رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۲۲

رودکی
در منزل غم فگنده مفرش ماییم وز آب دو چشم دل پر آتش ماییم
عالم چو ستم کند ستمکش ماییم دست خوش روزگار ناخوش ماییم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه اشعار، تصویری روشن از احوال انسانی دردمند و تسلیم‌شده در برابر ناملایمات هستی را به دست می‌دهد. سراینده خود را ساکنِ همیشگیِ سرای اندوه می‌داند که گویی خانه و کاشانه‌اش را در غم بنا کرده است و تضاد میان آتشِ درون (سوز و گداز قلبی) و آبِ بیرون (اشک‌های جاری) را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

در بخش دوم، نگاه شاعر به سوی جهان و گردشِ روزگار می‌چرخد. او با نوعی پذیرشِ منفعلانه، خود را قربانیِ ستم‌های دنیا معرفی می‌کند و بیان می‌دارد که در چنبره‌ی تقدیرِ ناخوشایندِ زمانه گرفتار شده است؛ گویی هیچ گریز و گزیری از این سرنوشتِ تلخ برای او متصور نیست.

معنای روان

در منزل غم فگنده مفرش ماییم وز آب دو چشم دل پر آتش ماییم

ما کسانی هستیم که بساط زندگی خود را در خانه‌ی غم پهن کرده‌ایم و به دلیل آتشِ سوزانی که در دل داریم، مدام در حال گریستن هستیم.

نکته ادبی: ترکیب 'فگنده مفرش' کنایه از اقامت گزیدن و خو گرفتن با شرایطی خاص است. همچنین تضاد میان آتش دل و آب چشم، نشان‌دهنده‌ی فوران احساسات متناقض درونی است.

عالم چو ستم کند ستمکش ماییم دست خوش روزگار ناخوش ماییم

اگر جهان بنا بر ستمگری بگذارد، ما همان کسانی هستیم که زیر بار این ستم می‌رویم و بازیچه‌ی دست روزگارِ بدکردار و نامهربان شده‌ایم.

نکته ادبی: واژه 'دست‌خوش' در اینجا به معنایِ تحتِ سلطه یا اسیرِ چیزی بودن است که به خوبی درماندگی انسان در برابر جبر زمانه را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) آب و آتش

جمع شدنِ آبِ چشم و آتشِ دل در کنار هم، برای نمایشِ عمقِ رنجِ درونی و تلاطم روحی.

کنایه فگنده مفرش

کنایه از سکونت گزیدن و خو گرفتن با غم و اندوه به عنوانِ محلِ اصلی زندگی.

تشخیص (جان‌بخشی) عالم چو ستم کند

عالم یا جهان در اینجا همچون موجودی جاندار و مختار فرض شده که قادر به ستمگری علیه انسان است.