مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل

مولوی
زین نمط بسیار برهان گفت شیر کز جواب آن جبریان گشتند سیر
روبه و آهو و خرگوش و شغال جبر را بگذاشتند و قیل و قال
عهدها کردند با شیر ژیان کاندرین بیعت نیفتد در زیان
قسم هر روزش بیاید بی جگر حاجتش نبود تقاضایی دگر
قرعه بر هر که فتادی روز روز سوی آن شیر او دویدی همچو یوز
چون به خرگوش آمد این ساغر بدور بانگ زد خرگوش کاخر چند جور

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از گذارِ حیوانات از بحث‌های فلسفیِ کلامی به نوعی تسلیمِ عقلانی در برابرِ قدرت است. در این فضا، منطقِ جبر در ذهنِ حیوانات چنان جایگیر می‌شود که تصمیم می‌گیرند به جای ستیزِ بی‌فایده، با شیر به توافقی برسند. این عهد و پیمان، نظمی ماشینی و اجباری را پدید می‌آورد که در آن مرگ هر حیوان، امری مقدر و پذیرفته‌شده تلقی می‌گردد تا آرامشِ نسبی برای سایرین فراهم شود.

این نظمِ نوین تا زمانی که نوبت به خرگوش می‌رسد، بدونِ چون و چرا ادامه می‌یابد؛ اما خرگوش با هوشیاریِ خود، ساختارِ این قراردادِ ناعادلانه را به چالش می‌کشد. این ابیات، در واقع ترسیمِ وضعیتِ جامعه‌ای است که در آن خستگی از ناامنی، افراد را به پذیرشِ قراردادهای تحمیلی وامی‌دارد.

معنای روان

زین نمط بسیار برهان گفت شیر کز جواب آن جبریان گشتند سیر

شیر با استدلال‌های خود درباره تقدیر و سرنوشت چنان بر حیوانات پیروز شد که آن‌ها دیگر حرفی برای گفتن نداشتند و با منطق او قانع شدند.

نکته ادبی: نمط به معنای روش و شیوه است. جبریان اشاره به پیروان مکتب جبر دارد که به تقدیرِ محتوم معتقدند.

روبه و آهو و خرگوش و شغال جبر را بگذاشتند و قیل و قال

حیوانات دیگر بحث و جدل درباره جبر و اختیار را رها کردند و به سکوت و پذیرش روی آوردند.

نکته ادبی: قیل و قال استعاره از جنجال و بحث‌های بیهوده و بی‌پایان است.

عهدها کردند با شیر ژیان کاندرین بیعت نیفتد در زیان

آن‌ها با شیرِ نیرومند پیمان بستند که در این توافقِ جدید، هیچ‌کدام دچار خسارت یا آسیبِ ناعادلانه نشوند.

نکته ادبی: شیر ژیان به معنای شیر خشمگین و پرهیمنه است که در متون حماسی و عرفانی نماد قدرت است.

قسم هر روزش بیاید بی جگر حاجتش نبود تقاضایی دگر

قرار بر این شد که سهمِ خوراکِ شیر هر روز بدون دردسر برای او فراهم شود تا شیر دیگر نیازی به شکار و درگیری با حیوانات نداشته باشد.

نکته ادبی: بی جگر در اینجا کنایه از بدون نزاع و دشواری است و به واگذاری داوطلبانه جان اشاره دارد.

قرعه بر هر که فتادی روز روز سوی آن شیر او دویدی همچو یوز

هر روز که قرعه‌کشی به نامِ هر کدام می‌افتاد، آن حیوان بدون ترس و تردید، مانند یوزپلنگِ تیزرو به سوی شیر می‌رفت.

نکته ادبی: یوز به معنای یوزپلنگ است که در ادبیات کهن نمادِ سرعت و چابکی است.

چون به خرگوش آمد این ساغر بدور بانگ زد خرگوش کاخر چند جور

وقتی نوبتِ سرنوشت به خرگوش رسید، او با صدای بلند اعتراض کرد و پرسید که این ظلم و ستم تا کی ادامه خواهد داشت؟

نکته ادبی: ساغر در اینجا استعاره از نوبت و پیمانه عمر است. جور به معنای ظلم و ستم است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بی جگر

کنایه از بدونِ دردسر و بدونِ مقاومت است.

تشبیه همچو یوز

تشبیه رفتارِ حیوانِ قربانی به یوزپلنگ برای نشان دادنِ سرعتِ حرکت به سمتِ مرگ.

استعاره ساغر

استعاره از نوبت و پیمانه‌ی سرنوشت که به پایانِ عمر نزدیک می‌شود.

مراعات نظیر روبه و آهو و خرگوش و شغال

گردآوری نام حیوانات که با هم تناسب معنایی دارند.