مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش

مولوی
قوم گفتندش که ای خرگوش دار خویش را اندازهٔ خرگوش دار
هین چه لافست این که از تو بهتران در نیاوردند اندر خاطر آن
معجبی یا خود قضامان در پیست ور نه این دم لایق چون تو کیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بخش از حکایت، تقابل میان عقلِ متعارف و حساب‌گری‌های ظاهربینانه با روحیه‌ای جسور و ساختارشکن را به تصویر می‌کشد. در حالی که دیگران بر اساس تجربه‌های تلخ پیشین و برآوردِ توانِ محدودِ خود، به دنبال بقایِ توأم با خواری هستند، مخاطبِ متن با ادعایی بزرگ، همگان را به حیرت و تردید وامی‌دارد.

شاعر در این کلام، نقدِ ناظرانِ سطحی‌نگر را بازگو می‌کند که چگونه با تکیه بر «اندازه‌ها» و «حدودِ» پیش‌فرض‌شده، هرگونه حرکتِ فراتر از عادت را به «لاف» یا «خودشیفتگی» تعبیر می‌کنند و از درکِ حقیقتِ پشتِ پرده عاجزند.

معنای روان

قوم گفتندش که ای خرگوش دار خویش را اندازهٔ خرگوش دار

سایر حیوانات به خرگوش گفتند: ای خرگوش، حد و اندازه خودت را بشناس و بیش از توانایی‌ات ادعای بزرگ نکن.

نکته ادبی: عبارت «خرگوش دار» در اینجا به معنی صاحب یا موجودی از جنس خرگوش است که در کنار «اندازه خرگوش دار» کنایه از رعایت کردن حد و حدودِ خود است.

هین چه لافست این که از تو بهتران در نیاوردند اندر خاطر آن

به او گفتند: این چه ادعای پوچ و گزافی است که می‌کنی؟ در حالی که کسانی که از تو قدرتمندتر و شایسته‌تر بودند، حتی در ذهنشان هم فکرِ مقابله با این شیر را راه ندادند.

نکته ادبی: «لاف» به معنای ادعای بزرگ و بی‌پایه است و ترکیبِ «درنیاوردند اندر خاطر آن» کنایه از حتی فکرِ آن را هم نکردن است.

معجبی یا خود قضامان در پیست ور نه این دم لایق چون تو کیست

آیا دچار خودشیفتگی شده‌ای یا اینکه مرگ و تقدیر به دنبال ما افتاده است که چنین بی‌پروا سخن می‌گویی؟ وگرنه، تو که هستی که بخواهی چنین کار بزرگی انجام دهی؟

نکته ادبی: «معجب» به معنای خودپسند و مغرور است. «قضا» در اینجا به معنای سرنوشتِ محتوم و مرگ است و عبارت «دم لایق» به شرایط و هنگامه مناسب اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری هین چه لافست این

پرسشی که پاسخ آن نزدِ پرسشگر معلوم است و برای تحقیر و سرزنشِ ادعای خرگوش مطرح شده است.

کنایه خویش را اندازهٔ خرگوش دار

اشاره به رعایتِ حد و مرز و پا از گلیم خود فراتر نگذاشتن که نمادی از محافظه‌کاری است.

تمثیل کل ابیات

کلِ داستان به عنوان تمثیلی از تقابلِ شهامتِ برخاسته از عقلِ برتر با عجزِ ناشی از ترسِ عمومی به کار رفته است.