رباعیات

رودکی

رباعی شمارهٔ ۵

رودکی
تقدیر، که بر کشتنت آزرم نداشت بر حسن و جوانیت دل نرم نداشت
اندر عجبم زجان ستان کز چو تویی جان بستد و از جمال تو شرم نداشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی آکنده از حسرت و حیرت، سوگوارِ جوانی زیباست که دستِ تقدیر، بی‌رحمانه او را از میان برده است. مضمون اصلی، بیانِ بی‌اعتنایی مرگ و سرنوشت به ارزش‌های انسانی همچون زیبایی و جوانی است.

شاعر در پی یافتنِ دلیلی برای این قساوتِ مرگ است و با زبانی عاطفی، از اینکه مرگ، با وجودِ کمال و جوانیِ متوفی، از ستاندنِ جانِ او ابایی نداشته، شگفت‌زده است.

معنای روان

تقدیر، که بر کشتنت آزرم نداشت بر حسن و جوانیت دل نرم نداشت

سرنوشت و تقدیر، هنگام رقم زدنِ مرگِ تو، ذره‌ای حیا و ملاحظه نکرد و نسبت به چهره‌ی زیبا و دورانِ پرطراوتِ جوانی‌ات، قلبش به رحم نیامد.

نکته ادبی: واژه 'آزرم' در فارسی کهن به معنای حیا، شرم و احترام است که در اینجا به صورت منفی (آزرم نداشت) به کار رفته تا بی‌رحمی تقدیر را نشان دهد.

اندر عجبم زجان ستان کز چو تویی جان بستد و از جمال تو شرم نداشت

من از رفتارِ فرشته‌ی مرگ در شگفتم؛ چرا که توانست از کسی همچون تو جان بگیرد و با دیدنِ سیمایِ زیبایِ تو، ذره‌ای احساسِ شرمساری نکند.

نکته ادبی: واژه 'جان‌ستان' کنایه‌ای شاعرانه و کهن برای عزرائیل یا همان مظهرِ مرگ است که در متون کلاسیک بسیار کاربرد دارد.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) تقدیر... آزرم نداشت / دل نرم نداشت

شاعر به 'تقدیر' صفات انسانی نظیر داشتنِ شرم (آزرم) و داشتنِ دلِ رئوف نسبت داده است تا بی‌رحمیِ آن را به تصویر بکشد.

کنایه جان‌ستان

این واژه به عنوان صفتی برای مرگ یا عزرائیل به کار رفته است که نشان‌دهنده‌ی عملِ اصلی اوست.