مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۴۲ - بیان توکل و ترک جهد گفتن نخچیران بشیر

مولوی
طایفهٔ نخچیر در وادی خوش بودشان از شیر دایم کش مکش
بس که آن شیر از کمین می در ربود آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود
حیله کردند آمدند ایشان بشیر کز وظیفه ما ترا داریم سیر
بعد ازین اندر پی صیدی میا تا نگردد تلخ بر ما این گیا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه حکایتی تمثیلی را روایت می‌کند که در آن گروهی از حیوانات، گرفتارِ حضورِ شیر درنده‌ای در زیستگاهِ خود شده‌اند. فضای شعر آکنده از ترس و ناامنی است که در نهایت، حیوانات را وادار به چاره‌اندیشی و مذاکره می‌کند.

شاعر در این ابیات، وضعیتی را ترسیم می‌کند که در آن موجوداتِ ضعیف برای بقا در برابر قدرتِ قاهره، دست به سازش می‌زنند تا با پرداختِ باج یا جیره، امنیتِ از دست‌رفتهٔ خود را بازستانند.

معنای روان

طایفهٔ نخچیر در وادی خوش بودشان از شیر دایم کش مکش

گروهی از حیوانات در چراگاهی خوش‌آب‌وهوا زندگی می‌کردند، اما به دلیل حضورِ شیر درنده، همواره با او درگیری و کشمکش داشتند و روی آرامش را نمی‌دیدند.

نکته ادبی: «نخچیر» به معنای صید و شکار است که در اینجا به مجاز برای «حیواناتِ شکارشونده» به‌کار رفته است. «کشمکش» استعاره از اضطرابِ دائمی و درگیری است.

بس که آن شیر از کمین می در ربود آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود

آن شیر چنان با بی‌رحمی و پی‌درپی از کمینگاه به آن‌ها حمله می‌کرد و آن‌ها را می‌درید که زندگی در آن چراگاه برای همه حیوانات، تلخ و هولناک شده بود.

نکته ادبی: «می‌در ربود» اشاره به حمله ناگهانی و قاپیدن صید دارد که بر استمرار و شدتِ خشونتِ شیر دلالت می‌کند.

حیله کردند آمدند ایشان بشیر کز وظیفه ما ترا داریم سیر

حیوانات دست به چاره‌جویی زدند و نزد شیر رفتند و به او پیشنهاد دادند که: «اگر تو دست از شکار بکشی، ما هر روز خودمان سهمیه غذایی تو را به موقع برایت می‌آوریم و تو را از شکار کردن بی‌نیاز می‌کنیم.»

نکته ادبی: «وظیفه» در متونِ کهن اغلب به معنای جیره، سهمیه و حقوقِ ثابت است که در اینجا به معنای سهمِ غذای شیر به‌کار رفته است.

بعد ازین اندر پی صیدی میا تا نگردد تلخ بر ما این گیا

«از این پس دیگر خودت برای شکار کردن زحمت نکش و دنبال صید نرو؛ تا ما نیز بتوانیم با آرامش و بدون ترس از مرگ، در این چراگاه زندگی کنیم و زندگی برایمان تلخ نشود.»

نکته ادبی: «گیا» در اینجا استعاره از زندگی و حیات در آن مرغزار است که با ترسِ از مرگ، طعمِ تلخ گرفته بود.

آرایه‌های ادبی

کنایه وظیفه

اشاره به سهمیه یا جیره غذایی که به طور منظم پرداخت می‌شود.

استعاره گیا

تمثیلی از حیات و زندگی حیوانات در مرغزار که با وجودِ شیر، طعمِ تلخِ ترس گرفته است.

مجاز نخچیر

استفاده از نامِ عمل (شکار) به جای فاعل (حیوانات شکارشونده).