مثنوی معنوی - دفتر اول

مولوی

بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر

مولوی
آن وزیرک از حسد بودش نژاد تا به باطل گوش و بینی باد داد
بر امید آنک از نیش حسد زهر او در جان مسکینان رسد
هر کسی کو از حسد بینی کند خویش را بی گوش و بی بینی کند
بینی آن باشد که او بویی برد بوی او را جانب کویی برد
هر که بویش نیست بی بینی بود بوی آن بویست کان دینی بود
چونک بویی برد و شکر آن نکرد کفر نعمت آمد و بینیش خورد
شکر کن مر شاکران را بنده باش پیش ایشان مرده شو پاینده باش
چون وزیر از ره زنی مایه مساز خلق را تو بر میاور از نماز
ناصح دین گشته آن کافر وزیر کرده او از مکر در گوزینه سیر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعات حکیمانه بر ماهیت ویرانگر حسادت تمرکز دارند و آن را نه تنها یک رذیلت اخلاقی، بلکه عاملی برای کوریِ بصیرت و تاریکی معنوی انسان معرفی می‌کنند. شاعر با استفاده از نمادهایی چون گوش و بینی به عنوان ابزارهای ادراکِ حقیقت، بیان می‌دارد که فرد حسود با تلاش برای آسیب رساندن به دیگران، پیش از هر چیز، توانایی‌های ادراکی و معنوی خود را قربانی می‌کند.

پیام اصلی این ابیات، دعوت به شکرگزاری، پیروی از انسان‌های وارسته و پرهیز از نفاق است. نویسنده هشدار می‌دهد که تظاهر به خیرخواهی از سوی افراد حسود، دامی است که حقیقت را در پسِ فریب‌های ظاهری پنهان می‌کند و فرد را از مسیرِ درستِ بندگی و رشد معنوی دور می‌سازد.

معنای روان

آن وزیرک از حسد بودش نژاد تا به باطل گوش و بینی باد داد

آن وزیرِ فریب‌کار و حسود، به دلیل خوی و سرشت ناپاکش بود که باعث شد گوش و بینی‌اش را برای رسیدن به اهداف باطل و بیهوده، از دست بدهد.

نکته ادبی: واژه "وزیرک" با "ک" تصغیر آمده که نشان‌دهنده تحقیر و ناچیز شمردنِ مقامِ معنوی اوست. همچنین "باد دادن" در اینجا کنایه از تباه کردن و از بین بردن است.

بر امید آنک از نیش حسد زهر او در جان مسکینان رسد

او به این امید بود که با نیشِ حسادت و بدخواهی‌اش، زهرِ کینه‌توزی را به جانِ افرادِ مظلوم و بی‌گناه بریزد.

نکته ادبی: عبارت "زهر او" به نیشِ حسادت بازمی‌گردد که استعاره از سخنان یا دسیسه‌های سمیِ اوست.

هر کسی کو از حسد بینی کند خویش را بی گوش و بی بینی کند

هر شخصی که به دلیل حسادت، علیه دیگران نقشه بکشد و با لجاجت رفتار کند، در واقع خود را از قدرت شنوایی و بویاییِ حقیقت محروم کرده و خود را بی‌گوش و بی‌بینی می‌کند.

نکته ادبی: بینی کردن در اینجا به معنای بوییدن یا دنبال کردنِ چیزی از روی کنجکاوی و حسادت است، که با مجازِ "بینی" (عضو بویایی) پیوند دارد.

بینی آن باشد که او بویی برد بوی او را جانب کویی برد

بینی (در معنای استعاری) ابزاری است که با آن می‌توان بوی حقیقت را استشمام کرد و آن عطرِ دل‌انگیز، انسان را به سوی مقصد و کویِ دوست هدایت می‌کند.

نکته ادبی: در اینجا "بینی" نمادِ بصیرت و شمّ عرفانی است که سالک را به مقصد می‌رساند.

هر که بویش نیست بی بینی بود بوی آن بویست کان دینی بود

کسی که از آن عطرِ معنوی بی‌بهره است، گویی که بینی ندارد و بویی که از آن سخن می‌گوییم، همان بوی ایمان و حقیقت دینی است.

نکته ادبی: منظور از "بوی" در اینجا رایحه‌ی معنویت و درکِ حقایق الهی است که تنها مومنانِ حقیقی آن را درک می‌کنند.

چونک بویی برد و شکر آن نکرد کفر نعمت آمد و بینیش خورد

وقتی کسی بوی حقیقت را استشمام کرد و سپاس‌گزارِ آن نعمت نبود، این ناسپاسی باعث می‌شود که آن نعمت (قدرت درک حقیقت) از او گرفته شود و گویی بینی‌اش را خورده است (یعنی آن قوه ادراک از دست رفته است).

نکته ادبی: کفر نعمت استعاره از ناسپاسی است که در ادبیات کلاسیک باعث زوال نعمت می‌شود.

شکر کن مر شاکران را بنده باش پیش ایشان مرده شو پاینده باش

شکرگزار باش و مطیعِ بندگانِ شاکرِ خداوند؛ در برابر آنان تواضع و فروتنیِ کامل نشان بده تا در پرتوِ حقیقتِ آنان، تو نیز به بقا و جاودانگی برسی.

نکته ادبی: تضادِ میان "مرده شدن" (فنایِ نفس و غرور) و "پاینده شدن" (رسیدن به بقای بالله) از اصطلاحات مهم عرفانی است.

چون وزیر از ره زنی مایه مساز خلق را تو بر میاور از نماز

مانند آن وزیرِ فریب‌کار، راهزنی نکن و از ایمانِ مردم به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده مکن؛ مردم را از عبادت و ارتباط با خداوند باز ندار.

نکته ادبی: ره‌زنی استعاره از انحرافِ مردم از راه حقیقت و معنویت است.

ناصح دین گشته آن کافر وزیر کرده او از مکر در گوزینه سیر

آن وزیرِ کافر و دورو، در حالی که ادعای نصیحت و خیرخواهیِ دین را داشت، با مکر و حیله، در درونِ پوسته گردو (که چیزی جز پوشال نیست) سنگریزه‌های بی‌ارزش جای داده بود تا دیگران را فریب دهد.

نکته ادبی: گوزینه به معنای پوسته گردو است. اصطلاح "در گوزینه سیر کردن" کنایه از پر کردنِ ظرفی بیهوده با چیزی بی‌ارزش برای فریب دادنِ دیگران است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بینی و بوی

بینی نماد بصیرت و ابزار درک حقیقت است و بوی نماد رایحه ایمان و الهامات معنوی.

کنایه باد دادن گوش و بینی

کنایه از تباه کردن استعدادها و از دست دادنِ قابلیتِ شنیدن و فهمیدنِ حقیقت به دلیل حسادت.

تضاد مرده شو پاینده باش

تقابل میان فنای نفس (مردن) و رسیدن به حیات ابدی و جاودانگی معنوی (پاینده شدن).

تمثیل در گوزینه سیر کردن

اشاره به داستان‌های قدیمی و نمادِ فریب دادنِ دیگران با ظاهرسازی و ارائه کالای بی‌ارزش به جای حقیقت.