مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد و اکتساب

مولوی
جمله گفتند ای حکیم با خبر الحذر دع لیس یغنی عن قدر
در حذر شوریدن شور و شرست رو توکل کن توکل بهترست
با قضا پنجه مزن ای تند و تیز تا نگیرد هم قضا با تو ستیز
مرده باید بود پیش حکم حق تا نیاید زخم از رب الفلق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تبیین مفهوم کلیدی توکل و تسلیم در برابر تقدیر الهی می‌پردازد. دیدگاه اصلی بر این است که تلاش‌های بیهوده و محتاطانه برای تغییر سرنوشت، تنها رنج انسان را فزونی می‌بخشد و بی‌حاصل است.

هدف از این کلام، دعوت مخاطب به آرامش و رهایی از اضطراب‌های دنیوی است. نویسنده استدلال می‌کند که انسان باید با پذیرش حکمت الهی و کنار گذاشتن هوای نفس، به مرحله‌ای از انقیاد برسد که در پناه آن، هیچ صدمه‌ای از جهان هستی به او وارد نشود.

معنای روان

جمله گفتند ای حکیم با خبر الحذر دع لیس یغنی عن قدر

همه گفتند: «ای حکیم آگاه، از زیاده‌روی در احتیاط دست بردار، زیرا در برابر تقدیر و حکمِ حتمی خداوند، این‌همه احتیاط هیچ فایده‌ای ندارد.»

نکته ادبی: استفاده از عبارت عربی 'الحذر دع لیس یغنی عن قدر' برای تأکید بر حقیقت کلام و بهره‌گیری از سنت‌های حکمی است.

در حذر شوریدن شور و شرست رو توکل کن توکل بهترست

تلاش بیهوده برای فرار از تقدیر و احتیاطِ بیش از اندازه، خود مایه‌ی آشوب و دردسر است؛ پس به خداوند توکل کن که تکیه بر او بهترین کار است.

نکته ادبی: واژه 'شوریدن' در اینجا به معنای طغیان و تقلا در برابر شرایط طبیعی و الهی است که نتیجه‌ای جز اضطراب ندارد.

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز تا نگیرد هم قضا با تو ستیز

ای کسی که شتاب‌زده عمل می‌کنی، در برابر تقدیر الهی قدرت‌نمایی نکن و ستیز مکن، چرا که اگر با تقدیر درگیر شوی، آن نیز با تو به مقابله برمی‌خیزد.

نکته ادبی: پنجه زدن استعاره‌ای است از درگیری فیزیکی و زورآزمایی، که در اینجا به تقابل اراده‌ی انسانی با مشیت الهی اشاره دارد.

مرده باید بود پیش حکم حق تا نیاید زخم از رب الفلق

انسان باید در برابر فرمان خداوند مانند مرده تسلیم باشد و هیچ اراده‌ای از خود نشان ندهد تا از جانب پروردگار (خالق هستی) هیچ گزند و زخمی به او نرسد.

نکته ادبی: تشبیه به 'مرده' در اصطلاحات عرفانی به معنای از میان رفتن خودخواهی و تسلیم مطلق به اراده‌ی حق است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح رب الفلق

اشاره به سوره فلق در قرآن کریم جهت یادآوری خالقیت و لزوم پناه بردن به پروردگار.

استعاره و کنایه پنجه زدن

استعاره از تقابل، زورآزمایی و جنگیدن با مشیت الهی و تقدیر.

تضاد حذر و توکل

تقابلِ احتیاط‌گراییِ انسانی با تفویض امور به خداوند که محور اصلی پیام است.