رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۲۸

رودکی
چرخ کجه باز، تا نهان ساخت کجه با نیک و بد دایره درباخت کجه
هنگامهٔ شب گذشت و شد قصه تمام طالع به کفم یکی نینداخت کجه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویری از جبر زمانه و بی‌مهری روزگار را در قالب استعاره‌ای از بازی قمار ترسیم می‌کنند. شاعر، گردون (چرخ فلک) را قماربازی می‌داند که با مهره‌های سرنوشت بازی می‌کند و در نهایت، بهره‌ای مطلوب نصیب انسان نمی‌سازد.

در این فضا، پایان عمر یا پایان یک دوره از زندگی به 'پایانِ شب' تشبیه شده است؛ زمانی که دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده و شاعر با حسرت به کارنامهٔ عمر خود می‌نگرد که تهی از دستاوردی درخشان و بخت و اقبال است.

معنای روان

چرخ کجه باز، تا نهان ساخت کجه با نیک و بد دایره درباخت کجه

چرخِ قماربازِ روزگار، هنگامی که مهرهٔ بازی (کجه) را پنهان کرد،

نکته ادبی: چرخِ کجه‌باز، استعاره از تقدیر است که بی‌پروا و با سازوکار قمارگونه با سرنوشت انسان‌ها بازی می‌کند.

هنگامهٔ شب گذشت و شد قصه تمام طالع به کفم یکی نینداخت کجه

با نیک و بدی که در این دایرهٔ گردون وجود دارد، آن مهره را در بازیِ خود به کار گرفت.

نکته ادبی: درباختن در اینجا به معنای در بازی افکندن یا به بازی گرفتن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره چرخ کجه باز

تشبیه روزگار به قماربازی که با مهره‌های سرنوشت بازی می‌کند.

کنایه طالع به کفم یکی نینداخت

کنایه از عدم کامیابی و ناکامی در رسیدن به مقصود و سهمی نبردن از بخت و اقبال.

نماد هنگامهٔ شب

نماد پایان زندگی یا پایان فرصت‌های طلایی در طول عمر.