی که دلی گشاده و وسیع دارد، دستش نیز برایِ بخشش و کارِ خیر باز است؛ اما کسی که دیدگانِ بصیرتش کور است، در هر راهِ همواری، سنگلاخ و مانعی می‌بیند که باعثِ لغزشِ او می‌شود.

نکته ادبی: «فراخ‌دل» نمادِ انسانِ وارسته و «عثار» به معنایِ لغزش و افتادن است که استعاره از شکست در مسیرِ زندگی به دلیلِ نگاهِ منفی است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل احولی (دوبینی)

به کارگیریِ وضعیتِ پزشکیِ دوبینی برایِ نشان دادنِ عدمِ تواناییِ انسان‌هایِ کوته‌فکر در درکِ حقیقتِ یگانه‌یِ هستی.

تلمیح للخبیثات الخبیثین

اشاره مستقیم به آیه ۲۶ سوره نور که بیانگرِ تناسبِ میانِ اعمالِ انسان و نتایجِ آن است.

تضاد راست و کژ

تقابل میانِ حقیقتِ ثابت و نگاهِ منحرفِ انسان که برایِ برجسته‌سازیِ تفاوتِ واقعیت با ادراکِ انسانی به کار رفته است.