مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکم رضی‌الله عنه «آسمانهاست در ولایت جان کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست کوههای بلند و دریاهاست»

مولوی
غیب را ابری و آبی دیگرست آسمان و آفتابی دیگرست
ناید آن الا که بر خاصان پدید باقیان فی لبس من خلق جدید
هست باران از پی پروردگی هست باران از پی پژمردگی
نفع باران بهاران بوالعجب باغ را باران پاییزی چو تب
آن بهاری نازپروردش کند وین خزانی ناخوش و زردش کند
همچنین سرما و باد و آفتاب بر تفاوت دان و سررشته بیاب
همچنین در غیب انواعست این در زیان و سود و در ربح و غبین
این دم ابدال باشد زان بهار در دل و جان روید از وی سبزه زار
فعل باران بهاری با درخت آید از انفاسشان در نیکبخت
گر درخت خشک باشد در مکان عیب آن از باد جان افزا مدان
باد کار خویش کرد و بر وزید آنک جانی داشت بر جانش گزید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از تمثیلِ باران و تغییراتِ فصل‌ها، به تبیینِ حقیقتِ معنویِ عالمِ غیب می‌پردازد. شاعر در پی آن است تا نشان دهد که جلوه‌های الهی و انفاسِ اولیای حق (ابدال) همواره در دسترس است، اما تأثیرگذاری آن‌ها بر جان آدمی، کاملاً مشروط به ظرفیت و آمادگیِ درونیِ شخص است.

همان‌طور که باران بهاری مایه رشد و شکوفایی است و همین باران در فصل خزان موجبِ پژمردگی و خمودگی می‌شود، فیضِ الهی نیز بسته به شرایط روحیِ سالک، یا مایه حیاتِ جان و کمال است و یا برایِ ناآماده، اثری متفاوت می‌گذارد. پیام نهایی این است که نباید نقصِ ذاتیِ خویش را به پایِ فیضِ الهی نوشت.

معنای روان

غیب را ابری و آبی دیگرست آسمان و آفتابی دیگرست

عالم غیب و ملکوت، قوانین و شرایط مخصوص به خود را دارد و آسمان و خورشیدِ آن نیز با دنیای مادی که ما می‌شناسیم، متفاوت است.

نکته ادبی: «غیب» در اینجا استعاره از عالم ملکوت است و «ابری و آبی» اشاره به عنایات و الطافِ الهی دارد که در آن عالم جاری است.

ناید آن الا که بر خاصان پدید باقیان فی لبس من خلق جدید

این حقیقتِ نهان، تنها برای بندگانِ خاص و پاک‌نهاد آشکار می‌شود و دیگران در حیرت و سردرگمی نسبت به این آفرینشِ تازه باقی می‌مانند.

نکته ادبی: بخش دوم بیت اشاره‌ای مستقیم به آیه ۱۵ سوره «ق» (بل هم فی لبس من خلق جدید) دارد و بر تفاوت ادراک میان عامه و عارفان تأکید می‌کند.

هست باران از پی پروردگی هست باران از پی پژمردگی

همان‌طور که باران می‌تواند وسیله‌ای برای پرورش و رشد گیاهان باشد، گاهی نیز ممکن است همان باران (به دلیلِ زمانِ نامناسب) مایه پوسیدگی و خرابی شود.

نکته ادبی: واژه «پروردگی» به معنای رشد و تربیت و «پژمردگی» به معنای فساد و خمودگی است که تضاد معنایی زیبایی ایجاد کرده است.

نفع باران بهاران بوالعجب باغ را باران پاییزی چو تب

نفعِ بارانِ بهاری که باعثِ طراوت می‌شود، بسیار شگفت‌انگیز است؛ اما همان باران در فصلِ پاییز، مانندِ تب و بیماری برای باغ زیان‌بار است.

نکته ادبی: در اینجا «باران» به عنوان نمادی از فیض الهی است که زمانِ دریافتِ آن، در نتیجه‌ی اثرگذاری‌اش تعیین‌کننده است.

آن بهاری نازپروردش کند وین خزانی ناخوش و زردش کند

بارانِ بهاری، درخت را نازپرورده و باطراوت می‌کند و در مقابل، بارانِ پاییزی همان درخت را پژمرده، ناخوش و زرد می‌سازد.

نکته ادبی: شاعر از دو فصلِ متضاد برای نشان دادن تفاوت در تأثیرِ یک عاملِ واحد (باران) استفاده کرده است.

همچنین سرما و باد و آفتاب بر تفاوت دان و سررشته بیاب

در مورد سرما و باد و آفتاب نیز همین قاعده برقرار است؛ باید بدانی که تأثیر هر پدیده، به شرایطِ زمانی و مکانی بستگی دارد و باید این پیوند و سررشته را دریابی.

نکته ادبی: «سررشته» در اینجا به معنایِ اصلِ منطقی و رازِ نهفته در این روابطِ علی و معلولی است.

همچنین در غیب انواعست این در زیان و سود و در ربح و غبین

در عالم غیب نیز همین قوانین حاکم است؛ این فیض‌های الهی برای برخی مایه سود و بهره معنوی است و برای برخی دیگر موجب خسران و زیان می‌گردد.

نکته ادبی: «ربح و غبین» دو واژه قرآنی (به معنای سود و زیانِ معنوی) هستند که برای توصیف نتایجِ اعمالِ سالکان به کار رفته‌اند.

این دم ابدال باشد زان بهار در دل و جان روید از وی سبزه زار

آن «دم» و سخنانِ اولیای الهی (ابدال) مانندِ فصلِ بهار عمل می‌کند؛ زیرا با شنیدنِ کلامشان، در دل و جانِ انسانِ آماده، سبزه و گلِ معرفت می‌روید.

نکته ادبی: «ابدال» نامی برای گروهی از اولیای بزرگِ الهی است. «دم» در اینجا به معنای سخن و انفاسِ معنویِ ایشان است.

فعل باران بهاری با درخت آید از انفاسشان در نیکبخت

تأثیری که بارانِ بهاری بر درخت می‌گذارد، همان تأثیری است که سخنانِ حکیمانه و انفاسِ اولیای الهی بر جانِ انسانِ نیک‌بخت و آماده می‌گذارد.

نکته ادبی: در اینجا میانِ «فعلِ باران» و «انفاسِ اولیا» تشبیهِ دقیق و هوشمندانه‌ای برقرار شده است.

گر درخت خشک باشد در مکان عیب آن از باد جان افزا مدان

اگر درختی در این میان خشکیده و بی‌ثمر است، عیب را در بادِ حیات‌بخش و رحمت الهی نبین؛ زیرا مشکل از جانبِ خودِ آن درختِ خشک است.

نکته ادبی: این بیت پاسخی به کسانی است که شکست‌های خود را به گردنِ تقدیر یا نبودِ فیض می‌اندازند؛ در حالی که مشکل از ظرفیتِ خودِ آن‌هاست.

باد کار خویش کرد و بر وزید آنک جانی داشت بر جانش گزید

باد کارِ خودش را که وزیدن و بخشیدنِ حیات بود انجام داد، و تنها کسانی از آن بهره بردند که آمادگی و جانِ پذیرا داشتند.

نکته ادبی: «گزید» در اینجا به معنای انتخاب کردن و برگزیدن است؛ یعنی حقیقتِ معنوی، جان‌های آماده را برای اثرگذاری برمی‌گزیند.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (Allegory) باران و فصل‌ها

شاعر کلِ نظامِ هستی و تأثیرِ معنویت بر انسان را به نظامِ رشدِ گیاهان در فصول مختلف تشبیه کرده است.

تضاد (Antithesis) بهار و خزان / سود و زیان / پرورش و پژمردگی

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادنِ دوگانه بودنِ نتایجِ فیضِ الهی بسته به آمادگیِ فرد.

استعاره (Metaphor) درخت

درخت استعاره از جان و وجودِ انسان است که می‌تواند سبز و بارور یا خشک و بی‌ثمر باشد.

تلمیح (Allusion) باقیان فی لبس من خلق جدید

اشاره به آیه ۱۵ سوره مبارکه ق که بر تفاوت نگاهِ مومنان و منکران نسبت به حقیقتِ آفرینش تأکید دارد.