مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل

مولوی
گفت پیغامبر که زن بر عاقلان غالب آید سخت و بر صاحب دلان
باز بر زن جاهلان چیره شوند زانک ایشان تند و بس خیره روند
کم بودشان رقت و لطف و وداد زانک حیوانیست غالب بر نهاد
مهر و رقت وصف انسانی بود خشم و شهوت وصف حیوانی بود
پرتو حقست آن معشوق نیست خالقست آن گوییا مخلوق نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تحلیل ماهیتِ عشق و تفاوتِ برخورد با آن در وجودِ انسان‌های آگاه و جاهل می‌پردازد. او با تکیه بر سنتی کهن، زن را نه صرفاً به عنوان یک جنسیت، بلکه به عنوان جلوه‌ای از تجلیاتِ جمال الهی معرفی می‌کند که بر اهلِ دل و خردمندان غلبه دارد. در مقابل، کسانی که از حقیقت دورند و در بندِ خشم و شهوتِ حیوانی گرفتار شده‌اند، نه تنها این جمال را درک نمی‌کنند، بلکه با تکیه بر خشونت و سلطه‌گری، به جای عشق، به سرکوبِ آن روی می‌آورند.

شاعر مرزِ میانِ انسانیت و حیوانیت را در تواناییِ شخص در ابرازِ مهر و رقت می‌داند. از نگاه او، انسانِ حقیقی کسی است که بر قوای شهوانیِ خود غلبه کرده و لطافت در نهاد او جریان دارد؛ حال آنکه فردِ جاهل و اسیرِ خشم، در سطحِ حیوانی باقی مانده و از درکِ عشقِ حقیقی که پرتوی از ذاتِ حق است، عاجز است.

معنای روان

گفت پیغامبر که زن بر عاقلان غالب آید سخت و بر صاحب دلان

پیامبر (ص) فرمود که زنان بر مردانِ خردمند و صاحبدلان چیره و غالب می‌شوند، چرا که آنان لطافتِ عشق را درک می‌کنند.

نکته ادبی: صاحب‌دلان استعاره از عارفان و اهلِ بصیرت است که باطنِ امور را می‌بینند.

باز بر زن جاهلان چیره شوند زانک ایشان تند و بس خیره روند

اما در مقابل، افراد نادان بر زنان مسلط می‌شوند، چرا که آنان افرادی تندخو هستند و بی‌محابا و بدون تأمل رفتار می‌کنند.

نکته ادبی: خیره در متون کهن علاوه بر معنای حیرت، به معنای گستاخ، بی‌حیا یا کسی که بدون فکر و تدبیر کاری انجام می‌دهد به کار رفته است.

کم بودشان رقت و لطف و وداد زانک حیوانیست غالب بر نهاد

مهر و محبت و نرم‌خویی در وجودِ آن افرادِ جاهل اندک است، زیرا خویِ حیوانی بر سرشتِ آنان غلبه کرده است.

نکته ادبی: وداد واژه‌ای عربی به معنای دوستی و عشقِ خالصانه و عمیق است.

مهر و رقت وصف انسانی بود خشم و شهوت وصف حیوانی بود

مهر ورزیدن و داشتنِ لطافت و عطوفت، از ویژگی‌های منحصر‌به‌فردِ انسان است، در حالی که خشم و شهوت، از صفاتِ ذاتیِ حیوانات محسوب می‌شوند.

نکته ادبی: این بیت به تفکیکِ دقیق میانِ قوای انسانی و غرایزِ حیوانی می‌پردازد.

پرتو حقست آن معشوق نیست خالقست آن گوییا مخلوق نیست

آنچه به عنوان معشوق می‌بینید، در حقیقت یک موجودِ عادی نیست، بلکه بازتابی از نورِ خداوند است؛ گویی او خالق است، نه مخلوقی که در بندِ مادیات باشد.

نکته ادبی: پرتو حق اشاره به نظریه تجلی دارد که در عرفان اسلامی، هر زیبایی در جهان، انعکاسی از زیبایی خداوند است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) انسان و حیوان

مقابل قرار دادن ویژگی‌های انسانی (مهر و رقت) با ویژگی‌های حیوانی (خشم و شهوت) برای ترسیم مرزِ اخلاقی و وجودی انسان.

استعاره و نماد زن

در این متن، زن به عنوان نمادی از جلوه جمال الهی و لطافتِ عشق به کار رفته است که بر خردمندان اثر می‌گذارد.

تلمیح گفت پیغامبر

اشاره به حدیث نبوی در خصوص جایگاه و تأثیر زن در نگاهِ عارفانه که بیانگرِ قدرتِ لطافت در برابرِ خشونت است.