رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۳۶

رودکی
دل سیر نگرددت ز بیدادگری چشم آب نگرددت، چو در من نگری
این طرفه که: دوست تر ز جانت دارم با آن که ز صد هزار دشمن بتری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار، تصویرگرِ پارادوکسِ دردناکِ عشق است؛ عشقی که در آن عاشق، با وجودِ بی‌رحمی و ستمِ بی‌پایانِ معشوق، ذره‌ای از محبتش کاسته نمی‌شود. شاعر از شگفتیِ این پیوند سخن می‌گوید که چگونه می‌توان کسی را که از هر دشمنی بدتر است، بیش از جانِ خویش عزیز داشت.

فضای حاکم بر این سروده، آمیزه‌ای از گلایه و تسلیم در برابر سرنوشتِ عاشقانه است. معشوق در اینجا نه تنها همدل نیست، بلکه مظهرِ قساوت است، اما عاشقِ دلسوخته همچنان در بندِ محبتِ او گرفتار مانده و این تقابل، بن‌مایه‌ی اصلیِ اثر را شکل می‌دهد.

معنای روان

دل سیر نگرددت ز بیدادگری چشم آب نگرددت، چو در من نگری

ای معشوق، دل تو از ستم‌کردن به من خسته نمی‌شود و چشمانت نیز هنگام نگاه کردن به من که در رنج‌ام، از روی دلسوزی اشکی نمی‌ریزد و به حالم نمی‌گرید.

نکته ادبی: عبارت «چشم آب گردیدن» کنایه‌ای از دلسوزی کردن و گریستن است. «نگرددت» با ساختار کهن، به معنای «نمی‌شود» و «نمی‌گردد» به کار رفته است.

این طرفه که: دوست تر ز جانت دارم با آن که ز صد هزار دشمن بتری

شگفتا که با وجود چنین رفتاری، من همچنان تو را از جانِ خود بیشتر دوست دارم؛ آن هم در شرایطی که تو نسبت به من، از صدها هزار دشمن بدتر و زیان‌بارتر هستی.

نکته ادبی: واژه «طرفه» به معنای شگفت و عجیب است. «بتری» صفت تفضیلی از ریشه «بد» است که در متون کهن به معنای «بدتر» استفاده می‌شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (تناقض) دوست تر ز جانت دارم / با آن که ز صد هزار دشمن بتری

شاعر میان دوست داشتنِ بی‌حد و حصر و دشمنیِ مطلقِ معشوق، تضادی عمیق ایجاد کرده که نشان‌دهنده ماهیتِ غیرمنطقی و فرازمینیِ عشق است.

کنایه چشم آب نگرددت

اشاره به جاری شدنِ اشک از سرِ شفقت و رحم است، به این معنا که معشوق هیچ بویی از ترحم و مهربانی نبرده است.