رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۱۷

رودکی
در جستن آن نگار پر کینه و جنگ گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
شد دست ز کار و رفت پا از رفتار این بس که به سر زدم و آن بس که به سنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوالِ عاشقی است که در راه رسیدن به محبوب، تمام توانِ خویش را به کار بسته و در این طریق، با ناملایمات و قهرِ یار مواجه گشته است. شاعر از خستگیِ مفرط جسمانی و دلتنگیِ عمیقِ روحی سخن می‌گوید که حاصلِ جست‌وجویی بی‌پایان در سرتاسرِ جهان برای یافتنِ معشوقی است که به نظر می‌رسد از سرِ ستیز و بی‌مهری با عاشقِ خود رفتار می‌کند.

تصویرسازی‌ها در اینجا نشان از استیصالِ عمیقِ آدمی در طلبِ حقیقت و کمال دارد؛ جایی که رنج‌های فیزیکیِ فرد، بازتابی از دردهای درونی برای دستیابی به مقصدی است که گویی دور از دسترس باقی مانده است.

معنای روان

در جستن آن نگار پر کینه و جنگ گشتیم سراپای جهان با دل تنگ

برای پیدا کردنِ آن محبوبِ زیباروی که با من سرِ ناسازگاری و ستیز دارد، تمام دنیا را با دلی گرفته و غمگین زیر و رو کردیم.

نکته ادبی: نگار به معنای معشوقِ زیبارو و پر کینه و جنگ کنایه از بی‌اعتنایی و سختیِ راهِ وصال است.

شد دست ز کار و رفت پا از رفتار این بس که به سر زدم و آن بس که به سنگ

توانِ دستانم از کار افتاد و پاهایم دیگر نای راه رفتن ندارند؛ چرا که آن‌قدر در غمِ فراق، دستانم را بر سر کوبیدم و خود را به در و دیوار (سنگ) زدم که دیگر توانی برایم باقی نمانده است.

نکته ادبی: استفاده از این و آن اشاره به دست و پا دارد که نشان‌دهنده شدتِ رنج و تکرارِ حرکاتِ ناشی از پریشانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه پر کینه و جنگ

اشاره به ناز و اداهای معشوق و دشواری‌های مسیرِ عاشقی.

مراعات نظیر دست، پا، سر

به کار بردن اعضای بدن برای نشان دادنِ درگیریِ کاملِ جسمانی در فراق و رنج.

تضاد کینه و جنگ در برابر جستن

تلاش برای پیوند با کسی که خوی ستیزه‌جویی دارد.