رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۱۵

رودکی
هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر بیدستانیست این ریاض بدو در
بیهوده همان، که باغبانت به قفاست چون خاک نشسته گیر و چون باد گذر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ناپایداری دنیا و بی‌حاصلیِ دلبستگی به امور دنیوی تأکید دارند. شاعر با لحنی هشدارآمیز، مخاطبِ تشنه‌کام و جست‌وجوگر را از امید بستن به مواهب این جهان باز می‌دارد و آن را به باغی بی‌ثمر تشبیه می‌کند که راه گریزی از دست سرنوشت یا مرگ در آن نیست.

فضای حاکم بر این سخن، زهدآمیز و حکیمانه است؛ گویی انسان را به گذری سریع و بی‌تعلق از دنیا فرا می‌خواند، چرا که باغبانِ قهرآمیزِ روزگار در پیِ آدمی است و فرصت برای اندوختنِ ثمرِ حقیقی در این سرا باقی نیست.

معنای روان

هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر بیدستانیست این ریاض بدو در

ای کسی که تشنه و در جستجوی مقصد هستی، در این باغ (دنیا) به دنبال بهره و نتیجه مباش؛ چرا که این باغ، تنها درختانی بی‌حاصل دارد و چیزی برای چیدن در آن یافت نمی‌شود.

نکته ادبی: بیدستان در اینجا نمادِ بی‌حاصلی و بی‌ثمری است، در مقابلِ باغ‌های میوه‌دار که نشان از بهره‌مندی دارند.

بیهوده همان، که باغبانت به قفاست چون خاک نشسته گیر و چون باد گذر

هرگونه تلاشی در این راه بیهوده است؛ زیرا مرگ یا سرنوشت، همچون باغبانی که در پشت سرِ توست و تو را تعقیب می‌کند، در پیِ توست. پس مانند غبار بر زمین بنشین (آرام و بی‌ادعا) و چون باد از این گذرگاه عبور کن.

نکته ادبی: تشبیه به خاک و باد، نمادی از ناپایداری و تذکر به ترکِ دلبستگی‌های دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بیدستان

استفاده از بیدستان برای نشان دادنِ جایگاهِ بی‌ثمر و تهی از معنویت.

تمثیل و تشبیه چون خاک نشسته... چون باد گذر

دعوت به آرامش و فروتنی (خاک) و گذشتنِ سریع از دنیا (باد) برای دوری از رنج.

ایهام و کنایه باغبانت به قفاست

اشاره به مرگ یا سرنوشت که همواره در تعقیب آدمی است.