مثنوی معنوی - دفتر دوم

مولوی

بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه

مولوی
از بن دندان بگفتش بهر آن کردمت بیدار می دان ای فلان
تا رسی اندر جماعت در نماز از پی پیغامبر دولت فراز
گر نماز از وقت رفتی مر ترا این جهان تاریک گشتی بی ضیا
از غبین و درد رفتی اشکها از دو چشم تو مثال مشکها
ذوق دارد هر کسی در طاعتی لاجرم نشکیبد از وی ساعتی
آن غبین و درد بودی صد نماز کو نماز و کو فروغ آن نیاز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نمادین و استعاری به اهمیت و ارزش والای وقت‌شناسی و توجه به عبادات، به‌ویژه نماز، در مسیر سلوک معنوی می‌پردازند. شاعر بر این باور است که هر عمل عبادی، نوری در جهان تاریک مادی می‌گستراند و کوتاهی در آن، سبب تاریکی جان و جهان آدمی می‌شود.

نکته کلیدی دیگر در این اثر، جایگاه رفیع «درد و دریغ» معنوی است. شاعر معتقد است آن سوز و گداز و اندوهی که بر اثر از دست دادن فرصت عبادت در دل انسان مؤمن پدید می‌آید، خود نوری است که از صدها رکعت نمازِ بی‌روح ارزشمندتر است؛ چرا که آن درد، نشان‌دهنده نیاز واقعی و خضوع قلبی انسان به درگاه حق است.

معنای روان

از بن دندان بگفتش بهر آن کردمت بیدار می دان ای فلان

او با تأکید و جدیت تمام به وی گفت: بدان که من تو را برای این منظور از خواب بیدار کردم.

نکته ادبی: عبارت «از بن دندان» کنایه از تأکید بسیار زیاد، جدی بودن در سخن و با تمام وجود سخن گفتن است.

تا رسی اندر جماعت در نماز از پی پیغامبر دولت فراز

تا تو بتوانی به نماز جماعت برسی و در پی پیامبری گام برداری که مایه تعالی و رفعتِ سعادت و دولت معنوی است.

نکته ادبی: «دولت فراز» صفتی مرکب است به معنای کسی که دولت، بخت و اقبال و جایگاه بلند را فراز می‌آورد و می‌افزاید.

گر نماز از وقت رفتی مر ترا این جهان تاریک گشتی بی ضیا

اگر وقت نماز برای تو می‌گذشت و آن را از دست می‌دادی، این جهان برایت تیره و تار می‌شد و هیچ نور و راهنمایی در آن نمی‌یافتی.

نکته ادبی: «مر ترا» ساختاری کهن است که در آن «مر» حرف نشانه‌ی تأکید است و پیش از ضمیر می‌آید تا توجه مخاطب را جلب کند.

از غبین و درد رفتی اشکها از دو چشم تو مثال مشکها

بر اثر آن اندوه و دردِ جانکاه از دست دادنِ فرصت، اشک‌ها مانند آبی که از مشک می‌چکد، از چشمانت جاری می‌شد.

نکته ادبی: «غبین» به معنای ضرر و زیان و حسرت است. تشبیه اشک به مشک، نشان‌دهنده فراوانی و تداوم ریزش اشک است.

ذوق دارد هر کسی در طاعتی لاجرم نشکیبد از وی ساعتی

هر انسانی در نوعی از عبادت و بندگی، ذوق و لذتی درونی می‌یابد و به همین دلیل نمی‌تواند حتی لحظه‌ای از آن دوری کند.

نکته ادبی: «نشکیبد» فعل منفی از مصدر «شکیبیدن» به معنای صبر کردن، طاقت آوردن و تحمل کردن است.

آن غبین و درد بودی صد نماز کو نماز و کو فروغ آن نیاز

آن حسرت و دردی که بابت از دست رفتنِ فرصت عبادت داشتی، ارزشی معادل صد نماز داشت؛ [اما اکنون] کجاست آن نماز واقعی و کجاست آن نوری که از آن نیاز و خضوع قلبی سرچشمه می‌گرفت؟

نکته ادبی: «نیاز» در اصطلاح عرفانی به معنای فقرِ وجودی، خضوع و التماس قلبی سالک در برابر خداوند است که از صدها عبادت ظاهری برتر شمرده می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه از بن دندان

کنایه از تأکید و جدیت زیاد در سخن گفتن.

تشبیه اشکها مثال مشکها

تشبیه ریزش اشک به ریختن آب از مشک برای بیان کثرت و پیوستگی اشک.

استعاره و نماد جهان تاریک

نمادِ فقدان معنویت و راهنمایی الهی در زندگی فردی که از طاعت غافل شده است.