مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر

مولوی
قوم گفتندش که چندین گاه ما جان فدا کردیم در عهد و وفا
تو مجو بدنامی ما ای عنود تا نرنجد شیر رو رو زود زود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بخش از متن، بیانگر گفتگوی میان گروهی از پیروان با مرشد یا رهبر خود است که در آن، آنان بر پایبندی عمیق و تاریخی خود به عهد و پیمانی که بسته‌اند، تأکید می‌ورزند. فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از هشدار و اضطراب ناشی از حضور موجودی مقتدر و خشمگین است.

در واقع، تضادی میان وفاداری بی‌قید و شرطِ پیروان و دشمنیِ فردی لجوج تصویر شده است که حضورش می‌تواند خشمِ «شیر» را برانگیزد. این صحنه نمایانگر تقابل حق‌طلبی و سرسپردگی در برابر کینه‌توزی و لجاجت است.

معنای روان

قوم گفتندش که چندین گاه ما جان فدا کردیم در عهد و وفا

آن گروه به او گفتند که ما مدت‌های مدیدی است که در مسیرِ پایبندی به پیمان و وفاداری‌مان، جان‌بازی کرده و جان خود را فدا کرده‌ایم.

نکته ادبی: عبارت «چندین گاه» به معنای مدتی طولانی است و «جان فدا کردن» کنایه از اوج ایثار و وفاداری است.

تو مجو بدنامی ما ای عنود تا نرنجد شیر رو رو زود زود

ای شخص لجوج و دشمن، در پی بدنام کردن ما مباش و هرچه سریع‌تر از اینجا دور شو تا «شیر» آزرده‌خاطر نشود.

نکته ادبی: واژه «عنود» به معنای کسی است که در لجاجت و دشمنی پا می‌فشارد. «شیر» در اینجا نمادی از قدرت و هیبت است که خشم او مایه هراس است و تکرار «رو رو» و «زود زود» بر ضرورتِ فوریِ رفتن تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر

نمادی از یک موجود یا مقام مقتدر و پرهیبت که خشم او مایه هراس است.

تکرار رو رو / زود زود

تکرار کلمات برای القای حس اضطراب و تأکید بر فوریت و عجله در دور شدن از موقعیت.

کنایه جان فدا کردن

اشاره به نهایتِ فداکاری و وفاداری به یک پیمان یا عقیده.