مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم کرم کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست

مولوی
بانگ می آمد که ای طالب بیا جود محتاج گدایان چون گدا
جود می جوید گدایان و ضعاف همچو خوبان کآینه جویند صاف
روی خوبان ز آینه زیبا شود روی احسان از گدا پیدا شود
پس ازین فرمود حق در والضحی بانگ کم زن ای محمد بر گدا
چون گدا آیینهٔ جودست هان دم بود بر روی آیینه زیان
آن یکی جودش گدا آرد پدید و آن دگر بخشد گدایان را مزید
پس گدایان آیت جود حقند وانک با حقند جود مطلقند
وانک جز این دوست او خود مرده ایست او برین در نیست نقش پرده ایست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ رابطه‌ای متقابل و بنیادین میان 'بخشندگی' و 'نیازمندی' می‌پردازد. شاعر در این قطعه، گدایان و حاجتمندان را نه تنها بارِ دوشِ اجتماع یا موانعِ راه نمی‌بیند، بلکه آنان را آینه‌هایی شفاف برای تجلیِ صفتِ جود و کرمِ الهی قلمداد می‌کند. همان‌گونه که زیبایی برای دیده شدن محتاجِ آینه است، صفتِ بخشندگیِ حق نیز برای ظهور و بروزِ خود نیازمندِ بندگانی است که دستِ نیاز به سوی او دراز کنند.

در نگاهی عرفانی و عمیق‌تر، شاعر تأکید می‌کند که هرگونه تندی یا بی‌ادبی در برابرِ سائل و نیازمند، به منزله‌ی کدر کردنِ آینه‌ای است که ذاتِ خداوند در آن متجلی است. این دیدگاه، نگرشِ متکبرانه به فقر و مسکنت را نفی کرده و با استناد به اشارات قرآنی، گدایان را نشانه‌های رحمتِ الهی می‌داند؛ از این رو، رابطه‌ی عاشق و معشوقِ ازلی، پیوندی است که در آن، نیازِ مخلوق، بستری برای جلوه‌گریِ بی‌کرانِ خالق فراهم می‌آورد.

معنای روان

بانگ می آمد که ای طالب بیا جود محتاج گدایان چون گدا

بانگ و ندایی در گوش جانِ سالک می‌پیچد که ای جوینده، پیش بیا؛ چرا که بخشندگی و سخاوتِ خداوند، همان‌قدر که گدایان به آن محتاج‌اند، خود نیز به وجودِ گدایان نیازمند است تا ماهیتِ خویش را آشکار کند.

نکته ادبی: تضادِ ظریفی میان 'طالب' و 'جود' برقرار شده است تا وابستگیِ وجودیِ این دو را نشان دهد.

جود می جوید گدایان و ضعاف همچو خوبان کآینه جویند صاف

جود و بخششِ الهی، همواره در جست‌وجوی نیازمندان و دردمندان است، درست همان‌گونه که زیبارویان همواره به دنبال آینه‌ای صاف و شفاف می‌گردند تا زیباییِ خود را در آن تماشا کنند.

نکته ادبی: تشبیه مرکب برای تبیینِ جایگاهِ نیازمند به عنوانِ ابزارِ ظهورِ جود.

روی خوبان ز آینه زیبا شود روی احسان از گدا پیدا شود

صورتِ زیبارویان به واسطه آینه است که زیبا و دیدنی می‌شود و حقیقتِ احسان و بخشندگی نیز تنها از طریقِ وجودِ گدا و نیازمند است که در عالمِ هستی نمود پیدا می‌کند.

نکته ادبی: روی در مصراع اول به معنای صورت و در مصراع دوم به معنای چهره‌ی معنویِ احسان است.

پس ازین فرمود حق در والضحی بانگ کم زن ای محمد بر گدا

به همین دلیل است که خداوند در سوره والضحی به پیامبرش فرمان داد که ای محمد، بر سائل و نیازمند بانگ مزن و تندی مکن.

نکته ادبی: اشاره به آیه دهم سوره مبارکه والضحی: و اما السائل فلا تنهر.

چون گدا آیینهٔ جودست هان دم بود بر روی آیینه زیان

زنهار که گدا آینه‌دارِ صفتِ جودِ خداست؛ پس تندی کردن و بر او دمیدن، همان‌قدر که بخارِ دهان آینه را تیره می‌کند، به این آینه نیز آسیب می‌زند و حقیقت را می‌پوشاند.

نکته ادبی: هان به معنای آگاه باش و زیان به معنای آسیب و نقص است.

آن یکی جودش گدا آرد پدید و آن دگر بخشد گدایان را مزید

یک وجهِ جودِ حق، ایجاد و پدید آوردنِ گداست تا مجرای فیض باشد و وجهِ دیگرِ آن، بخشیدنِ نعماتِ افزون‌تر به همان گدایان است.

نکته ادبی: تکاملِ معنایی در مفهومِ جود در دو سطحِ متفاوت.

پس گدایان آیت جود حقند وانک با حقند جود مطلقند

بنابراین، گدایان در واقع نشانه‌ها و آیاتِ جودِ خداوند هستند و کسانی که با حقیقتِ حق یکی شده‌اند، خودِ عینِ جود و بخشندگی‌اند.

نکته ادبی: آیت در اینجا به معنای نشانه و دلیلِ وجودی است.

وانک جز این دوست او خود مرده ایست او برین در نیست نقش پرده ایست

و کسی که جز این مسیرِ الهی را جست‌وجو می‌کند، در حقیقت مرده‌ای بیش نیست و او در این درگاهِ الهی حضورِ حقیقی ندارد و تنها همچون نقشِ بی‌جانی بر روی پرده است.

نکته ادبی: تضاد میان هستیِ حقیقی و نقشِ بی‌جان (نمادِ عدمِ بهره‌مندی از فیض).

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو خوبان کآینه جویند صاف

تشبیه بخشندگیِ خداوند به زیبارویانی که به آینه نیاز دارند برای دیدنِ خویش.

استعاره گدا آینهٔ جودست

گدا استعاره از وسیله‌ی تجلی و نمایشِ صفتِ بخشندگیِ خداوند است.

تلمیح فرمود حق در والضحی

ارجاع مستقیم به آیه قرآن کریم که نشان‌دهنده احترام به جایگاهِ نیازمند است.

مجاز و کنایه دم بود بر روی آیینه زیان

کنایه از رفتارِ تند و خشم‌آلود که مانع از دریافتِ فیض و شناختِ حقیقت می‌شود.