مثنوی معنوی - دفتر دوم

مولوی

بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد

مولوی
آن غزان ترک خون ریز آمدند بهر یغما بر دهی ناگه زدند
دو کس از اعیان آن ده یافتند در هلاک آن یکی بشتافتند
دست بستندش که قربانش کنند گفت ای شاهان و ارکان بلند
در چه مرگم چرا می افکنید از چه آخر تشنهٔ خون منید
چیست حکمت چه غرض در کشتنم چون چنین درویشم و عریان تنم
گفت تا هیبت برین یارت زند تا بترسد او و زر پیدا کند
گفت آخر او ز من مسکین ترست گفت قاصد کرده است او را زرست
گفت چون وهمست ما هر دو یکیم در مقام احتمال و در شکیم
خود ورا بکشید اول ای شهان تا بترسم من دهم زر را نشان
پس کرمهای الهی بین که ما آمدیم آخر زمان در انتها
آخرین قرنها پیش از قرون در حدیثست آخرون السابقون
تا هلاک قوم نوح و قوم هود عارض رحمت بجان ما نمود
کشت ایشان را که ما ترسیم ازو ور خود این بر عکس کردی وای تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، روایتی است که با هجوم ستمگرانه غارتگران به دهکده‌ای آغاز می‌شود و تقابلی میان آزمندیِ ظالمان و زیرکیِ قربانی را به تصویر می‌کشد. قربانی با به کارگیری عقل و تدبیر، کوشید تا با استفاده از همان منطقِ ترس و طمعِ مهاجمان، جانِ خود را از مهلکه برهاند و آنان را در تله‌ی محاسباتِ خودشان گرفتار کند.

در بخش پایانی، مولانا از بسترِ داستانِ نمادین فراتر رفته و دیدگاهی عرفانی را مطرح می‌کند. او اشاره دارد که در ساحتِ لطفِ الهی، تقدم و تأخرِ زمانیِ حضورِ انسان‌ها در دنیا ملاکِ برتری نیست؛ بلکه کسانی که در آخرین دورانِ تاریخی زیسته‌اند، می‌توانند از نظرِ معنوی در شمارِ نخستین و محبوب‌ترین بندگان باشند.

معنای روان

آن غزان ترک خون ریز آمدند بهر یغما بر دهی ناگه زدند

آن گروه از غارتگرانِ ترک‌نژاد که به خون‌ریزی عادت داشتند، به یک‌باره برای چپاول و غارت به دهکده‌ای حمله کردند.

نکته ادبی: غزان: طایفه‌ای از ترکان که در ادبیات کلاسیک غالباً به عنوان نمادِ خشونت و بیگانگی شناخته می‌شدند.

دو کس از اعیان آن ده یافتند در هلاک آن یکی بشتافتند

آنان دو نفر از اهالی و سرشناسانِ آن دهکده را اسیر کردند و تصمیم گرفتند یکی از آن دو را بکشند تا دیگری از ترس جانش، اسرار را فاش کند.

نکته ادبی: اعیان: به معنای بزرگان و سرشناسان که در اینجا به عامه‌ی اهالیِ صاحب‌نامِ ده اشاره دارد.

دست بستندش که قربانش کنند گفت ای شاهان و ارکان بلند

وقتی مهاجمان دستانِ او را بستند تا آماده‌ی کشتنش کنند، او با خطاب قرار دادنِ آن‌ها به عنوانِ سرکردگانِ آن گروه، سخن گفت.

نکته ادبی: ارکان: جمع رکن، به معنای ستون‌ها و پایه‌های اصلی و در اینجا کنایه از سرکردگان و بزرگانِ گروه غارتگر است.

در چه مرگم چرا می افکنید از چه آخر تشنهٔ خون منید

او پرسید: مرا برای چه می‌خواهید بکشید؟ مگر از خونِ من چه سودی می‌برید که این‌گونه با عطشِ فراوان قصدِ جانم را کرده‌اید؟

نکته ادبی: تشنه خون: کنایه از خشم شدید و میل مفرط به قتل و کشتار.

چیست حکمت چه غرض در کشتنم چون چنین درویشم و عریان تنم

چه حکمت و سودی در کشتنِ من وجود دارد، در حالی که من فردی تهی‌دست و درویش هستم و داراییِ چندانی ندارم؟

گفت تا هیبت برین یارت زند تا بترسد او و زر پیدا کند

غارتگران گفتند: تو را می‌کشیم تا با دیدنِ مرگِ تو، رعب و وحشت بر دلِ دوستت بیفتد و او محلِ دفنِ سکه‌های زر را آشکار کند.

نکته ادبی: هیبت: در اینجا به معنای ترس و خوفی است که از دیدنِ صحنه‌ی قتل در دلِ دیگری ایجاد می‌شود.

گفت آخر او ز من مسکین ترست گفت قاصد کرده است او را زرست

آن مرد گفت: او از من هم فقیرتر است! غارتگران پاسخ دادند: او فقط در ظاهر این‌طور نشان می‌دهد، اما حقیقت این است که گنج نزدِ اوست.

گفت چون وهمست ما هر دو یکیم در مقام احتمال و در شکیم

آن مرد پاسخ داد: این فقط یک گمان و توهم است؛ ما هر دو در یک جایگاه هستیم و در وضعیتِ تردید و احتمالِ هم‌نوا به سر می‌بریم.

خود ورا بکشید اول ای شهان تا بترسم من دهم زر را نشان

پس اگر چنین است، ای سرداران، ابتدا او را بکشید تا من از ترسِ جان، محلِ زرها را به شما نشان دهم.

پس کرمهای الهی بین که ما آمدیم آخر زمان در انتها

حال به لطف و کرمِ خداوند بنگر که ما انسان‌ها اگرچه در پایانِ دوران‌های تاریخی و در انتهای زمانه پا به دنیا گذاشته‌ایم.

آخرین قرنها پیش از قرون در حدیثست آخرون السابقون

و اگرچه آخرین امت‌ها هستیم، اما در حقیقت و بنا بر احادیث، ما از پیشگامان و سبقت‌گیرندگان در راهِ حقیقتیم.

نکته ادبی: اشاره به حدیث نبوی 'نحن الآخرون السابقون' (ما آخری هستیم اما در رتبه پیشگامیم).

تا هلاک قوم نوح و قوم هود عارض رحمت بجان ما نمود

همان‌طور که هلاکتِ قومِ نوح و قومِ هود باعثِ نمایان شدنِ رحمتِ الهی برای نجاتِ بازماندگان شد، ما نیز از این فیض برخورداریم.

کشت ایشان را که ما ترسیم ازو ور خود این بر عکس کردی وای تو

خداوند ستمگران را نابود کرد تا ما از شرِ آنان در امان باشیم؛ وای بر تو اگر کار عکس شود و خداوند تو را به خاطرِ ستمگری‌ات نابود کند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح آخرون السابقون

اشاره به حدیث مشهور نبوی که برتری معنوی امتِ آخرالزمان را علیرغم تأخر زمانی بیان می‌کند.

کنایه تشنه خون منید

استعاره‌ای برای نشان دادن شدتِ خشم و میل به کشتنِ دشمن.

تضاد آخرین و پیش از قرون

بهره‌گیری از تضادِ مفهومی بین تأخرِ زمانی و تقدمِ رتبه‌ی معنوی برای القای پیام عرفانی.